294
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-2730 днів
Архів дописів
294
دارم خیلی آروم زندگیمو میکنم که یهو یادم میاد حنانه کیا توی بیمارستان گفت :
" نزارید بمیرم..یه ماه دیگه عروسیمه "
اون لحظه ست که دوباره خورد میشم
294
شما رو نمیدونم ولی من دلم میخواد برم؛
شاید بپرسید کجا؟! ولی برام مهم نيست، میخوام برم؛
از اینجا، از این زندگی، از ایران، از یاد، از حال، از دنیا.
