Girl, whatever
Відкрити в Telegram
🎆 #BornToDisobey #زنزندگیازادی
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
226
Підписники
+224 години
+27 днів
+230 днів
Архів дописів
برای امروز تصمیم گرفتم هم کمتر آهنگ گوش بدم (music addiction👍) هم کمتر گوشیمو چک کنم. شاید اینطوری بتونم ازپس کارای امروز بربیام؟
امروز ایمیل بهم رسید که کورسی که ثبت نام کرده بودم، تایید شده و بالاخره میتونم بهش دسترسی داشته باشم.
امیدوارم برنامههایی که دارم تا اخر تابستون نهایی بشه :(
اگر دوست داشتید که کنار همدیگه توی تابستون هم خوش بگذرونیم هم کلی چیز جدید یاد بگیریم میتونید بهشون پیام بدید و ثبت نام کنید🪷
بچه ها جون بعنوان کسی که شرکت کرده میگم که جلسه ی فوق العاده ای بود و مطمئنم جلسات بعدی هم قراره همینطور باشه💓
Repost from Rosebud
برای اولین جلسهی کارگاه فانتزی خیلی ذوق دارم. ثبتنام تموم شده، اما اگر دلتون خواست که کارگاه رو شرکت کنید و نتونستید ثبتنام کنید، پیام بدید. دلم میخواد هرکسی که یه روزی جهانهای فانتزی از باتلاق غم نجاتشون داده همراهمون باشه! بشنویم و بخونیم و خلق کنیم. 🍇
من تازه بیدار شدم و همین. الان. متوجه شدم که بیست دقیقه دیگه یکی از کارگاهام شروع میشه🧘🏻♀🔪
اگر براتون سوال شد که چطور اینقد yapp کردم اونم بدون اینکه توی ۷۳۷۲۴ پیام بنویسمون باید بگم که از معجزات تریا- یعنی قهوه ست😘
از اونجایی که خون رسانی مغزم بدون قهوه انجام نمیشه بلند شدیم با مامانم رفتیم کافه و ایس کافی با سیروپ وانیل (عاشقشممم) خوردم و برگشت روح و زندگی به بدنمو حس کردم. رفتیم ساحل و بعد از مدتها دور زدیم. ده دقیقه قبل از جلسه رسیدم خونه.سریع پیژامه م رو پوشیدم و کارای جلسه رو انجام دادم.
بعنوان کسی که اولین جلسه ش رو داشته انتظار خاصی از این جلسه نداشتم ولی خب جلسه متوسطی بود و همینکه خرابش نکردم برام با ارزش بود. ریحانه های عزیزم💘 من رو با حضورشون مفتخر کردن که برام خیلی عزیزه و خوشحال بودم که بعد از مدت ها دوباره باهاشون صحبت کردم. مونس هم نیمه ی اول جلسه کنارمون بود. اینکه برای اولین جلسه، شرکت کننده های کمی بود باعث خوشحالیم شد که پنیک نکنم و راحت باشم، بخصوص اینکه شرکتکننده هارو میشناختم (خاطره ی لینگوکلاب شیراز برام تکرار شد😭😂) راحتتر کرده بود اینکارو برام.
با اینکه من ربکا ۱۹۴۰ رو دوبار دیده بودم، هیچوقت question نکرده بودم دیدگاهم رو نسبت به شخصیت ها، تصمیماتشون، ویژگی هاشون، اتفاقات داستان و اونقدر naïve بودم که هنوزم باور داشتم که ویلن داستان ربکاست؟؟؟؟؟
As soon as we started the season and listening to others opinion, i WOKE THE FUCK UP. i literally woke up and realized how deep the movie was and how superficial my interpretations were.
We discussed approximately all of the characters and shared opinions. I loved participants' opinions especially since they were referring to the original book which was totally amazing💓
یچیزی که الان به خاطر اوردم اینه که من یه پروتوکل کامل نوشته بودم از management جلسه و گس وات؟ اصلا هیچی درموردش یادم نبود و حتی یادم رفت که از بچه ها درمورد rating شون به فیلم، شخصیتی که دوست داشتن و شخصیتی که دوست نداشتن، صحنه و دیالوگ مورد علاقه شون از فیلم بپرسم❤️ (اینارو مثلا قرار بوده اول جلسه همزمان با معرفی بچه ها ازشون بپرسم خخخخ)
از صبح ۳۶۷۲۶۲ بار به بابام یاداوری کردم پودر قهوه بگیره چون من یه معتاد تریاکی کوفتی هستم و بدون قهوه نمیتونم به زندگیم ادامه بدم و برام از اکسیژن مهمتره و اگر نخورم کل روزم به فتا میره و کله م تا اخر روز کیریه و نمیتونم زندگی کنم و فکر کنم و exist کنم چون نمیتونمممم
