Girl, whatever
Відкрити в Telegram
🎆 #BornToDisobey #زنزندگیازادی
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
226
Підписники
+224 години
+27 днів
+230 днів
Архів дописів
زیادی برای کسی که فردا با مستر داکتر پرافسر رشیدی امتحان داره چیل ام اونم وقتی نوشته تستی؟؟؟؟ عه و ۴۰ دقیقه وقت داده 💀
پ. ن: واقعا میترسوم
قهوه خوردم، دوش گرفتم، لاک زدم، اب فراوان خوردم و الان میخوام شروع کنم درس بخونم🧚♀
Repost from N/a
not daniel molloy trying to conduct an accurate interview about vampires when his subjects are louis de pointe du lack of information, lestat de lyingcourt, armanipulator, and claudead 💀
امروز ۵ ساعت و نیم، ناناستاپ پشت سیستم بودم و حتی فرصت بلند شدن هم نداشتم.
اولش که باید برای جلسهی گراف آماده میشدم، بعدش هم که باید محتوای جلسهی کلاب رو آماده میکردم. برای کلاب هم باید سوالاتشو اماده میکردم، هم لینک گوگلمیت رو آمادهی فرستادن به شرکتکنندهها میکردم.
ساعت ۴ جلسهی گراف شروع شد و کلیییی خوشگذشت و تا ۶ ادامه داشت.
ساعت ۶ ( بخوام ایلوستریت کنم باید بگم توی یک ثانیه، تبِ گراف رو بستم و تبِ کلاب رو باز کردم😭) کلاب شروع شد و گس وات؟ اینترنت فاکین ضعیف بود.
امیر (از شرکتکننده ها) یه پلتفرم جدید معرفی کرد و نقل مکان کردیم😭 و دوباره لینک رو به تکتک شرکت کننده ها و بقیه دوستام فرستادم😭 و مینوایل باید جلسه رو مدیریت میکردم😭
(فکر نکنم نیاز باشه اینکه حتی ناهار هم نخورده بودم رو منشن کنم 🧘🏻♀)
رفتیم توی جلسه و شروع کردیم به صحبت کردن و واقعا خوشگذشت. فهمیدم باید بیشتر روی سوالات کار کنم چون همهشون فیلم رو از یه جهت خاص بررسی میکنه و باید چیزای متفاوتتر رو بهش اضافه کنم.
این جلسه شروع رو درست انجام دادم ولی پایانش باز انگار میخواستم لکچر کنم و فقط خودم حرف زدم kms. ولی اشکالی نداره، حالا یه ۳۶۷۲۶۲ جلسه دیگه بگذره قلقش میاد دستم 😹😹😹
ولی خب یه چیزی که توی فیلم برام عجیب به نظر میرسید رو بچهها توضیح دادن و فهمیدم چی به چیه و صحبتا خوب بود (شاید من دلوژنال ام😹😹😹)
خلاصه که با هر سختی بود امروز هم تقریبا تموم شد. تازه وقتی از اتاق اومدم بیرون دیدم مامانم سیروپ کارامل😫💘💘 گرفته و میخواد کیک درست کنه.
پ. ن: اصلا initiative نباشید چون نمیدونید چقد مسئولیت و فشار و کار داره😭😭👍
It's not about money and finance anymore, it has turned to something about control and power over this زندگی لعنتی
I'd literally do anything just because i don't want to regret anything and say "oh i wish i had done that shit"
یه business idea داشتم و فکر میکردم اونقدر زندگی برام روال باشه که نخوام تا اخر تابستون بهش فکر کنم ولی نبود و باید همزمان با ۲۶۷۱۶ ایده ی دیگه بهش رسیدگی کنم. (نقطه ی خیلی خیلی بزرگ به نشانهی عصبانیتِ بسیار زیاد)
از اونجایی که دارم برای جلسهی اینده گراف اماده میشم و محتواهایی که بهمون پیشنهاد شد رو مطالعه میکنم، باز هم میخوام کارگاه گراف رو بهتون معرفی کنم.
اولین کارگاهشون (کارگاه ژانر فانتزی) در حال برگزاریه. بعنوان یک شرکتکننده واقعا از جلسهی اول لذت بردم؛ بخصوص با دیدن علاقهی یلدا و غزلِ عزیز، برگزارکنندهای کارگاه، به کارگاه و محتواش✨
از هفته اینده هم قراره فیلمهای برجستهی این ژانر رو با همدیگه ببینیم و تحلیل کنیم!تازه، میتونید با پرداخت دومرحلهای ثبتنام کنید! بنظرم هرچه زودتر بهشون پیام بدید و ثبتنام کنید تا جلسات بیشتری رو از دست ندید ؛)
