uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

سپیدار

سپیدار

Відкрити в Telegram

بیهوده سرک می‌کشی سپیدارِ بلند بسا پرنده‌ها که باز نمی‌آیند. #سیروس_نوذری

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
227
Підписники
Немає даних24 години
+107 днів
+1330 днів
Архів дописів
🪴 زن زیبایی نیستم موهایی دارم سیاه که فقط تا زیر گردنم می آید وَ نه شب را به یادت می آورد نه ابریشم نه سکوت شاعرانه نه حتی خیالِ یک خواب آرام پوست گندمی دارم که نه به گندم می مانَد نه کویر وَ چشم هایی دارم که گاهی سیاه می زنَد گاهی قهوه ای وَ گاهی که به یاد مادرم می افتم عسلی می شوند و گاهی خیس... دست هایم دست هایم دست هایم مهربانند و هر از گاهی برای تو به عشق تو شعر می نویسند مرا همین طور ساده دوست داشته باش با موهایی که نوازش می خواهند و دستهایی که نوازشت می کنند و چشم هایی که به شرقیِ صورت من می آیند...
#نیکی_فیروزکوهی
@Sepidar_Me

photo content

🌙 "خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود"
#حسین_منزوی
@Sepidar_Me

🌙🥂
گفتی بیا گفتم کجا گفتی میان جان ما ... #مولانای_جان
@Sepidar_Me

🪴 دوست دارم یک روز بیدار شوم و ببینم همه چیز برعکس شده‌ است: من زنگ بزنم و ساعت از جا بپرد. چای مرا بنوشد و تنها تفاله‌ای از من تهِ لیوان بماند. همسرم را بچسبانم به بوسه و همچون حشره‌ای که گیر می‌کند به تار عنکبوت، در تارهای بوسه گیر کند. خانه از من بزند بیرون. درخت‌های پیاده‌رو از برگ بریزند. مترو سوار من شود؛ رگ‌هایم ریل شوند و مترو در تمام بدنم بچرخد. مسیر، تبلیغ‌های روی مرا بخواند:" همه تنها هستند؛ همراهِ آخر." محل کار به من برسد و میز، پشتِ من بنشیند. صفحه‌ی کامپیوترم زل بزند به من. آمارِ جهانم را بگیرد با فرمول‌های اِکسلی. در مسیر، خانه به من بازگردد. ویترین‌ها به آدم‌ها به چشمِ اجناس بنگرند. مواد غذایی از گرانیِ آدم‌ها حیرت کنند:" نکنه دیگه نتونیم آدم بخریم و بخوریم." آدم‌ها حسابی پف کرده‌اند و متورّم شده‌اند: از اَبَرتورم. تراسِ خانه در من بنشیند. سیگار، مرا بکشد. شهر به باد هوهو کند. خروسِ شب‌خیز بخواند و تختخواب‌ها بیفتند روی‌ آدم‌ها. دوباره خودم را می‌گذارم روی ساعت. نکند صبح، ساعت خواب بماند. تمام آدم‌های شهر این کار را می‌کنند تا صبح به موقع، مُردگی را شروع کنند...
ندا اکبری
@Sepidar_Me

🥂♥️
امیدوارم "به عزیزِ دلِ ڪسے بودن" مبتلا باشید
@Sepidar_Me

🧚‍♀ درست مثل آن که جنازه ی کارگران معدن را از خاک بیرون بکشی تا دوباره به خاک بسپاری! چیزی میان ما تغییر نخواهد کرد… اما اصرار دارم که بدانی “دوستت دارم…”
#زانیار_برور
@Sepidar_Me

‌🥂🎈
سلام بر آنان که در دیدار اندک‌اند و در یاد بسیار …
@Sepidar_Me

🪷 از جنگ پوکه‌ی فشنگ‌ها می‌ماند از زیبایی زن‌ها هزار ته‌ سیگار
#آریا_معصومی
@Sepidar_Me

photo content

✌️ یکی از شجاعانه‌ترین تصمیم‌ها رها کردن آن چیزی است که به روان شما آسیب می‌زند. @Sepidar_Me

@Sepidar_Me
بوی جان می‌آید از تو ...
🥂♥️

🪴 گفت: پاشو ،شادی کن ،تو مالک هیچی نیستی گفتم : مالک هیچی نبودن یعنی چی؟! گفت: یعنی عاشق بودن
#مریم_یوسفی
@Sepidar_Me

🧚‍♀ امیدوارم سهمت از این جهان، مواجه شدن با آدم هایی با نیت پاک باشد، آنها که در غیبت تو، حتی حرمت "اسم"ت را حفظ می‌کنند.
بهترینها امروز سهم قلب و زندگیت♥️
@Sepidar_Me

photo content

@Sepidar_Me
مثل سه نقطه شدم، پایانی بی‌پایان...
🥂♥️

🪴 اونجا که #حسین_منزوی میگه: و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟ و #من میگم: شب شد و فانوس در دستم چه سوسو می‌زند فکر کردی کولی شبگرد بودن ساده است؟ ✍️ #فریبا‌قربان‌کریمی
و شب بخیر♥️
@Sepidar_Me

🪷 اکنون کدام یک از ما ساکن است؟ من رفته‌ام؟ من رفته بوده‌ام؟ و آن که می‌رود اکنون کدام یک از ماست؟ شاید که ما نسل عبور در تاریکی بوده‌ایم و جای پاهامان را نیز به خود مبتلا کرده‌ایم. دیدارهای سخت و واژه‌هایی که هیچ یک درست ندانستیم نقطه‌هاشان را کجا باید گذاشت
محمد مختاری
@Sepidar_Me