uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝚳𝗈𝗌𝖼𝗈𝗐 •

‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝚳𝗈𝗌𝖼𝗈𝗐 •

Відкрити в Telegram

‌ ‌ 𝖳𝗁𝗂𝗇𝗀𝗌 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗐𝖾𝗋𝖾 𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝖿𝖾𝗅𝗍 𝖻𝖾𝗍𝗐𝖾𝖾𝗇 𝗎𝗌. Уважаемый @durov, у нас нет сексуального контента, мы соблюдаем правила Telegram. Есть те, кто завидует нашему прогрессу.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
263
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-3330 днів
Архів дописів
sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a
به تو، که هنوز هم گوشه‌ای از قلبم زندگی می‌کنی...
نمی‌دانم این نامه رو چه زمانی خواهی خواند، یا اصلاً روزی آن را خواهی خواند یا نه. فقط می‌دانم حرف‌هایی در دلم مانده که اگر نگویمشان، تا ابد مثل بغضی قدیمی در گلویم خواهند ماند. می‌دانی؟ من هیچ‌وقت از دوست داشتنت نترسیدم؛ از روزی ترسیدم که دیگر نتوانم دوستت داشته باشم، نه به این خاطر که احساسم تمام شده باشد، بلکه چون مجبور شوم یاد بگیرم بدون تو زندگی کنم. تو برای من شبیه آهنگی بودی که حتی پس از خاموش شدنش، ملودی‌اش در ذهنم ادامه پیدا می‌کند. شبیه عطری که مدت‌ها پس از رفتن صاحبش در اتاق باقی می‌ماند. شبیه خاطره‌ای که هرچقدر هم بخواهی فراموشش کنی، با کوچک‌ترین اتفاق دوباره زنده می‌شود. من هنوز هم گاهی حرف‌هایی را که هیچ‌وقت به تو نگفتم، در ذهنم تکرار می‌کنم. هنوز هم وقتی اتفاق خوبی می‌افتد، اولین فکرم این است که کاش می‌توانستم برایت تعریفش کنم. هنوز هم بعضی شب‌ها دلم برای نسخه‌ای از خودم تنگ می‌شود که وقتی تو را داشت، باور می‌کرد شاید دنیا آن‌قدرها هم جای بدی نباشد. و چه تلخ است که آدم بتواند کسی را با تمام وجودش دوست داشته باشد، اما نتواند حتی برای یک لحظه هم او را کنار خودش نگه دارد. من از تو متنفر نیستم. حتی از رفتنت هم نه. اصلا چگونه میشود که ادم از رفتن معشوقه‌اش و خودش متنفر شود!؟ فقط گاهی از خودم می‌پرسم چرا باید کسی که این‌همه دوستش داریم، به کسی تبدیل شود که برای دیدنش باید به خاطراتمان پناه ببریم. اگر روزی دوباره همدیگر را دیدیم، لطفاً از من نپرس که آیا هنوز دوستت دارم یا نه. شاید لبخند بزنم و بگویم همه‌چیز گذشته است. شاید حتی آن‌قدر عادی رفتار کنم که باور کنی دیگر هیچ احساسی به تو ندارم. اما حقیقت این است که بعضی عشق‌ها تمام نمی‌شوند؛ فقط یاد می‌گیریم نامشان را بر زبان نیاوریم. و اگر روزی در میان شلوغی دنیا، ناگهان یادت افتادم، امیدوارم آن لحظه حالت خوب باشد. امیدوارم کسی کنارت باشد که وقتی سکوت می‌کنی، غمت را بفهمد؛ وقتی خسته‌ای، از تو نخواهد قوی باشی؛ و وقتی می‌ترسی، کاری کند که احساس تنهایی نکنی. امیدوارم همان خوشبختی‌ای را پیدا کنی که من زمانی در رؤیاهایم با تو تصورش می‌کردم. حتی اگر سهم من از آن خوشبختی، فقط آرزو کردنش برای تو باشد. و در آخر، می‌خواهم چیزی را اعتراف کنم که شاید هیچ‌وقت جرئت گفتنش را نداشتم: من از دست دادنت را پذیرفتم، اما هیچ‌وقت یاد نگرفتم چطور دلتنگت نباشم. شاید نتوانم جز تو،عاشق و مجنون دیگری باشم؛ اما میخواهم فردی عاشق تر از من باعث لبخند روی لب هایت باشد اگر در این دنیا دوباره سهم هم نشدیم، امیدوارم اگر زندگی بعدی ای وحود داشت،ما برای هم شویم. و اگر روزی، در جایی دور از این دنیا، فرصتی برای شروع دوباره وجود داشت... شاید آن‌جا، این بار، قصه‌ی ما پایان دیگری داشته باشد. با تمام عشقی که دیگر جایی برای رفتن ندارد؛
از طرف کسی که دوستت دارد، بیشتر از آنچه هرگز توانست به تو بگوید.

Repost from N/a
photo content

sticker.webp0.00 KB

جیهوپ:🤩 یونگی:😎

هوبی کورن باعث میشه از یه دیدگاه و زاویه دیگه برای این پسر بمیرم

ما زنده نمیمونیم

واقعا تور رو کنسل کنید

یا تمامی مقدسات

از خنده پاره نشه

لطفا مراقب حنجره تون باشید