˒˓𝖵𝗄𝗈𝗈𝗆𝖺ᵛᵏ
Відкрити в Telegram
⭒๋࣭ ⭑ __ 𝖧𝖾𝗒, 𝗆𝗒 𝖼𝗁𝖾𝗋𝗋𝗂𝖾𝗌 🍒 𐙚𝖳𝗁𝗂𝗌 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗌𝗉𝖺𝖼𝖾 𝗂𝗌 𝖿𝗈𝗋 𝐕𝐤ᦅᦅk ⋆ 𝖲𝗍𝖺𝗒 𝖼𝗅𝗈𝗌𝖾, 𝖼𝗁𝖾𝗋𝗋𝗂𝖾𝗌 ⭒__ @Vkoolobot 𝖫𝖾𝖿𝗍 = 𝖡𝖺𝗇
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
943
Підписники
+8024 години
+1057 днів
+18030 днів
Архів дописів
941
بچها من ادم خرافاتی ای نیستم، ولی همین چند دقیقه پیش با وحشت و نفس تنگی از خواب بیدار شدم، یه خواب خیلی بدی دیدم واقعا ترسیدم اولین بارمه یه خواب یادم میمونه و وادفاک؟ اون خواب دارک و ترسناک بود.
انگار همراه دوتا زن و یک دختر 11 ساله و یک مرد کچل به نزدیک مرز ایران رفته بودیم، بعد نمیدونم چه کشوری بود دقیقا، حالت یک روستایی رو داشت و یک جاده خاکی، وسط جاده یک جیپ مشکی بود، اون دختر یازده ساله از منو بقیه جدا شد، ولی منم رفتم دنبالش چون نگرانش بودم، نزدیک مرز بودیم یک مروارید سفید پیدا کرد، از مرز خارج شد و روی اون زمین خاکی ایستاد هی بهش میگفتم نرو و بمون ولی نه هیچی گوش نمیداد، مروارید سفید یهویی از دستش دقیقا کنار یک سنگ که قبلا توی واقعیت دیده بودنش داخل یک جایی افتاد، برگشت برش داره و بره یهویی از پشت گلوله شلیک شد دختر با چشمای باز روی زمین افتاد، هیچ خونی هم ازش نیومد، بعد من تا اومدم فرار کنم اونی که بهش شلیک کرده بود بهم شلیک کرد ولی قبلش به اون اقا کچل که نمیدونم یهویی از کجا پیداش شد خورد، بعد هم به وسط قلب من، ولی از جای هیچ کدوم خون نمیومد.
خیلی وحشتناک بود، اصن فیلم ندیدم، یا فیک نخوندم، یا نمیدونم فکر عجیبی نکردم که رو مغزم تاثیر گذاشته باشه، ولی خب احساس میکنم امروز توی مدرسه میمیرم، شماهم مراقب خودتون باشین،ترسیدم کسی نیست بهش بهم بخاطر همین اینجا گفتم.
941
واقعا ناراحت شدم که میاین نقطه میدین، یا نظر های الکی،تعداد کامنت به هیچ وجهه برای من مهم نیست، من میگم 300 کامنت تا شما دست بجنبونین و بقیتون هم به کارم واکنش نشون بدین، وگرنه خودمم بلدم توی کامنت هام 100 تا نقطه بزارم و بگم ببین منم کامنت گرفتم.
