خانوم شیرین
Відкрити в Telegram
گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
402
Підписники
-124 години
-77 днів
+7930 днів
Архів дописів
400
Repost from توییتی
صرفا جهت یادآوری:
انقدر به چهرهی خودت عادت کردی که نمیدونی از نگاه غریبهها چقدر خوشگلی
@TweetyChannel | ciro
400
عاشقم،
اهل همین کوچه ی بن بست کناری
که تو از پنجره اش
پای به قلب من ِ دیوانه نهادی... :)
#فریدون_مشیری
400
مو از تو، بافتن با من
خنده از تو، جان دادن با من
تکیه دادن از تو، شانه شدن هم با من
یک تو از تو؛
مجنون شدن با من
علی لنگرودی
400
دلم میخواست؛
بین شبها و روزهات،
بین دستها و نفسهات،
بین بوسها و لبهات؛
چنان سرگردان شوم
که نفهمم دنیا کدام طرف میچرخد...
#عباس_معروفی
400
تو بیا
مست در آغوش من و
دل خوش دار...
مستی ات با بغلت
هر دو گناهش با من...!
#حسین_منزوی
