uk
Feedback
𝗺𝗼𝗾𝗲𝗶𝗮𝘁 𝗺𝗼𝘁𝗲𝗼𝗱𝗶³¹³

𝗺𝗼𝗾𝗲𝗶𝗮𝘁 𝗺𝗼𝘁𝗲𝗼𝗱𝗶³¹³

Відкрити в Telegram

﷽ إِذا جاءَ نَصرُ اللَّه وَالفَتح کانال رسمی مُوقعیَتِ مَهدی³¹³ - با افتخارتقدیم میکند - 🇮🇷🇵🇸 [شروعمون ۱۴۰۱/۱۰/۱۴ پایانمون:انشاالله شܣߊ‌ࡅ‌ܝߺ̈ به قافله سپاه³¹³ ولیعصر(عج)خوش آمدید. پایگاه مجازی سربازان آقاصاحب الزمان📻 خادم : @Nogtiii1

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
299
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-230 днів
Архів дописів
آدم گریه کرده حوا گریه کرده 320.mp38.20 MB

دست روی بدنش گذاشتم با حالت گیجی که داشتم و چشمان تار گفتم چیزی نشدش بلند شو بلند شو برویم باز نامردا میزنن چند بار صداش کردم دیدم میلرزد فقط وقتی دیدم توجهی نمی کند برگردانمش آخه پشت رو افتاده بود زمین وقتی برش گرداندم دیدم🥲یا حسینننن سربر بدن ندارد و خون از گردن قطع شدش مانند چشمه فوران میکنن و پیکرش میلرزد

دویدم وسط های راه برگشتم پشت سرم و نگا کنم که یهو موج انفجار منو از جا کند و توی حوزه جلو تر بود انداخت چند لحظه بیهوش بودم وقتی ب خود آمدم هیچی نمی فهمیدم انگار توی خلع عمیق م گوش م سوت می‌کشید سرم گیج میرفت بزور از جام بلند شدم چشام درست نمی دید تار میدیدم. جلو تر رفتم ببینم دوستم اومد یا نه دیدم چند قدمی از من دور تر افتاده زمین و دارد میلرزد ...

چند شب گذشت جنگ شروع شد دقیق یادم هست غروب بود نزدیک های تاریکی آسمون به ما حمله شد سریع بچه هه مکان که توش بودیم داشتن تخلیه میکردن مام از محل خوابمون با دوستم داشتیم خارج می‌شدیم من کفش هایم را پوشیدم و منتظر او بودم روبه من کرد و گفت تو برو من می آیم منتظر من نباش بدوووو

ازش گرفتم و توی انشگت کردم به دستم نشست سنگش شیره درخت بود و رکابش نقره من با شوخی ازش گرفتم ولی او جدی جدی ان را به من داد یادگاری🫠

هنوز جنگ شروع نشد بود یه شب نشست بودیم با بچه ها محل کار شام میخوردیم. یهویی چشمم به انگشتر توی دست رفیق م ؛ افتاد انگشتر خوشگلی بود با شوخی گفتم چه انگشتر قشنگی ببینمش .

یه خاطره از اوایل جنگ رمضان" واستون تعریف کنم !؟ اگه موافقیت 👍 بزارید .

- حـــزب الله‌ لبنان🇱🇧

-Either we will triumph, or another Karbala will be repeated. - یحیی سنوار🇵🇸

السلامُ علیك یاصاحِب الزمان .

-NOPO🇮🇷گنگ
+1
-NOPO🇮🇷گنگ

sticker.webp0.22 KB

- انا کلب رقیه؛

ازدحامِ اربعین تو ثابت کرد،
که شاهِ واقعی اصلا فراخوانی نمی‌خواد.

وقتِ رفتن، کاش در دیده نمی‌غلتید اشک؛ آخرین تصویرِ تو، پیشِ دیده‌هایم تار بود!🕊️
وقتِ رفتن، کاش در دیده نمی‌غلتید اشک؛ آخرین تصویرِ تو، پیشِ دیده‌هایم تار بود!🕊️

lRAN🇮🇷lRAN🇮🇷lRAN🇮🇷

-NOPO lRAN🇮🇷
+1
-NOPO lRAN🇮🇷

السلامُ علیك یاصاحِب الزمان .