779
Підписники
+1524 години
+317 днів
+15830 днів
Архів дописів
778
بعضی وقتا میام واست یه پیام بلند بنویسم از تمام من،قلبم،احساسی که داره منو خفه میکنه..
ولی بعد یادم میاد که من چند بار اینکارو کردم و هیچ اهمیتی واست نداشت انگار یه احمق بود یا یه روحی بودم جلوت که
هیچوقت نتونستی ببینی منو.
778
و در نهایت اگر اندوهت آنقدر زیاد شد که حرف زدن برایت دشوار بود، به سمتِ من بیا تا کنار هم سکوت کنیم.
778
اتفاقا تو هم خوشگل بودی ، هم اصیل بودی ، هم آدم خوبه داستان .
فقط اون یکم زیادی برای این چیزا لیاقت نداشت .
