کُنجِ دِلِ مَن
Відкрити в Telegram
"به هیچ وجه از زندگی خوشم نمیآید." - فروغ فرخزاد 📬https://t.me/HarfChatBot?start=bf10c7aa01aa
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
271
Підписники
+3524 години
+377 днів
+7330 днів
Архів дописів
اما من نمیخواستم که بگویند:این هم یک درس دیگر،خب..تجربه شد.نمیخواستم بگویند:لابد درش حکمتی بوده.نمیخواستم بگویند:صبر کن،چیزی بزرگ تر از آن که از تو گرفته شده،برایت کنار گذاشتهاند.نمیخواستم بگویند: لابد خیریتی داشت!
هیچکدام از اینها دیگر مرا آرام نمیکردند.همه مزخرفاتی بودند که به خورد انسان داده میشد،تا فکر کند هر آنچه از دست میدهد فارغ از آسیب بزرگی که میبیند،خیریتی دارد!
اما من نمیخواستم.نه درس تازه ای،نه تجربه تازه ای،ونه چیز بهتری!
من همان چیزی که با او اخت شده بودم ،امیدوار شده و زندگی کرده بودم را میخواستم.
برایم حکمت و خیر معنایی ندارند.
چرا باید به نشدن ها و از دست دادن ها عادت میکردیم؟
من فقط کمی «زندگی کردن» میخواستم.
نمیخواهم مدام دوام بیاورم و صبر کنم و اسم این جهنم را بگذارم زندگی.
خالق
من فقط ظاهرم امروزیه، اصلا رو اوپن مایند بودن من حساب نکنین، قاطی میکنم شرمندتون میشم..
میگویند که درد آدمها را بهم نزدیک می کند؛
به من بگو کدام مان شاد هستیم
که این همه از هم دور مانده ایم؟
جایی دور تر از خودم ایستادهام به تماشای خودم
چه بی رحمانه خستم
و چه به ناچار قوی...
