رباعیات ایرج زبردست
Відкрити в Telegram
در این کانال می توانید تمام رباعیات ایرج زبردست را / بخوانید
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
363
Підписники
Немає даних24 години
+47 днів
+2530 днів
Архів дописів
دستِ همه سنگِ طعنه و صد رنگی ست سهمِ من و تو ، شکستگی... دلتنگی ست...
ای دل ، قدم محال بر می داری
برگرد که خانه خدا هم سنگی ست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
دیدم همه شکلها رها از خویشند
خاموشِ تکلمند و می اندیشند
دیدم که سماع می کند باد به دشت
دیدم همه درخت ها درویشند
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
اشراقِ تماشاییِ باور باشی
از عرشِ خدا نیز فراتر باشی
صد کعبه نماز می گزارند تو را
یک لحظه اگر به جایِ مادر باشی
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
به : مادرم طوبا و حال ازلی اش
با عشق ، پر از لذتِ پرهیز شوی
یک قونیه مستِ شمس تبریز شوی
چون کوزه که تشنگی عالم با اوست
آنقدر تهی باش که لبریز شوی
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
من لالِ توام ، سِیْرِ تکلم هستم
در بُعدِ زمان نهایتی گم هستم
خطاط ، قلم به دست هر کس ندهد
شمسِ دگرم ، خطِ چهارم هستم
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
به : دکتر محمدعلی موحد
در ساعتِ من ، حکایتی نا پیداست
در ساعت من ، قطره هزاران دریاست
این عقربه ها که گِرد هم می گردند
انگار یکی شمس ، یکی مولاناست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
آنقدر چو جاده ها دویدم خود را
تا از کسِ دیگری شنیدم خود را
من گم شده شهرِ تماشا بودم
ای چشم تو را بستم و دیدم خود را
💠 ایرج زبردست 💠
( آب کم جو تشنگی آور به دست....)
من تشنه چنان که سوختن حال من است
دوزخ ، تبِ خاکسترِ آمال من است
من تشنه چنان که خشک گردد دریا
من تشنه چنان که آب دنبال من است
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
خاموش به کویِ روشنِ ماه برو
تا خلوتِ عارفانِ آگاه برو
حیرانِ تماشایِ رسیدن ها باش
بی چشم ببین و بی قدم راه برو
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
بر تارکِ هفت آسمان چون تاج است
در حادثه حلاج تر از حلاج است
آن سایه که ایستاده فانوس به دست
نوری ست که خورشید به او محتاج است
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
بگذار که خلسه گاهِ دیدار شوم
از هر چه ندیدنی ست سرشار شوم
ای صبح ، به دیده ام مَکش سرمه نور
من خواب نبوده ام که بیدار شوم
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
بر دوشِ نگاه ، نعشِ دیدار شدم
سر تا به قدم زخمیِ آوار شدم
تا خواست نَفَس نقشِ عَدَم را بکشد
من خوابِ تو را دیدم و بیدار شدم
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
شب ، روشنیِ نابِ تو را می بیند
آرامشِ مهتابِِ تو را می بیند
تعبیرِ دو عالم چه زلالست اینجا
بیداریِ من خوابِ تو را می بیند
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
تا کشفِ شهود ، رمزِ معنا شدن است
هر قطره پر از مجالِ دریا شدن است
درویش به خلسه رفته می داند و بس
هر گم شدنی کلیدِ پیدا شدن است
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
هر " لحظه "
هزار سال فرسود آن شب
شب
آن
دود
آسمان
شد
زمین
آهِ
از
شب ، گود
نگاه ، گود
تاریکی ، گود
شب
دره
آویخته ای
بود
آن
شب
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
هر سو نفسِ حادثه در ثانیه هاست
هر لحظه نگاهِ مبهمی خیره به ماست
یک دستِ مدام
سیلیِ خاک به عمر
آوارِ عبور
مرگ ، امضایِ خداست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
در جمجمه وقت ، صدایی تاریک
تکرارِ مُدامِ ردپایی تاریک
یک ساعتِ کهنه شنی
شکلِ سقوط
خطاطیِ مرگ
سنگ هایی تاریک
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
شک ، عقلِ جهان - شک ، دهنِ فکرم شد
شک ، راز اتاقِ روشنِ فکرم شد
شک ، باز در آغوشِ حقیقت خوابید
شک ، پیرهنی نو به تنِ فکرم شد
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
از سقف اتاق سایه هایی وارون
هر سایه بریده سر ، سراپا در خون
جیغِ شب و...
جیغِ سایه ها...
جیغِ جهان....
هر سایه پرید از تنِ من بیرون
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
در بارشِ اشتیاق می افتد بَعد
یک خاطره در اتاق می افتد بََعد
من بَعد
تو بَعد
بَعد در بَعد
وَ
بَعد
در یک - دگر
اتفاق می افتد بَعد ...
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
