uk
Feedback
ثآنورا☀️"

ثآنورا☀️"

Відкрити в Telegram

آفتاب، خانه زادِ چَشم‌هاى توست.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
321
Підписники
-224 години
-17 днів
+7230 днів
Архів дописів
photo content
+1

به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو؛ به من که هر شب از خودم ، پناه میبرم به تو.

Parastesh.mp33.75 MB

photo content
+1

photo content
+1

- این پست از چنل و این پیام رو فور کنید چنلتون .
به چند نفرتون رندوم استارز بدم🧋

Ehsan Khajeamiri - Bigharar (320) (1).mp38.86 MB

خستگی توی تموم پوست و استخونم رخنه کرده؛ از اون خستگی‌هایی که دیگه نمی‌فهمی باید بخوابی، گریه کنی، حرف بزنی یا فقط یه گوشه بشینی و به هیچ‌چی فکر نکنی. دلم تنگ شده، سرگردون و آواره‌م؛ انگار تنها وسط یه خیابون شلوغ وایسادم و دست تکون می‌دم، آدم‌ها یکی‌یکی از کنارم رد می‌شن، ماشین‌ها می‌رن و هیچ‌کدوم واسه من نمی‌ایستن. آخرش من می‌مونم و یه خیابون بلند و راهی که باید پیاده برگردم، با پاهایی که دیگه رمق ندارن و دلی که نمی‌دونه اصلاً خونه کجاست. خستم… خسته‌تر از اون چیزی که بشه با چندتا کلمه توضیحش داد. اون‌قدر خسته‌م که حتی دیگه توان گریه کردن هم ندارم. فقط خیره می‌شم به آدمایی که دارن از کنارم می‌گذرن و با خودم فکر می‌کنم چطور همه دارن می‌رن و من هنوز همین‌جام؛ همون‌جایی که مدت‌هاست ایستادم. انگار زمان برای همه جلو می‌ره، جز من. یه وقتایی آدم دلش فقط یه پناه می‌خواد؛ جایی که لازم نباشه خودش رو توضیح بده، لازم نباشه بگه چرا خسته‌ست، چرا دلش گرفته، چرا این‌قدر بی‌حوصله‌ست، چرا بعضی شب‌ها فقط دلش می‌خواد یکی بفهمه که دیگه نمی‌کشه. من از این توضیح دادن‌ها خسته شدم. از اینکه بگم «خوبم» وقتی نیستم، لبخند بزنم وقتی ته دلم آشوبه، وانمود کنم چیزی نشده وقتی هزار چیز توی دلم روی هم تلنبار شده. تموم امیدم تویی. تموم قوت قلبم تویی. وقتی هیچ‌کس نمی‌فهمه چه بلایی سر دلم اومده، یه جایی از دلم هنوز به تو فکر می‌کنه و آروم می‌شه. وقتی راه‌ها شلوغ و تاریک می‌شن و نمی‌دونم کدوم طرف باید برم، یاد تو مثل یه چراغ کوچیک ته دلم روشن می‌مونه؛ نه اون‌قدر پرنور که همه‌چیز رو یک‌دفعه روشن کنه، اما اون‌قدر که نذاره کامل گم بشم. کیو دارم جز تو؟ کی می‌فهمه آدم گاهی چقدر دلش گرفته، بدون اینکه خودش هم بدونه چرا؟ کی می‌فهمه پشت این همه سکوت، چه حرف‌هایی مونده که هیچ‌وقت به زبون نیومده؟ من خیلی چیزها رو نگفتم. خیلی شب‌ها رو با خودم سر کردم. خیلی وقت‌ها دلم خواست فقط برگردم به جایی که خیالم راحت باشه، جایی که احساس کنم هنوز کسی هست که می‌شه بهش پناه برد. گاهی دلم می‌خواد فقط بشینم و از دور نگاه کنم؛ به همون جایی که دل خیلی‌ها وقتی دیگه از همه‌چیز خسته می‌شن، خودش راهش رو پیدا می‌کنه. انگار آدم هرچقدر هم گم شده باشه، آخرش یه جایی از دلش هنوز راه برگشت رو بلده. منم راه برگشت رو گم کردم، ولی دلم هنوز تو رو بلدِه. دلم هنوز همون سمت می‌ره؛ حتی وقتی خودم حوصله هیچ راهی رو ندارم. حتی وقتی از خودم، از روزها، از این همه فکر و خیال خسته‌م. شاید همین که هنوز دلم به یه جایی بند باشه، یعنی هنوز یه ذره امید ته این خستگی زنده‌ست. من فقط یه کم آرامش می‌خوام؛ نه اینکه همه‌چیز یک‌دفعه درست بشه، نه اینکه دنیا مطابق میل من بچرخه. فقط یه جوری بشه که این دلِ خسته، دوباره باور کنه می‌شه ادامه داد. یه جوری بشه که وقتی از این خیابون‌های شلوغ رد می‌شم، دیگه حس نکنم هیچ‌کس منتظرم نیست. من خسته‌م… خیلی خسته. ولی هنوز دلم قرصه به اینکه جایی هست که می‌شه بی‌حرف، بی‌توضیح، بی‌ادعا بهش پناه برد؛ جایی که حتی اگر دست خالی برسم، باز هم دلم احساس غریبی نمی‌کنه. شاید برای همین، با همه‌ی خستگی‌هام، هنوز دلم برات تنگ می‌شه..

Bigharar (1) (1).mp37.94 MB

تمام راه‌های گم‌شده‌ی دنیا؛ آخرشان به تو ختم می‌شود. همچون روزنه‌ای از نور در میانِ تاریک‌ترین شب‌ها، که از دلِ سیاهی می‌گذرد تا به من یادآوری کند؛ هیچ شبی آن‌قدر تاریک نیست که صبحِ تو را در خود گم کند.

photo content
+1

Alireza_Ghorbani_Man_Asheghe_Chashmat.mp38.87 MB

وقتی همه زخم تازه‌ای به من هدیه می‌دادند، تو مرهم و پناه من بودی.

photo content
+1

وقتی آدم به چیزی که می‌خواهد، نمیرسد؛ زیاد دور نمی‌رود.همان حوالی پرسه می‌زند و به آشنا‌ترین چیز نزدیک به او، شبیه او، چنگ می‌زند.

'جوری‌که دارم تظاهر میکنم همه چیز سر جاشه'

Cagan Sengul - Artik Cok Gec(navazmusics).mp39.07 MB

«گاهی آدم دلش برای کسی تنگ نمی‌شود؛ برای خودش، آن‌طور که کنارِ آن آدم بود، تنگ می‌شود. برای خنده‌هایی که بی‌دلیل بودند، برای قلبی که هنوز از فردا نمی‌ترسید، برای آن نسخه‌ای از خودش که فکر می‌کرد بعضی آدم‌ها قرار است بمانند. و شاید بزرگ‌شدن همین باشد؛ یاد بگیری بعضی‌ها را دوست داشته باشی، بی‌آنکه منتظر ماندنشان باشی… و بعضی خاطره‌ها را ببخشی، بی‌آنکه دوباره به آن‌ها برگردی.»

Alireza Ghorbani - Golhaye Barankhordeh.mp39.32 MB