🍓خانومِ توت فرنگی🍓
Відкрити в Telegram
اگه عشق طعم داشت،به نظرم مزه توت فرنگی میداد.... https://t.me/BitChatsBot?start=sec-hghhhebdci
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
413
Підписники
+524 години
-27 днів
-1530 днів
Архів дописів
مولانا:
شمس، چرا هر چه بیشتر میفهمم، بیشتر احساس تنهایی میکنم؟
شمس:
چون حقیقت، آدم را از شلوغی بیهوده جدا میکند.
همه توان ماندن در عمق را ندارند.
مولانا:
پس آدم دلش را به کی بسپارد؟
شمس:
به کسی که سکوتت را هم بفهمد، نه فقط حرفهایت را.
مولانا:
و اگر هیچکس نفهمید؟
شمس:
آن وقت خدا کافیست؛ بعضی دلها را فقط آسمان میفهمد.
بعد از مدتها عکسشو دیدم
فهمیدم اصلاً جذاب نیست
رفتاراش هم اصلاً دلنشین نیست
شوخیهاش هم اصلاً خندهدار نیست
و آدمهایی که کنارش هستن اصلاً آدمهای خوشبختی نیستن
فاصله اون از یه آدم «خاص» با یه آدم «معمولی» فقط دوست داشتن من بود
اون معمولی شده بود چون من دیگه دوسش نداشتم
در واقع ما منتظر برگشتن هیچ آدمی نیستیم فقط منتظر برگشت خودمونیم که با اون آدم رفته.
Repost from 𝐴𝑚𝑖𝑟 𝑘𝑖𝑦𝑎𝑛𝑖
امروز هم حوصله ندارم هم حس میکنم مریضم پس مجبورین تحملم کنید 😂
مدت ها بود خشممو کنترل میکردم تا هم به خودم هم به کسی آسیبی نرسه ولی امروز دیگه از توانم خارج بودوهنوزم هست
همیشه سعی کردم با مشکلاتم کنار بیام
خدایی همیشه تو سخت ترین شرایط هم خندیدم
اما آدمی ام که غصه ی همه رو میخورم حتی کسی که نمیشناسم
به شدت خودخوری میکنم
چندروزه عصبی و پر از خشمم
پر از حس ناکافی بودن
پر از ترس
پر از غم
اما هی خواستم بروز ندم
هی خواستم کسی نفهمه به زور سرپام
یا شایدم دلم نمیخواست کسی غممو ببینه
آدمیزاده دیگه
بالاخره برای همه پیش میاد یه روزایی سخت بگذره براشون
چیزی که شاید کسی نمیبینه وکم پیش اومده نشونش بدم اینه که منم بعضی وقتا کم میارم
منم بعضی شبا از فکر و خیال خسته میشم
این روزارو دارم با خودم میجنگم
با خشمم
با ترسام
با حس ناکافی بودنم
بامشکلات اقتصادی مملکتم بافشار روانی که از هرسمتی درگیرشم
با همه چیزایی که نمیذارم کسی ببینه
نه اینکه قوی باشم نه!
فقط هنوز تسلیم نشدم
هنوز دارم سعی میکنم خودمو از این روزا بکشم بیرون
هنوز دارم میجنگم که از پا نیفتم
شاید آروم نباشم
شاید خوب نباشم
ولی هنوز اینجام
و فکر کنم همین که با وجود این همه خستگی هنوز دارم ادامه میدم
یعنی یه جایی ته وجودم هنوز امیدی برای فردا مونده
