uk
Feedback
🏳️‍🌈𓆩𓆩پسر بزرگه‌ٔ بتمن𓆪𓆪🏳️‍⚧️

🏳️‍🌈𓆩𓆩پسر بزرگه‌ٔ بتمن𓆪𓆪🏳️‍⚧️

Відкрити в Telegram

فقط یه پسرِ غرق شده تو شیدایی خفیف!🍻 🏳‍⚧🏳‍🌈 To the unknown: @DrownedBoy_bot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
228
Підписники
-224 години
-57 днів
-3930 днів
Архів дописів
وای وای وایسید فور کنم- اینا رو همه رو پشت هم گفتم. قشنگ مشخصه روانیم😂😂😂

طوری که یهو تو چنل پرایوتم رد دادم خیلی بد بود😭😂

شاید باید برم خونه دخترخالم و یکم دخترش رو بغل کنم و بذارم بهم زور بگه😭 روز اول مهر می‌خواستم بهش زنگ بزنم باهاش حرف بزنم خبرش رو بگیرم که رفته مدرسه و کلاس دوم، ولی یادم رفت و ناراحتم. نینی گناه داشت!😭😭😭

واقعا ممکنه بابت اینکه بچه‌ ندارم بشینم گریه کنم امشب.

دقیقا عزیزم. دقیقا همون موقع باز می‌شه🙏🏻 واسه من هم همون موقع باز شد حقیقتش که ۲۲ ۲۳ سالگیم بود تقریبا‌.

یه همسایه سپاهی هم البته داشتیم، اون رو من انقدر خانوادش رو چپ چپ نگاه می‌کردم و با اینکه معتقدم آدم باید با همسایه خوش برخورد و خوش سلام‌علیک باشه، محل سگش نمی‌دادم هیچی نمی‌گفت🙏🏻 مرتیکه احمق رو باهاش حرف جدی می‌زدی، در و دیوار رو نگاه می‌کرد به جای اینکه بهت نگاه کنه. بعد دخترش همسن من بود، ۲ تا بچه ۸ و ۳ ساله داشت، همش خونه این مردی بودن در حال یورتمه رفتن ساعت ۳ و ۱۲ شب. زنشم یهو ساعت ۱ شب یادش می‌اومد چرم کار کنه، تق تق تق می کوبید!

ولی نه خدایی😭😭😭 ما از این آدمای فضول نداشتیم. تنها همسایه کیریمون(حیف کیر)، یه مهاجری بود تو ساختمون قبلیمون. و ببینید، زمین پارکینگ‌های واحد‌های سمت شرق و غرب جداشده بود اصلا. و ما غربی بودیم و اینا شرقی. یعنی محل پارک ماشینمون بهم هیچ ربطی نداشت. بعد ما ماشین دوم رو که خریدیم با همسایه‌های خودمون اوکی کرده بودیم، ماشینامون رو یه طوری به طوری کنار هم جا می‌دادیم و هیچکس مشکل نداشت‌. بعد آقا به کونش فشار اومده بود که چرا واحد فلان ۲ ماشین تو پارکینگ داره؟! و واقعا ۲ ۳ بار جلسه گذاشت و همه اینطوری بودن که "ما مشکل نداریم." آقا اینطوری بود که "نه فقط یه ماشین هرکی حق داره بیاره!"... هیچی آقا چیکار داری؟ خونه رو اجاره داد رفت شهر خودش، ما ۲ تا ماشین رو میاوردیم تو. وقتی هم برگشت اومد دعوا کنه ما از اونجا بلند شدیم😂😂😂

وااا، اتفاقا انقدر خوشحال می‌شم صمیمی می‌شیم🙏🏻

https://t.me/LazarusChild/3446 لول فقط وقتی باز میشه که من یه وسیله نقلیه داشته باشم وگرنه همون اتوبوس میمونه و من حالا من بدو و اتوبوس بدو

وای آراس (صمیمیتم گل کرد شرمنده) نمیدونی این منطقه چقدد زناش فضولن در این حد بگم که میشینن دم در قلیون به راه ببینن کی با چی میری میای 😭😭 ولی خب خداروشکر مامان بابای منم سر اینکه چی میپوشم بی حجاب میرم بیرون گیر نیستن منم میگم خب پس
کون لق همسایه فضول

ولی خب من خودم خیلی آدم مبادی آدابی هستم در اجتماع- برای همین واسه خودم مهمه رفتارم چطوریه‌. وگرنه من یه گوهی خورده بودم که نمی‌خواستم کسی متوجه بشه؛ بعد شوهر دخترعموم (خانوادگب ایران نیستن و حتی وقتی ایران بودن من سالی دو بار می‌دیدمشون) خبردار شده بود، به دخترعموم گفته بود، بعد دخترعموم به زنعموم گفته بود و زنعموم زنگ زده بود ببینه واقعا گوهی خوردم یا نه. البته نیتشون خیر بود ولی سیستم ارتباطی واقعا ترسناک بود😭

نمی‌دونم شهرمون کوچیکه یا شانسم انقدر تخمیه که منی که اصلا آدم بیرون رفتن نیستم، ۴ بار با دوستم رفتم بیرون و ۳ بار از اون ۴ بار، عمم رو تو خیابون دیدم😂😂😂

بابا غصه نخور. اون لول هم باز می‌شه کم کم🙏🏻. من سن خر پیغمبر رو دارم و از این کارا می‌کنم وگرنه ۱۸ سالم که بود با اینکه کتابخونه ۵ دقیقه با خونمون فاصله داشت، ساعت ۷ تا ۸ باید برمی‌گشتم خونه حتما. اصلا هم براشون مهم نبود تایم کتابخونه چیکار می‌کنم و کجا میرم و با کیا بُر می‌خورم. خیلی جدی مثلا شاید می‌رفتیم با بچه‌ها دور بزنیم بعضی روزا یا سیگار بکشن بقیه‌.

ما شهرمون کوچیکه کافیه یکم زندگی کنی هزارتا حرف پشت سرت در میاد سرهمونم یه بیرون رفتنم کلی دردسر داره، خودم حساس نیستما حرف مردم برام مهم نیست ولی خب برای خانواده گرامی مهمه مثل اینکه

ببین محدودیت سر اینکه کجا میری فلان جا نرو اینا ندارم هرجایی بخوام میتونم برم ولی اینکه دیر نرسم خونه براشون مهمه همیشه میگن قبل تاریکی خونه باش یعنی هرکاری میکنم باید توی روز انجامش بدم😭😭 عملا بیرون رفتن توی شب رو اصلا نرفتم

ولی خب می‌فهمم. اولین خونه‌ای که داشتیم، واقعا آدرس پرتی بود اطراف شهر و ماشین هم نداشتیم و من همیشه این سوال در ذهنمه که منِ کودک رو چطوری از فلان جا تا بهمان جا با خودشون می‌کشیدن بندگان خدا. مثلا من اگه اون خونه بودم قطعا هیچوقت از خونه بیرون نمی‌اومدم انقدر جای پرتیه...

تازه قبل عید اسباب‌کشی کردیم و من از همه جا دور شدم😭 خونه قبلیمون واقعا بیشترین تایمی که صرف می‌کردم تو مسیر آرایشگاه و دانشگاهم بود که واقعا پرت بودن و نمی‌شد پیاده هم بری و با تاکسی یا اتوبوس می‌رفتم.

https://t.me/LazarusChild/3438 انقد خونتون به همه چی نزدیکه که پیاده میری میای من حاشیه شهرم اصلا و ابدا نمیشه بدون اتوبوس جایی برم تازه یه مسیری با اتوبوس برم تازه میرسم مترو که بقیه راهو با مترو برم