uk
Feedback
نیمه شبِ بدون تو؛

نیمه شبِ بدون تو؛

Відкрити в Telegram

"در این نیمه‌شبِ بی‌تو، خاطراتت تنها همدم من است.¹⁴⁰⁵/⁰⁵/¹¹" https://t.me/Fa_00_16 چنلمون:) https://telegram.me/Chatbysomebot?start=sc-szyeUSpIYM ناشناسمون:)

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
316
Підписники
-324 години
Немає даних7 днів
-930 днів
Архів дописів
فاصلمون باهم فقط یه آهنگ بود، که هیچوقت نه تو فرستادی، نه من.

غم واقعی اونی نیست که باهاش گریه کنی؛ غم واقعی ساکتت میکنه.

حرف هایی که نزدم:
حرف هایی که نزدم:

تظاهر کردن به خوشحالی و حال خوب همیشه برام راحت تر از گفتن درد و دلام بوده. هروقت سفره دلمو واسه کسی باز کردم جز پشیمونی و حسرت اینکه چی میشد لال بودم و چیزی نمیگفتم نبوده، این آدما دردای تو، مشکلات تو، سختی های روزگار تو هیچوقت براشون مهم نبوده، آدما تو این دنیا به تنها کسی که اهمیت میدن و از ته دل حالشون براش مهمه فقط و فقط خودشونن پس الکی درد و دل نکن چون برعلیه تو استفاده میکنن، فردا که بحثی پیش بیاد همشونو میکوبن تو صورتت. تنها همدم، تنها هم راز، تنها کسی که از جون برات مایه میزاره و هیچوقت رهات نمیکنه خودتی! پس چرا حال خودتو برای آدمایی بد کنی که امروز هستن فردا نه، امروز نزدیکترین دوستتن فردا پست ترین دشمنت. پس یاد بگیر درد و دل نکردن رو، یاد بگیر تنهایی رو پاهات وایسادن رو؛ تا آخر مسیر که هیچ جونی نداری؛ پشیمونی ای هم از کارات نداشته باشی.

وانمود میکنم که آسون ازش رد شدم ولی واقعیت اینه که اون از رو من رد شد.

لطفا به آدم‌هایی که بخاطر از دست دادن کسی ناراحتن نگید برای تو گزینه‌های بهتری هم هست، اون آدم دنبال جفت گیری نیست، بخش مهمی از آیندش و خاطراتی که زندگی کرده رو از دست داده.

یعنی چی عاشقش نباش؟اون موهاش فره>>

🩵

تو نبودت می‌ارزه به بودنِ همه‌ی اینا.

ایجانن بله بله

میدونم منظورت فدای اون لباس نارنجی پس زمینته

من فدای این بچه بشم یاچی؟🙂‍↔️🎀
من فدای این بچه بشم یاچی؟🙂‍↔️🎀

دلم تنگ شد واست،ولی انگار این بار زور منطقم بیشتره.

بعضی وقتا مرورم کن. یادت بیار که چقدر واست جنگیدم، چقدر واست دوییدم، چقدر واست ذوق داشتم، چقدر دوستت داشتم، چقدر واقعی بودم، و تو همشو نابود کردی.

بله خانم هایده حق با شماست غم با من زاده شده،منو رها نمیکنه.

دلم برات تنگ که نه ولی تیکه پاره شده.

یه مدتیه دیگه برای هیچ‌چیز انرژی اضافه ندارم ؛ نه برای توضیح دادن خودم ، نه برای قانع کردن کسی ، نه حتی برای ناراحت شدن از آدمایی که یه روزی برام مهم بودن . فقط دارم آروم‌آروم یاد می‌گیرم بعضی چیزا رو همون‌جوری که هستن بپذیرم ؛ نه چون دیگه درد ندارن ، چون دیگه خسته‌تر از اینم که باهاشون بجنگم ..

Me too