نیمه شبِ بدون تو؛
Відкрити в Telegram
"در این نیمهشبِ بیتو، خاطراتت تنها همدم من است.¹⁴⁰⁵/⁰⁵/¹¹" https://t.me/Fa_00_16 چنلمون:) https://telegram.me/ChatHideS_bot?start=sc-HR7xeWpwJU ناشناسمون:)
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
324
Підписники
+324 години
+87 днів
-1530 днів
Архів дописів
سرعت جایگزین کردن بعضیا انقدر زیاد شده که قبل از تموم شدن رابطه نفر بعدی رو انتخاب کردن.
آدمیزاد کلا موجود پشیمونیه
پشیمون از کارهایی که کرده پشیمون از کارهایی که نکرده :)
من نمیخوام فراموشت کنم یا طوری وانمود کنم که انگار هیچوقت نبودی. اگه دارم خودمو به اون راه میزنم فقط برای اینه دیگه نمیدونم به چی چنگ بزنم که حالم بعد رفتنت بهتر شه.
من حالم خوبه
اما دیگه از رفتن و اومدن کشی ذوق نمیکنم
دیگه از خرید لباس و عطر مورد علاقم خوشحال نیستم
حوصله معاشرت با هیچکس و ندارم
دیگه با کسی بحث نمیکنم همیشه حق با بقیه س:))
میخندم ، قهقه میزنم ولی از عمق وجودم نیس
لطفاً نگران من نباشید من حالم خوبه
واقعا خالم خوبه و دارم از زندگیم لذت میبرم ؛
من وقتی شرایط سخت میشه نمیرم؛ من وقتی میرم که ببینم تلاشهام به چشم نمیآد. وقتی میرم که ببینم هرکاری کنم باز کافی نیستم. وقتی میرم که بدونم ارزش کارهام دونسته نمیشه. وقتی میرم که بدونم قد من احترام گذاشته نمیشه. من وقتی میرم که بفهمم اندازهای که برای من مهمه، برای طرف مقابل مهم نیست.
من زود میبخشم، اما نه به این معنی که یادم میره چه اتفاقی افتاده، یا میتونم دوباره مثل قبل باشم، بعضی رفتارها شاید بخشیده بشن اما اثری که روی آدم میزارن به این راحتیها از بین نمیره من میبخشم که بفهمی فقط دیگه از دستت عصبانی نیستم نه اینکه دوباره بهت اعتماد دارم و میخوام همه چیز مثل گذشته باشه.
بیا بغلم.
جفتمون خسته ایم و زانوهامون زخمیه.
زندگی هم این راندو برد.
اما عیب نداره؛
به جاش ما همو داریم.
تو برای من یه دلیلی برای دو دقیقه بیشتر زنده موندن.
پس بیا بغلم.
شاید من شونه هایی شدم برای اینکه سرتو بذاری و با خیال راحت اشک بریزی و بدونی که من پیشتم. توی هر شرایطی هواتو دارم و بهت گوش میدم. بدون اینکه قضاوت بشی.
كسى كه تورو بخواد
هم وقت داره،
هم حالتو ميفهمه،
هم حرفى رو كه نبايد، نميزنه،
هم حرفى رو كه بايد، ميزنه.
از من و تو و صد تاى ما هم بهتر ميفهمه.
من واقعا تو نشون دادن احساساتم
به دیگران عاجزم پس اگه حتی یبار
حس کردی دارم بهت علاقه نشون میدم
بدون دوست داشتنت به گوشت و پوست
و استخونم رسیده.
ترجیح میدم خوابتو ببینم تا با بقیه برم بیرون.
ترجیح میدم آهنگایی که باهاشون یادت میافتم رو گوش بدم تا صدای بقیه رو بشنوم.
ترجیح میدم با رویات زندگی کنم تا با کس دیگه ای برم توی رابطه.
ترجیح میدم دلتنگت شم، غمگین بشم، تلخ شم تا کسی بخواد غیر تو لبخندو روی لبام بیاره.
ترجیح میدم امید داشته باشم و منتظرت بمونم تا بخوام جایگزین پیدا کنم.
ترجیح میدم توی خاطراتمون زندگی کنم تا بخوام جدیدشو با یه فرد جدید بسازم.
منطقی نیست؛
ولی خب عشقی که بهت دارمم حس الکی ای نیست که بخواد از بین بره :))
واقعیت اینه که وقتی یه چیزیرو ازت مستقیم بخوام، دیگه انجام دادنش خیلی ارزشی نداره.
آدما دلتنگ و وابسته خاطره ها میشن
خاطره هایی که تکرار نمیشن
و برگشت با آدمی که وابسته خاطرات باهاشی باعث ضربه خوردن دوباره میشه
از لحاظ روحی نیاز به یک پیام ریسکی دارم ولی اونی که ریسک کرده من نباشم، اون باشه.
