𝐎𝐥𝐝 𝐋𝐞𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐁𝐚𝐠
Відкрити в Telegram
449
Підписники
+124 години
+57 днів
-230 днів
Архів дописів
Repost from دفترچهخاطراتِآبی.
تنها کاری که همیشه میتونم انجام بدم نوشتن و از یاد بردن تلخیِ این روزهاست.
Repost from KAİZEN
اونقدر مهم نبود که راجعبهش با کسی حرف بزنم، اما اونقدر بیاهمیت هم نبود که بهش فکر نکنم.
Repost from KAİZEN
واسه منی که توی زمان حال زندگی میکنم، ارتباط با آدمایی که درگیر گذشتن یا منتظر آیندن خیلی سخته. انگار هیچوقت در یک زمان مشترک زندگی نمیکنیم.
Repost from the quiet riot.
انگار با تموم شدن رابطهی اونا، یه تیکه از امنیتی که به عشق داشتی هم فرو ریخته. حالا همزمان که دلت میخواد عاشق بشی، از پایانش میترسی؛ چون حتی آدمهایی که فکر میکردی میتونن تا همیشه کنار هم بمونن، از هم جدا شدن. و شاید دردناکترین بخشش اینه که داری برای چیزی سوگواری میکنی که هنوز برای خودت اتفاق نیفتاده، اما حالا دیگه از ممکن بودنش میترسی.
Repost from 𝐂𝐨𝐟𝐟𝐞𝐞 𝐁𝐞𝐚𝐧 ☕︎𖦹
اگه توی یه کتاب زندگی میکردی...📖🪄
این پیامو توی چنلت فوروارد کن تا با توجه به وایب و فضای چنلت بهت بگم اگه قرار بود توی دنیای یه کتاب، فیلم یا انیمه زندگی کنی، کدوم دنیا مال تو بود!🧙🏻♂
علاوه بر اون بهت میگم توی اون دنیا چه جایگاهی داشتی و احتمالاً مشغول چه کاری بودی؛ البته در حد یه توضیح کوتاه و مختصر.🕯️🗝️
لطفاً جوین باشین.
چنلتون محتوا داشته باشه و اسپم نباشه.
لیمیت: خط میزنم.
Repost from 𝐂𝐨𝐟𝐟𝐞𝐞 𝐁𝐞𝐚𝐧 ☕︎𖦹
"I just wanted everything to be... perfect here, for this new... endeavor. And I can't shake the feeling that something is wrong. Like something is trying to get rid of me."
🪶-Laurie Gilmore (The pumpkin spice café)
