𝐎𝐥𝐝 𝐋𝐞𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐁𝐚𝐠
Відкрити в Telegram
477
Підписники
+1424 години
+267 днів
+4430 днів
Архів дописів
در مقابل صلیب زانو زدم چه فکرها از مغزم میگذشت، خودم نمیدانستم به چه چیز باید فکر کنم، حقیقت این است که قادر نیستم انچه را دیده بودم برای شما شرح بدهم، شاید هم خودم عاجز بودم که بدانم چه چیزی دیده ام، فکرم به کلی مغشوش و در هم بود ولی در باطن خود اینطور احساس میکنم که خداوند پاسخ مرا داده و از خواسته او نمیتوانم رو برگردانم.
خرمگس | اتل لیلیان وینیچ
ساعت ها به کارهای کرده و نکرده م فکر میکنم، به آن لحظاتی که میتوانستم ادم بهتری باشم ولی بد بودن تنها انتخابم بود، صدای تیک تاک آزار دهنده ساعت وسط خانه را با صدای نفس هایم هماهنگ میکنم، تا یادم برود قبلا چطور بدون فکر کردن نفس میکشیدم، گاهی تصور میکنم آدم بهتری بودم و در حال زندگی در کنار آدمهای زندگیم از لحظاتم لذت میبردم، گاهی خودم را از چیزی که هستم بدتر تصور میکنم، و این تلاشِ راضی کردن خودم از زمان حال، من را از دنیا واقعی دورتر و دور تر میکند، در تصوراتم به دنبال کلمه خوب و بد میگردم، چه چیزی بد است؟ چه چیزی خوب است؟ درست و غلط زندگیم را چه کسی تعیین میکند؟ اگر قرار بود بگذارم دیگران قضاوتم کنن بدترین بودم یا بهترین؟ البته اگر دیگر اصلاً کلمه ی بدترین و بهترین در زندگیم معنایی داشته باشد.
قبلا وقتایی که تا صبح تو خونه راه می رفتم خیلی آهنگ گوش میدادم، با صدای نسبتاً بلند، گاهی وقتام توی سرمای زمستون رو سرامیکا دراز میکشیدم لرزه بر استخونهام می افتاد و به آهنگ گوش میدادم، ولی الان راستش خیلی کمتر آهنگ گوش میدم، بیشتر ترجیح میدم پنجره اتاقمو تا اخر باز کنم، پرده رو جم کنم و به صدای بیرون گوش بدم، باد خنک نصف شبها و دم صبح ها حسابی حالمو بهتر میکنه، توی کتابها زیاده دیده بودم _ باد گونه هاتو نوازش میکنه _ و حالا انگار وسط کتابهام، واقعا یه باد خنک و ملایم گونه هامو نوازش میکنه، دیگه نیاز ندارم ساعتها آهنگ گوش بدم تا فکرم آزاد باشه، یاد گرفتم با خودم چطوری تنها باشم، چطوری از لحظه های تنهاییم لذت کافی رو ببرم، به خودم و جسمم بیشتر از قبل فکر کنم، اهمیت بدم. اینو مدیون تمام آدمهایی هستم که به شکل های مختلف آزارم دادند، آرامش این روزهامو مدیون زخم هایم که قلبم رو آزرده بودن، چون گذر کردم از اون موجود ضعیف، گذر کردم از احساس حماقت مداوم، گذر کردم از آدمهایی که فکر میکردم برام مهمن.
