⋆˖ ࣪ 𝒇𝒓ᥱquᥱᥒִcყ ᥱight
Відкрити в Telegram
ای کاش که یلدای وطن را سحری بود. http://t.me/HidenChat_Bot?start=7643458887
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
857
Підписники
+524 години
+497 днів
+4930 день
Архів дописів
چانگبین بایسد، منم همینطور. منم مثل تو نفهمیدم چیشد که یهو همه چیز این جوری ازهم پاشید.
فلیکس بایسد، هر نوع رابطهای باید دوطرفه باشه، نمیشه که تو بدویی و اون حتی راه هم نیاد.
جیسونگ بایسد، همین چند دقیقه پیش داشتی میگفتی مدتیه گریه نمیکنم و حالم خوبه...
مینهو بایسد، اشتباه نگیر، اگه قرار بر فدا کردن خودت باشه دیگه نمیشه اسمش رو عشق گذاشت. میدونی؟ عشق واقعی نیازی به فنا نداره.
هیونجین بایسد، وقتی همه چیز رو رک بهت نشون داده دیگه چرا داری خودت رو قانع میکنی و رفتارهاش رو برای خودت توجیه میکنی؟
وویونگ بایسد، خیال کردی همین که انگشت کوچیکهت رو بگیری زیر دوش حموم در مصرف آب صرف جویی کردی؟!
جونگهو بایسد، اونقدر شامپو بدن حروم نکن، مگه قراره بازم از توشون تیله در بیاری که اینجوری میکنی؟
مینگی بایسد، طنز تاریکت رو از مردم پنهون کن عزیزم، یهو دیدی مهتابشبی خوابیدی و توی بیمارستان روانی چشم باز کردی.
سونگهوا بایسد، اتفاقاً نگو قبول دارمت، بذار خودشون رو برات ثابت کنن، بذار برای اینکه به چشمت بیان تلاش کنن.
هونگجونگ بایسد، حرفها بشقاب غذای نذری نیستن که پس گرفته بشن. بازم میخوای خودت رو گول بزنی و بگی حرفش رو پس گرفت؟
