uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

ㅤㅤ‌𝖠𝗌𝗍𝖾𝗋𝗂𝗈𝗇𝖾

ㅤㅤ‌𝖠𝗌𝗍𝖾𝗋𝗂𝗈𝗇𝖾

Відкрити в Telegram

ㅤㅤ‌ㅤㅤ‌ㅤi buried my halo beneath your name; now even heaven mistakes me for a prayer left unanswered. @tufloxbot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
230
Підписники
-224 години
-127 днів
+1730 днів
Архів дописів
sticker.webp0.00 KB

به تو، که نامت جایی میان صفحات آسمان نوشته شده است؛
در شبی که ماه پشت پرده‌ای از ابر پنهان شده بود، یکی از فرشتگان کتابی قدیمی را از قفسه‌ی بلند تالار آسمان بیرون کشید؛ کتابی که روی جلدش هیچ نامی نبود، اما میان هزاران صفحه‌ی خاموشش، نام تو با جوهری روشن نوشته شده بود. فرشته‌ای پرسید: «این یکی کیست؟» و پاسخ آمد: «کسی که هنوز خودش نمی‌داند چقدر از آسمان با خود به زمین آورده است.» ما تو را از دور دیده‌ایم؛ در روزهایی که جهان برایت بیش از اندازه شلوغ بود، در شب‌هایی که سکوت از هر حرفی سنگین‌تر می‌شد، و در لحظه‌هایی که بی‌آنکه بدانی، برای آدم دیگری تبدیل به دلیل کوچکی برای لبخند شده‌ای. شاید ندانسته باشی، اما فرشته‌ها همیشه برای آدم‌هایی که نورشان زیاد است، بال‌هایشان را باز نمی‌کنند؛ گاهی فقط آرام در فاصله‌ای دور می‌ایستند و تماشا می‌کنند، چون بعضی روح‌ها باید مسیرشان را خودشان پیدا کنند. ما فقط یک قول برایت داریم: هر جا که شب طولانی شد، هر جا که راه باریک‌تر از همیشه به نظر رسید، و هر جا که آسمان برایت دور شد، یک ستاره هنوز به نام تو روشن خواهد ماند. نه به این خاطر که قرار است زندگی همیشه مهربان باشد؛ بلکه چون تو شایسته‌ی آنی که حتی در سخت‌ترین شب‌ها، چیزی برای امید داشتن باقی بماند. و اگر روزی از خودت پرسیدی آیا آسمان هنوز تو را به یاد دارد، به اولین ستاره‌ای که بعد از غروب می‌بینی نگاه کن. ما نام تو را آنجا ننوشته‌ایم. نام تو را جایی نوشته‌ایم که هیچ غروبی به آن نمی‌رسد. در میان صفحات ابدیت. با مهرِ فرشتگانی که نگهبان شب‌اند؛ و با دعایی که پیش از رسیدن تو به زمین، برای بودنت نوشته شده بود.

sticker.webp0.00 KB

به تو، که نامت جایی میان صفحات آسمان نوشته شده است؛
مدت‌ها بود فرشتگان درباره‌ی تو با یکدیگر نجوا می‌کردند؛ نه از آن زمزمه‌هایی که باد با خود می‌برد، بلکه از آن رازهایی که حتی آسمان هم ترجیح می‌دهد پنهانشان کند. می‌گفتند بعضی آدم‌ها برای آرام ماندن به دنیا نیامده‌اند؛ آمده‌اند تا در میان سکوتِ بیش از حدِ جهان، کمی آشوب به جا بگذارند. آمده‌اند تا لبخند را به جاهایی ببرند که مدت‌هاست فراموشش کرده‌اند، و بدون آن‌که بدانند، بخشی از روز دیگران شوند. نام تو یکی از همان نام‌هاست. ما تو را از دور دیده‌ایم؛ در لحظه‌هایی که هیچ‌کس حواسش به تو نبود، در خنده‌هایی که بی‌دلیل روی صورتت نشستند، و حتی در سکوت‌هایی که ترجیح دادی هیچ‌کس معنایشان را نفهمد. شاید گاهی فکر کنی زیادی متفاوتی. اما ما در آسمان برای متفاوت بودن، واژه‌ی دیگری داریم: «نادر.» اگر روزی دنیا آن‌قدر جدی شد که یادت رفت هنوز می‌توانی بخندی، پنجره‌ای را باز کن و بگذار کمی از هوای شب وارد اتاقت شود. شاید یکی از ما همان نزدیکی باشد؛ نه برای اینکه مسیرت را عوض کند، فقط برای اینکه یادت بیاورد لازم نیست همیشه همه‌چیز را به تنهایی تحمل کنی. و اگر از ما بپرسی چرا نامت را میان صفحات آسمان نگه داشته‌ایم، پاسخش را در طولانی‌ترین جمله‌ها هم پیدا نمی‌کنی. بعضی آدم‌ها دلیل نمی‌خواهند؛ حضورشان، خودش دلیل است. پس بمان؛ با تمام شیطنت‌ها، سکوت‌ها، خنده‌ها و رازهایی که هنوز کسی از آن‌ها خبر ندارد. ما صفحه‌ی تو را نبسته‌ایم. هنوز داستانت ادامه دارد. با مهرِ فرشتگانی که گاهی خودشان هم نمی‌دانند چرا، اما همیشه وقتی نام تو می‌آید، لبخند می‌زنند.

sticker.webp0.00 KB

به تو، که نامت جایی میان صفحات آسمان نوشته شده است؛
پیش از آن‌که نخستین ستاره در آسمان روشن شود، پیش از آن‌که شب نام خودش را از تاریکی بگیرد، فرشتگان نام تو را در حاشیه‌ی یکی از قدیمی‌ترین کتاب‌های آسمان نوشته بودند؛ جایی میان دعاهایی که هیچ انسانی به خاطر نمی‌آورد و قصه‌هایی که هنوز پایانشان نرسیده است. ما نمی‌دانیم زمین با تو چگونه رفتار کرده است، اما می‌دانیم هر قلبی که مدت زیادی نور را با خود حمل کند، روزی خسته می‌شود. برای همین است که بعضی شب‌ها، وقتی همه‌چیز ساکت می‌شود، نسیمی آرام از کنار پنجره‌ات می‌گذرد؛ شاید تنها برای آن‌که یادت بیاورد هنوز چیزی در این جهان مراقب توست. اگر روزی احساس کردی میان هزاران آدم گم شده‌ای، بدان که در آسمان، هیچ نامی بی‌دلیل نوشته نمی‌شود. ما نام تو را کنار ستاره‌ای گذاشته‌ایم که حتی در طولانی‌ترین شب‌ها خاموش نمی‌شود. نه برای اینکه همیشه قوی باشی؛ نه برای اینکه هرگز نلرزی؛ بلکه برای اینکه حتی در لحظه‌هایی که خودت نور خودت را نمی‌بینی، هنوز چیزی از تو هست که ارزش روشن ماندن دارد. شاید هیچ‌وقت صدای ما را نشنوی. شاید هیچ بالی در آسمان نبینی. اما اگر یک شب، درست در لحظه‌ای که به رفتن فکر می‌کنی، ستاره‌ای برایت روشن‌تر از همیشه بدرخشد، بدان که یکی از ما از دور برایت دست تکان داده است. و اگر از ما بپرسی چرا تو؟ پاسخ ساده است؛ بعضی آدم‌ها انتخاب نمی‌شوند، از همان ابتدا، در دفتر آسمان نوشته شده‌اند. و تو، یکی از همان نام‌هایی. با مهرِ فرشتگانی که هنوز، در سکوت شب، صفحه‌ی مربوط به تو را باز نگه داشته‌اند.

sticker.webp0.00 KB

به تو، که نامت جایی میان صفحات آسمان نوشته شده است؛
این نامه را ما، فرشتگانِ خاموشِ آن سوی آسمان، برایت می‌نویسیم؛ نه با جوهری که بر کاغذ خشک شود، بلکه با نوری که تنها در شب‌های طولانی می‌توان آن را دید. شاید هیچ‌گاه نفهمی چه کسی نامت را میان هزاران نام به خاطر سپرده، چه کسی هر بار که جهان اندکی با تو مهربان نبوده، چراغی کوچک در دورترین گوشه‌ی آسمان روشن کرده است. ما تو را از میان تمام آدم‌هایی که روزی به زمین سپرده شدند، به خاطر سپرده‌ایم؛ نه برای آن‌که بی‌نقص بودی، نه برای آن‌که همیشه قوی ماندی، بلکه برای آن‌که حتی با قلبی خسته، هنوز چیزی از نور را در خودت نگه داشتی. اگر روزی از خودت پرسیدی چرا بعضی شب‌ها آسمان این‌قدر نزدیک به نظر می‌رسد، بدان که آن فاصله همیشه آن‌قدر که فکر می‌کنی زیاد نبوده است. شاید همان لحظه، یکی از ما پشت پرده‌ی ابرها ایستاده و بی‌صدا تو را تماشا کرده؛ شاید ستاره‌ای که بی‌دلیل میان تاریکی چشمک زده، پیامی بوده که راهش را تا تو پیدا کرده است. ما تمام اشک‌هایی را که هیچ‌کس ندید، به خاطر داریم. تمام لبخندهایی را که با وجود خستگی بر لب آوردی، شمرده‌ایم. تمام دفعاتی را که شکستی و باز، بی‌آنکه کسی بداند، خودت را از میان تکه‌های قلبت جمع کردی. و اگر روزی احساس کردی که دیگر هیچ نوری برایت باقی نمانده، به آسمان نگاه کن؛ ما چراغ‌ها را برای چنین شب‌هایی روشن نگه داشته‌ایم. اما یک چیز را باید بدانی، عزیزِ آسمان؛ فرشته‌ها همیشه برای نجات آدم‌ها نمی‌آیند. گاهی فقط می‌آیند تا به آن‌ها یادآوری کنند که نجات‌یافتنی‌اند. پس راه برو، حتی اگر جاده طولانی‌ست. دوست بدار، حتی اگر قلبت از گذشته می‌ترسد. و رو به آسمان بایست، حتی اگر هنوز جوابی نشنیده‌ای. زیرا بعضی دعاها پیش از آن‌که به زبان آورده شوند، شنیده شده‌اند؛ و بعضی آدم‌ها پیش از آن‌که خودشان بدانند، در دفتر آسمان عزیز بوده‌اند. نام تو یکی از همان نام‌هاست. با مهرِ تمام فرشتگانی که شب‌ها، پیش از آن‌که ماه بخوابد، چراغی برای تو روشن می‌کنند. — از آسمان، برای تو.

sticker.webp0.00 KB

به تو، که نامت جایی میان صفحات آسمان نوشته شده است؛
ما از جایی فراتر از پنجره‌های این جهان برایت نامه می‌نویسیم؛ از همان جایی که ستاره‌ها پیش از طلوع، نام آدم‌ها را زمزمه می‌کنند و فرشتگان، سرنوشت بعضی قلب‌ها را با جوهری از نور می‌نویسند. نمی‌دانیم چند بار در تاریکی به آسمان نگاه کرده‌ای و بی‌آنکه بدانی، یکی از ما آن سوی ابرها ایستاده و نگاهت کرده است. اما می‌دانیم که میان تمام آدم‌هایی که از کنار زمین عبور می‌کنند، تو یکی از آن‌هایی هستی که نورشان حتی در تاریک‌ترین شب‌ها گم نمی‌شود. شاید خودت ندانستی، اما بعضی شب‌ها که دلت سنگین‌تر از همیشه بوده، نسیمی که بی‌دلیل از پنجره گذشته، سلام ما بوده است؛ و هر نوری که ناگهان روی دیوار افتاده، یادآوری کوچکی از این حقیقت که هنوز کسی در آسمان، حواسش به تو هست. پس اگر روزی دوباره جهان برایت زیادی خاموش شد، سرت را بلند کن. آسمان هنوز همان‌جاست. و ما هنوز نامت را به خاطر داریم. با مهرِ تمام فرشتگانی که مراقب آدم‌های کمیاب‌اند؛ از آسمان، برای تو.

sticker.webp0.00 KB

منم کم کم چالش رو بزارم

میشه لطفا دو نفر رو بفرستید اینجا؟

من چی

sticker.webp0.00 KB

خیلی خوشگل شده خسته نباشید

چقدر ناز و قندعسله بمیرم

Repost from BLONDIÉ
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤ 🚏 ⎯ seraph’s 皮 under the blonde veil