uk
Feedback
مرثیه فرمانده. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

Відкрити в Telegram

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
495
Підписники
Немає даних24 години
-217 днів
+12430 днів
Архів дописів
چرا. چرا اخریش بود.

آخرین آغوش قبل از اینکه آخرین آغوش تمام شود، یک لحظه بیشتر می‌ماندی؛ چون نمی‌دانستی قرار است آخرین بار باشد.

Repost from N/a
https://t.me/Doomedthv
خواب دیدم که خانواده همسایمون سر میز شام نشسته‌اند. پنج نفر بودند، اما شش صندلی دور میز بود. هیچ‌کس درباره‌ی صندلی خالی حرف نمی‌زد. مامانش هر چند دقیقه یک‌بار بشقاب غذا رو جابه‌جا می‌کرد و پدر وانمود می‌کرد چیزی متوجه نشده. دختر کوچیک خانواده، یک شمع روشن کرد و جلوی صندلی خالی گذاشت. ازش پرسیدم: این صندلی برای کیه؟ نگاهم کرد و گفت: برای کسی که هنوز نمی‌دونه امشب آخرین شامشه. صبح که بیدار شدم فهمیدم که کل اون خانواده به دست دختر کوچیکشون به قتل رسیده

صحبت کنیم؟ @Weaponmintbot

خب اونجارو هم به افسردگی می‌کشونیم که

الان ما رفتیم زندان؟

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

هیچ کوفتی وصل نمیشه

خواننده فیو ندارم هرچی که وایب بود

sticker.webp0.00 KB

می‌تونم پارتیش رو داشته باشم؟

بخواه

عاشق‌تونم
عاشق‌تونم