مرثیه فرمانده.
Відкрити в Telegram
درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
495
Підписники
Немає даних24 години
-217 днів
+12430 днів
Архів дописів
از طرف گروه فرماندگان اعتراض دارم. خیلی تو این تلگراف به این بندگان خدا ظلم شده. لطفا رسیدگی بشه.
+گفتی نفسم میشی. -تو نخواستی، حالا من لبه پرتگاهم و برای نفس شدنت زیادی خستم. +میگیرمت، نمیزارم بیفتی.
+من خیلی وقته که مردم نعناع، نمیتونم بزارم نعنای فرمانده ای بشی که نباید!این کلمهها، یه چیزی فراتر از چیدن حروف در کنار همدیگهست برای من. درد لابهلای تلگرافت جا خشک کرده. یه حس ناامیدی میون امید. انگار نه ناامیدی مطلقی هست و نه امید مطلق. در تقلا برای دریافت روزنهی نور.
شاید ما در زمانِ اشتباهی، یا مکانِ اشتباهی باشیم، شاید اصلا آدم های اشتباهی برای همدیگه باشیم اما... ای کاش میتونستم قلبم رو از سینهام دربیارم و تقدیمت کنم و همونجا در آغوشت بمیرم.فقط میتونم بگم زیادی قشنگ بود. تماممدت در حال لبخند زدن بودم. لبخندی که توش پر از درده. و اهنگ، معنیش کاملا هموایب پستته. برای نوشتهت ساخته شده در اصل. اسلی کردی، درست مثل دفعههای قبل. خسته نباشی عزیزدلم.
Repost from 𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞(closed)
"شاید تو هیچوقت سهمِ این نعناعِ بیپناه نبودی، فرمانده."
حس میکنم هرچقدر بیشتر نگهت میدارم، دورتر میشی شاید ما در زمانِ اشتباهی، یا مکانِ اشتباهی باشیم، شاید اصلا آدم های اشتباهی برای همدیگه باشیم اما... ای کاش میتونستم قلبم رو از سینهام دربیارم و تقدیمت کنم و همونجا در آغوشت بمیرم.
Repost from 𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞(closed)
"شاید تو هیچوقت سهمِ این نعناعِ بیپناه نبودی، فرمانده."
حس میکنم هرچقدر بیشتر نگهت میدارم، دورتر میشی شاید ما در زمانِ اشتباهی، یا مکانِ اشتباهی باشیم، شاید اصلا آدم های اشتباهی برای همدیگه باشیم اما... ای کاش میتونستم قلبم رو از سینهام دربیارم و تقدیمت کنم و همونجا در آغوشت بمیرم.
