uk
Feedback
نهنگ در استکان

نهنگ در استکان

Відкрити в Telegram

الگوی ابر ها شده ام من با گریه های گاه به گاهم... . #مهدیه_سادات_حسینی_راد راه ارتباطی؛ https://t.me/HarfChatBot?start=bb115b0e56e5 🌻🩵

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
208
Підписники
Немає даних24 години
+47 днів
+330 днів
Архів дописів
از دورنگی های مردم خسته ام، حق با تو بود باده پنهان در قبا دارند و قرآن در بغل! #حسین_دهلوی

شکسته های دلم را مدام آوردم برای چایْ‌نبات تو استکان بشود... 🩵 #مهدیه_سادات_حسینی_راد علی‌رغم آفتاب مرداد همچنان چای
شکسته های دلم را مدام آوردم برای چایْ‌نبات تو استکان بشود... 🩵 #مهدیه_سادات_حسینی_راد
علی‌رغم آفتاب مرداد همچنان چای

اگر بخوایم به غم رحم نکنیم.
اگر بخوایم به غم رحم نکنیم.

لبخند های سوختهٔ مرداد...

تو نباشی دلمو می‌دم که گرگا بخورن پر و بالِ خستمو آدم بزرگا بخورن! تو نباشی دلمو می‌دم که هیزمش کنن توی آتیش‌بازی چشای تو گمش کنن... #بروسان

هردومون داریم از غم خفه می‌شیم گرچه که از هم خبر نداریم، که اون یهو زنگ می‌زنه... و من هر دفعه دارم بیشتر معتقد می‌شم که دل ها وصلن به هم!

آهنگ روزای ۱۳۹۲، آهنگی که اون موقع توی ۴_۵ سالگی توجهی به متنش نداشتم ولی باز هم غمش اذیتم می‌کرد، الان هم با شنیدنش به طرز عجیبی غمگین می‌شم و البته که منو می‌بره به عمق خاطرات و بسیار دوستش دارم* تیتراژ سریال آوای باران🥲

درست لحظه ای که تو باید بری اسیر یه احساس مبهم شدیم ببین بعد یک عمر پر پر زدن، چه جای بدی عاشق هم شدیم به هرجا رسیدم به عشق تو بود کنار تو هر چی بگی، داشتم ببین پای تاوانِ عشقم به تو عجب حسرتی تو دلم کاشتم!
تو این نقطه از زندگی، مرگ هم نمی‌تونه از من بگیره تو رو...
#روزبه_بمانی

*
+1
*

در حق ری اکشن نهنگ داره اجحاف میشه.

« شبا به نسبت چشات روشنن... » #مهدیه_سادات_حسینی_راد

‌ قربان آن کسی که به جای هر آنچه داد از ما گرفت چیزی اگر هم، سراغ بود! #لاادری

شبایی که روضه میام، کاشکی اصلا سحر نشه... ٫ حیاتنا چای روضه 🩶
شبایی که روضه میام، کاشکی اصلا سحر نشه... ٫ حیاتنا چای روضه 🩶

‌ - بابا به موهایِ دخترش حساسه! ‌

از روی نی نگاه تو افتاد سوی من فهمیدم از رقیۀ خود دل نمی‌کنی ناز علیِ اکبر و دشنام حرمله بابای من چه آمدنی شد، چه رفتنی... #عباس_تافته

شکسته بال ترینم من؛ شکسته، خسته، همینم من همین که هیچ در او شوقی به پر کشیدن و رفتن نیست... #علیرضا_قزوه

یه وقتاییم هس که باید بری ولی پات نمیاد و لج میکنه خدا هم ببینه اگه اشکامو مسیرم رو سمت تو کج میکنه
ز.ح
بعد از تو مختصر شده نام و نشان من

هدر نرفت ز پرتاب چله ها، تیری! امیر علقمه از بس که قدّ و بالا داشت درست وقت نزولش همه نگاه شدند رشید بود و زمین خوردنش تماشا
هدر نرفت ز پرتاب چله ها، تیری! امیر علقمه از بس که قدّ و بالا داشت درست وقت نزولش همه نگاه شدند رشید بود و زمین خوردنش تماشا داشت... عمّی العباس💔 #علی‌_اکبر_لطیفیان
عکس متعلق به بهمن ۱۴۰۴؛ من ازت خاطره دارم، خاطره چیزِ کمی نیست...