اشعار امیرحسین آرین نژاد
Відкрити в Telegram
280
Підписники
+124 години
+237 днів
+5830 днів
Архів дописів
از چرخش زمانه به جایی رسیده ایم
آیینه گفت کینه نگه داشتن بد است!
#امیرحسین_آرین_نژاد
بگو چطوری باور کنم تو را دیگر؟
تو که به آینه حتی دروغ میگویی...
#امیرحسین_آرین_نژاد
مگر چقدر پس از رفتنش عوض شده ام؟
مگر چقدر که آیینه هم مرا نشناخت؟!
#امیرحسین_آرین_نژاد
Repost from N/a
[دکلمه شعر آغاز]
__
شعر و اجرا:
#سید_محمد_امین_موسوی
#امیرحسین_پاسبان
#جواد_سنجری
#حسن_حسن_زاده
#امیرحسین_آریننژاد
#بهمن_صباغ_زاده
#ابولفضل_پور_اسماعیل
#حامد_رحمانی_حسینی
#عباس_تافته
#هلیا_درخشان
#هدیه_معماریان
#محبوبه_سادات_حسینی
__
پیانو:محــــرضــــاد
میکس و مستر:محــــرضــــاد
افکت گذاری:محــــرضــــاد
@mehrezad051
___
#محرضاد
Repost from طلوع
رنگ سیاه، قد کمان، پیچ و خم؛ گره
مویت زدهاست روز و شبم را به هم گره
نه این خرافه نیست، برای وصال تو
هر روز صبح سبزه اگر میزنم گره
از حادثه هراس ندارم که بیگمان
در کار و بار عشق نداریم کم گره
تنها به شوق دیدن تو بین خواب هاست
هرشب اگر که خورده دو پلک ترم گره
از دل بدان که سایهی تو کم نمیشود
این سینه خورده از دم اول به غم گره
روح مرا تو بردهای و این عجیب نیست
خود را زدهاست او به تن دیگرم گره
#محمد_حسین_جاهدی
@jahedipoem
Repost from عباس تافته
پیشکش امام رئوف ❤️🩹
یک گوشه ننوشته گنهکاران نیایند
ما گشتهایم این خانه را کاشی به کاشی
#عباس_تافته
Repost from انجمن ادبی آغاز
خورشید زد به گنبد زردت، از آن به بعد
بازار زرگران خراسان کساد شد!
🎥 شعرخوانی #علی_سمرقندی
اینستاگرام 🎞
#انجمن_ادبی_آغاز🎙
🆔 @anjoman_adabi_aghaz ♨️
Repost from همسکوت
یاحسن🖤
یک عمر، هرشب بین یک کابوس تکراری
در انتهای کوچه یک بیگانه میدیدم
ایکاش قبل از ماجرای کوچه میمردم
اما نمیدیدم پدر! اما نمیدیدم...
#ارمیا_کیش_بافان
Repost from N/a
در تلاشم که باورت بشود اندکی ریزهکاریاش مانده
من به تو جان سپردهام، تنها کارهای اداریاش مانده
#مهدی_کارگر | @mahdikaregar
Repost from قشاع
ماتِ چشمان توام اما دلم درگير نيست
از تو ای يوسف دلم سير است و چشمم سير نيست
اين شكافِ پشت پيراهن شهادت می دهد
هيچ كس در ماجرای عشق بی تقصير نيست
از تو پرسيدم برايت كيستم؟ گفتی رفيق
آنچه در تعريف ما گفتی كم از تحقير نيست
هر زمانی روبروی آينه رفتی بدان
در پريشان بودنت اين آه ، بی تاثير نيست
قلب من با يك تپش برگشت... گاهی ممكن است
آنقدر ها هم كه می گويند گاهی دير نيست
#حسین_زحمتکش
@ghesha_sher
Repost from همسکوت
شاید نباید بوسه از هم میگرفتیم
در خلوت شب هم خدا میدید ما را
ما قسمت غمگینتر تاریخ هستیم
ای دوستان! لطفاً بسوزانید ما را...
#ارمیا_کیش_بافان
Repost from همسکوت
به غیر مرگ کسی خواستار وصلت نیست
خودت برای خودت آستین بزن بالا...
#ارمیا_کیش_بافان
Repost from همسکوت
دنیا اگر زخمی به قلبم زد، روا بود
من لایق او نیستم! حق با شما بود...
#ارمیا_کیش_بافان
به بر و بحر نخواهی دید کسی چنین که منم آتش
دو سوم بدنم آب است، تو سوم بدنم آتش
نهنگ شعلهوری هستم که میتوانم اگر باشی
میان آبیِ اقیانوس محیط را بزنم آتش
چه کرده داغ تو با قلبم که با تپیدن این کوره
رسوخ کرده بهجای خون، به پارههای تنم آتش؟
چه کردهای که منِ آرام میان پیلهی ابریشم
چو اژدها شوم و یکسر بریزد از دهنم آتش؟
چه دوزخیست حیات من که روز واقعه هم حتی
بعید نیست که چون ققنوس، برآید از کفنم آتش
نه شیخم و نه ز صنعانم، جوان کافر زنجانم
که چشمِ خیرهسری انداخت میان پیرهنم آتش
زهی زبان پر از قندی، که سوخت جان مرا چندی
نداد آب حیات اما، نهاد در سخنم آتش
غلامرضا طریقی
