Murphy Cooper ✨🩺 ؛
Відкрити в Telegram
⚙️ Mechanical Engineering x 💉 Doctor - Plan : University of Tehran ؛ Living Together ... 🫧💍 ...🦋| Love is the only thing that can transcend time and space. -Interstellar Bio : https://t.me/Dr_Murphy_Cooper/17133 Rubika : @Dr_Murphy_Cooper
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
1 704
Підписники
-2024 години
-2027 днів
-30930 днів
Архів дописів
1 698
الهی من فدااااااااییییییییییی تووووووووو بشممممممممممممم خببببببببببببببببب خوشگلهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه 🥹💕✨
1 698
من دیگه برم بخوابم بقیه هر چی موند فردا میوهندسم منتظره با هم بخوابیم :)
شبتون بخیر 🦋♥️
1 698
ببین عاسیسم ؛ همینکه شما الان هیچ نشونی ای ازت توی سیف چت نیست خداتو شکر کن که با آر پی جی نکشتمت میوهندس من فقط مال منه !
" فان "
1 698
سلامونعلیکوم خوبین شما
دکی این میوهندستونو دوروز بهم امانت بدین من یه برنامه بنویسم پسش بدم خیلی ممنون🙏
در صورت تمایل شریکی هم میتونیم استفاده کنیم میوهندسو(منم مهندس ایندم🤲)
1 698
وای .. مرسیییییییییییییییییییییییییییییییی من بخاطر وجود تو خوندم دور نگاهت بگردم پیشی من 🥹🦋
1 698
امروز یه روز سخت بود برات پروانه
امروز سخت شروع شد
ولی به خوبی به پایانش رسوندی ساعت مطالعه ی عالی ثبت کردی
کلی تلاش کردی و به هدفت نزدیک تر شدی
بهت افتخار میکنم که اینقدر درس میخونی عزیز دلم
به امید دیدنت جایی که دوست داری ❤️🌻
1 698
هنوز که هنوزه همه دارن میخندن بهم خب حاجی توی اون تاریکی این بچه منو بو کشیده اخه ریدم به خودم 😂😂😂😂😂
1 698
بچه ها رفتم شام بیارم بعد گفتم یه آبجی دارم یه ساله نشده هنوز ، من هر موقع میرم پذیرایی اینو بغل میکنم باهاش بازی میکنم اینا ، اینم هی میخزید پیش من ، هر چی اینو میبردم پیش مامانم باز میخزید میومد ؛ اومدم لامپا رو خاموش کردم که بترسه همون پیش مامانم بمونه و همزمان برای مامانم چرتو پرت تعریف میکردم یهویی یه چیزی پشت پام حس کردم { شلوارک داشتم موهاش خورده بود به پام } یه جیغی کشیدم ، یه جیغی کشیدمممممممممممممممم داداشم از خواب پریدددددددددد 😂😂😂
1 698
هنوز که هنوزه همه دارن میخندن بهم خب حاجی توی اون تاریکی این بچه منو بو کشیده اخه ریدم به خودم 😂😂😂😂😂
1 698
بچه ها رفتم شام بیارم بعد گفتم یه آبجی دارم یه ساله نشده هنوز ، من هر موقع میرم پذیرایی اینو بغل میکنم باهاش بازی میکنم اینا ، اینم هی میخزید پیش من ، هر چی اینو میبردم پیش مامانم باز میخزید میومد ؛ اومدم لامپا رو خاموش کردم که بترسه همون پیش مامانم بمونه و همزمان برای مامانم چرتو پرت تعریف میکردم یهویی یه چیزی پشت پام حس کردم { شلوارک داشتم موهاش خورده بود به پام } یه جیغی کشیدم ، یه جیغی کشیدمممممممممممممممم داداشم از خواب پریدددددددددد 😂😂😂
