𝖴︎𝗇︎𝗍𝗈𝗅︎𝖽 𝖲︎𝗍𝗈𝗋𝗂𓏺𝖾𝗌 𝗈𝖿︎ 𝖯︎𝗈𝗋
Відкрити в Telegram
𓂃𝗌𝗈𝗆︎𝖾 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌 𝖺𝗋𝖾 𝗍𝗈𝗈 𝗉𝖺𝗂𝗇︎𝖿︎𝗎𝗅︎ 𝗍𝗈 𝖻︎𝖾 𝗍𝗈𝗅︎𝖽, 𝖺𝗇︎𝖽 𝗌𝗈𝗆︎𝖾 𝖿︎𝖾𝖾𝗅︎𝗂𝗇︎𝗀︎𝗌 𝖺𝗋𝖾 𝗍𝗈𝗈 𝗉𝖺𝗂𝗇︎𝖿︎𝗎𝗅︎ 𝗍𝗈 𝖻︎𝖾 𝖿︎𝗈𝗋𝗀︎𝗈𝗍𝗍𝖾𝗇︎. @Say_hi_tbot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
316
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-1230 днів
Архів дописів
غرق شده بودم؛
در دنیایی به نام چشمانش.
همان چشمانی که روزی،ساعت ها تماشایش میکردم.
چشمانی که ساعت ها با من صحبت میکرد.
چشمانی که با نگاه کردن بهشان،قولی را از طرف زنی که دوستش داشتم میشنیدم.
قول ماندن،قول ترک نکردن،قول پایدار ماندن.
همان چشمانی که مرا وادار به بوسیدن میکرد.
چشمانی که دنیایم بود و حالا چه؟!
حالا آن چشمان به کجا رفته اند؟
آن چشمان حالا دنیای کیست؟!
آن چشمان حالا با کس دیگری صحبت میکند؟به کس دیگری میخندد؟
صاحب آن چشمان حالا به کس دیگری نگاه میکند و باز هم،قول ماندن میدهد؟
صاحب آن چشمان حالا باز هم با نگاه کردن بوسیده میشود و به آغوش کسی میرود؟
آیا کسی خبر دارد؟کسی میداند؟
