|رِهــآن|
Відкрити в Telegram
ناشناس☆ http://t.me/HidenChat_Bot?start=8811931579 عمیقا ناقص☆ https://t.me/onlyhuman17
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
512
Підписники
-124 години
-267 днів
-14030 днів
Архів дописів
512
Repost from N/a
دلم به بادهی یک نگاه تو مست افتاد
ز عقل پرسیدم، گفت: «کار از دست افتاد»
به مسجد و میخانه هر دو راه بردم
یکی به زهد فریفت، دگر به دل بست افتاد
مرا مپرس که عاقبت به کجا خواهم رفت
همین قَدَر که دلم در هوایت است، افتاد
اگرچه توبه شکستم به خندهای از تو
گناه اگر همه این است، خوشتر است، افتاد
✍ : Nazanin . @nazaninar2
512
Repost from N/a
آمدی جانم به قربانت، بمان زود آمدی
وقت مرگ است و همین حالا به بالین آمدی
من ز هجرانت تلف گشتم ولی جان آمدی
گرچه من جان داده ام، اما قدم بر روی چشم
چای آوردم برایت جان من، خوش آمدی
