جالببود | JaLebBooD
Відкрити в Telegram
قدرت گرفته از شما ؛ کسخل محتوامون جالبه ! https://t.me/JaLebBooD2
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
4 722
Підписники
-1924 години
+127 днів
+38730 днів
Архів дописів
4 721
خلاصه والتز از مری طلاق میگیره بعد مری به دین میگه که بیا به حرف فالگیر منگوش بدیم بریم کلرادو
دین قبول نمیکنه میگه من کلی دوست و فلان دارم تو این شهر نمیامدروغگو
بعد مری میره کُلُرادو بعد دین برای واقعی اولین خونه ی مستقلشو میگیزهحالا حدس بزنید کیا به خونش دعوت میشدن @MyoNews |کیمیآ
4 721
دین چندتا گونی شکر گذاشته بود جلوی در مغازه والتز هم هر روز به مغازه حمله میکرد
کلا جنگ واقعی
و کل بیزنسشون بگای محمدی میره کاملا آبنبات بی آبنبات
@MyoNews |کیمیآ
4 721
حالا مامانش دیگه خیالش از بابت بیزنسش راحت بود میره سراغ ازدواج چهارمشماشالا کمر
ازدواج چهارمش یه اقایی بود به اسم والت که این مری بدبخت تو مردا شانس نداره
خیلی بداخلاق بود سر مری داد میزد کتکش میزد و همیشه پسر اگودی مری رو بهش انگ گی بودن میبست
بعد مری اینطور بود که تو میتونی منو جرواجر کنی ولی نمیتونی بهپرنسسعلی من بگی بالای چشمش ابرو
برگشتگفت که اره تو نمیتونی همچین چیز کثیفی رو به پسر پاک تر از آب زلال من نسبت بدی
و بعد چون شوهر مری بود و اجازه ی قانونی داشت گفت من تورومیبرمت تیمارستان تا زمانیکه بهت شوک الکلتریکی ندادن نمیذارمبرگردی
و دلیل اینکارش این بود که میخواست کل دم و تشکیلات ابنبات سازی رو بالا بکشهولی مری از دستش فرار میکنه میره تومغازه دین قایممیشه@MyoNews |کیمیآ
4 721
یه شخصی که همه ی کارکناش پسرای جوونن ، بچه ها مرد آبنباتی صداش میکنن ، تا حالا با یه دختر دیده نشده اگر یه ون سفید داشته باشه مشکوک نیست؟نه بابا مگه بچهشدی دین خیلی پاکه اصلا اینکارا ازش بر نمیاد یه ون سفید که صندلیای پستشو برداشته ، شیشه هاشو دودی کرده ، فرش انداخته ، یه تلویزیون بزرگ توش گذاشته و از بچه های مردممیخواد که باهاش برنتوش فیلم ببینن
ولی خب مردم تصمیم گرفته بودن مغزاشونو در بیارن تا هوا بخوره و گفتن که دین داره به بچه هایی که تو خونشون تلوزیون ندارن کمک میکنه تلویزیون ببینن
مری هی سعی میکرد برای پسرش زن پیدا کنه ولی دین عصبانی میشد میرفتتو اتاق عصبانیتش درو میبست دو ساعت بیرون نمیومد
البته اینم بگم که بعضی وقتا انقدر حجم عصل بیل زمینو میکند بعدشم اونجایی کهکنده بودو با سیمان میپوشونهاین قسمت یادتون باشه بعدا واجبه
تازه فقط به کف اتاقش بسنده نمیکرد بعضی وقتا نصفه شبا میرفت تو زمین کنار مغازش اونجارم میکند و هیچکس بهش نمیگفت چرا اینکارو میکنی@MyoNews |کیمیآ
4 721
یادتونه گفتم ده ماه رفته بود ارتش؟
درست حدس زدید دوستمون یه این نتیجه رسیده بود که گیه
ولی از اصغر سگ سیبیل خوشش نمیومد فقط جذب پسرای نوجوون خوشگل میشد
توی آمریکا ون سفید نشونه پدوفیل بودنه
ولی چرا مردم اصلا شک نکردن بهش
@MyoNews |کیمیآ
4 721
دین بعضی وقتا بعد از تعطیل شدن مدارس میرفت به بچه ها آبنبات رایگان میداد و بچه ها مرد آبنباتی صداش میکردنو خب با حالت بدی نبود ، خیلی ساده میرفت بهشوندونه دونه آبنبات میداد میرفت
و خب اینکه دین تمام کارکناشو اخراج کرد به جاش پسرای نوجوونو استخدام کرد اصلا چیز عجیبی نبود تازه همه عاشق اینکارش بودنپشت مغازش به میز بیلیارد گذاشته بود که کارکناش میتونستن به همراه دوستاشون که حتما باید پسر میبودن اونجا بازی کنن و از تایماستراحتشون اینجوری استفاده کنن ایجان ایجان انقدر چشم پاکه اجازه نمیده دختر وارد اونجا بشه بچه هارو از راه به در کنه حالا به نظرتون چرا فقط پسر"؟😉😉 اگه گفتین جایزه دارین @MyoNews |کیمیآ
4 721
جیک میره پیش همه میگن مری ، همسر سابقم دستور العملای آبنباتای منو دزدیده و مردم که نمیدونستن از اول همه چی مال مری بوده و این مفت خور همه رو هاپولی کرده پشت جیکو میگیرن شروع میکنن به تحریم کردن آبنباتای مریولی خب مری تسلیم نمیشه
بجای اینکه کمپانیشو بفروشه و پولاشو نجات بده میره واممیگیره یه مغازه روبه روی یه مدرسه راهنمایی اجاره میکنه مغازه ی مری با استراتژی مری و مدیریت دین ترکوند و باعث شد همه چیز بین مری و دین یکم تغییر کنهمری و دین یه طوری بودن انگار که دین بابای مری بود نه که مری مامانش باشه
مثلا دین جلوی همه سر مامانش داد میکشید ، یا مثلا میگفت لباسی که پوشیدی مناسب سنت نیست برو عوضش کن ، یا بهش میگفت این رفتاری که با مشتری کردی اصلا خوی نبود همین الان برو ازش عذرخواهی کن
و خب همه به مری حق میدادن اینجوری باشه چون دین عملا همه چیزو دستش گرفته بود وانقدر خلاق و خفن بود که رسما کمپانی رقیب همون پکان پرنسو داغون کرد@MyoNews |کیمیآ
4 721
چون دیگه مامانش لازم نداشت دین اونجا کار کنه و یه جورایی حس کزد کنار گذاشته شده اخییییییس
همین قضیه باعث شد از کمپانی مامانش استعفا بده بره تو ارتش ثبت نامکنه و ده ماه همونجا بمونه
اما با اینکه از موندنش تو ارتش به شدت لذت میبرد مجبور میشه برگرده شهرشونچون ابلفضل زد ب کمرشون
چون جیک کل شرکت پکان پرنسو بالا کشیده بود و دین باید برمیگشت پیش مامانش وکمکش میکرد دوباره پکان پرنسو از نو سرپا کنن و کردن
مری دوباره یه کمپانی تاسیس میکنه به اسم ابنبات کورل و شزوع میکنه به زقابت با پکان پرنس کمپانی قبلی خودش
ولی یه مشکلی که وجود داشت این بود که آدما اون دوره شدیدا مرد سالار بودن@MyoNews |کیمیآ
4 721
حالا تو این دوسال دین جون علاقه ای که به آبنبات سازی داشتو به یه چیز دیگه انتقال میدهفیلم سازی
میره هرچی پول از تو مزرعه جمع کرده بودو میده یه دوربین خرید و تصمیم گرفت به بزرگترین و خفن ترین کارگردانی که آمریکا به خودش دیده بودچطور حالا
میرفت بچه های محلو میاورد تو مزرعشون بهشون جگر مرغ میداد بعد میگفت یکیشون بخوابه این یکیام جوری که انگار جگر خود طرفه باید بکشنش از سینش بیرون
اما دین موفق نمیشه زیاد جلو بره چون بعد از دوسال مامانبزرگش میمیره دین برمیگرده پیش مامانش تو کمپانی آبنبات سازیبعد پشماش از ساختمونی که مامانش از پکان پرنس ساخته میریزه
تو این دوسال مری کارش گرفته بود یه ساختمون خیلی بزرگ خریده بود با کلی کارکن@MyoNews |کیمیآ
4 721
دین عاشق ستاره شناسی بود و یه تلسکوپ بزرگ داخل اتاقش داشت
ولی مامانبزرگش آمیلیا فکر میکرد دین ستاره هارو نگاه نمیکنه و دخترای همسایه هارو دید میزنه
دین میگفت من دخترارو نگاه نمیکنم بیناموس ولم کن ولی آمیلیا قبول نمیکرد فکر میکرد دروغ میگهولی من حرفشو باور میکنم به احتمال زیاد شماهم همینطور؟؟؟ @MyoNews |کیمیآ
4 721
بابای مری فوت میکنه و مزرعه ای که اونجا داشتن همه ی کاراش میوفته گردن مامان پیر مری
بعد مامانمری یه نامه براش میفرسته کمک میخواد برای کارای مزرعه مری هم دین رو دو سال میفرسته پیش مامانبزرگه تا کمکش کنه دین میره ایندیانا همه ی کارارو انجام میده از مامانبزرگش مراقبت میکنه ولی اصلا از روی علاقه اینکارو نمیکنهچون فکر میکرد مامان بزرگش یه آدم نمک نشناسه که قدر کارای خوبی که دین در حقش میکردو نمیدونه حالا چرا ؟؟ @MyoNews |کیمیآ
4 721
یعنی اینجوری بود که دین صبح تا بعد از طهر میرفته مدرسه بعدش مستقیممیومده شرکت مامانش که بهش کمک کنه و تا دو سه شب میمونده و آبنبات درست میکردهاخی پسر ناز مامانشه
و اصلا از روی اجبار مامانش نبوده خودش اینکارومیکرد حتی دوست دختراشو میپیچوند که بیشتر بتونه ابنبات درست کنه
و یکی دوسال به این کار ادامه داد تا کمپانی مامانش پا گرفت و خفن شداما بعد از دو سال یه اتفاقی میوفته که دین مجبورمیشه برگرده شهر قبلیشون تو ایندیانا🙁🙁🙁🙁 @MyoNews |کیمیآ
4 721
بعد از اینکه مرده آبنباتو خورد پشمام کز خورد و گفت این خوشمزه ترین آبنباتیه که خوردم
چرا نمیای باهم یه بیزنس آبنباتی راه بندازیم؟😉
بعد مرده به مری میگه بیا شروع کنیم. اینجوری هممن کلی گردومیفروشم سود میکنم همتو کلی آبنبات میفروشی و همین پیشنهاد باعث میشه مری واقعا شروع کنه
یه شرکت آبنبات سازی به اسم پکان پرنس تاسیس میکنه و دین نوجوون رو میکنه همه کاره ی شرکتشو بوم میترکونه این شرکت @MyoNews |کیمیآ
4 721
یه روز جیک که ساعت فروش بود میره به مری میگه ساعتای من اینجا خوب فروش نمیره بیا بریم تکزاس زندگی کنیم
بار و بندیلشونو جمع میکنن میرن تکزاس و مری اونجا واقعا حوصلش سر میره تنها کاری که مری میکرد این بود که میرفت از یه فروشنده مغز گردوی آمریکایی میخرید برای بچه هاش آبنبات درست میکردو انقدر این کارو انجام میداد یه روز فروشنده ازس میپرسه این همه مغز گردو رو چیکار میکنی باهاش؟؟؟؟؟ مری ام یکی از آبنباتارو در میاره میده به فروشنده میگه این کار @MyoNews |کیمیآ
4 721
دین تو هفت سالگی یه تب روماتیسمی گرفت و باعث شد قلب و مفاصلش مشکل پیدا کنه و تبدیل بشه به نازمنگول گوگودی مامانش حتی بیشتر از قبل
مری قبل از مریضی دین بین پسراش و دخترش فرق میذاشت ولی بعد از مریضی دین کلا اون یکی پسرشم فراموشکرد
همه ی اینا میگذره تا اینکه مری یه روز تو بازار با یه مردی به اسم جِیک اشنا میشه
برای اولین بار یکی تونست توجه مری رو از پرنسسعلیش بگیره بیاره رو خودش مری حتی نمیتونست ببینه بابای بچه هاش باهاشون بر رفتاری کنه ولی جیک خیلی راحت بچه هاشودعوا میکردو مری تنها کاری که میکرد این بود که بعد از دعوا آشتیشون بده @MyoNews |کیمیآ
4 721
فکر کنید این وابستگی مری با پسراش انقدر زیاد بود که حتی زمانیکه قتلای دین لو رفت اومد گفت نه من مطمئنم که یه اشتباهی شده چون پسر معصوم من امکان نداره از این کارا کنه
گفت پسر من از بچگی ساکت و آروم بود ولی چون شخصیتش نسبت به بقیه بچه ها یکم جدی بود بچه های دیگه دوسش نداشتن باهاش دوست نمیشدنآخه مگه ما بچه ی جدی داریم کله کیری ددی آرتا بوده بچش از بچگی @MyoNews |کیمیآ
