𝖬𝖺𝗏𝗂𝖽𝗎𝗇𝗒𝖺𝗌𝗂’🌱
Відкрити в Telegram
441
Підписники
Немає даних24 години
+177 днів
+11030 днів
Архів дописів
https://t.me/mavidunyasi/9361
واکنش مهمت من کمرم بشکنه بسازمش اقا هر دودیقه یبار بره رو قبره قاتلمو تمیز کنه🤣🤣🤣
https://t.me/mavidunyasi/9349
اونجا که سر قبر عمر گفت "هنوزم ازت متنفرم"
خیالم راحت شد. نه توروخدا بیا و متنفر نباش🤡
درسته ایسفاد فصل اول پرونده ی باباهاشونو بستن و به این نتیجه رسیدن که تقصیر اینا نیست. ولی دوست دارم ایسو دوباره بحثشو پیش بکشه. همیشه فادیمه بود که مرگِ باباشو میزد تو سرِ ایسو. حالا یبارم ایسو این موضوع رو به روی فادیمه بیاره چی میشه مگه🦦
https://t.me/mavidunyasi/9349
دقیقنن درسته اون سکانس خیلی دوست دارم اما واقعنن بیاد سرخاک کسی که باباشو کشتهه و اینجوری باهاش حرف میزنههه خیلی بی منطق
واقعن باید اینجا ایسوم به اندازه فادیمه متنفره باشه ازکسی که پدرشو کشته
https://t.me/mavidunyasi/9349
وای حق خب واقعا یعنی چی ی فن فیک میخوندم ایسو فادیمه رو رسوند رو قبر باباش ولی خودش نرفت خب این خیلی منطقی تره تااینکه بره رو قبر قاتل باباش بخدا ی عمر بچه بزرگ کن تهش همش دنبال خانومش باشه🤣🤣🤣
https://t.me/mavidunyasi/9347
همینو بگو کل فصل یک درگیر بابای مرده کوچاریا بودیم درصورتیکه این فورتوناهام مثلا باباشون مرده بخدااینا باگ سناریوعه فصل بعدی ب فورتونا(ایسو)توجه نشه میرم ببینم تو اون ست کوفتی چخبره🤣🤣🤣
من با همه چی کنار میام ولی اینکه ایسو رفته بود سر قبر قاتل باباش و باهاش درد و دل میکردو اصلا نمیتونم درک کنم
طبیعتا باید از شنیدن اسم عمر کوچاری هم حالش بد میشد..
اقا ولی واقعا قبول دارین نویسنده ها ریدن اصلا منطقی نیستش ک ایسو اروچ عموشونو ک ۲۰سال فک میکردن قهرمان زندگیشونه تو ۴قسمت بفروشن برن تو ساید کوچاریا این کارا معمولا اخر فصل انجام میدن ک دوست دارن شخصیتارو سفید کنن ن ک ازاول همشون رفتن تو تیم کوچاریا شریف بچم تنها موند بنظرم بیشتر میتونستیم رابطه بین اروچو ایسو شریف ببینیم بنظرم خیلی قشنگ میشدن
جدا این خونسردی ایسو برام قابل درک نیست
بیناموص باباتو کشتن اونوقت رفتی سوگلی عادل کوچاری و شوهرخواهرش شدی؟!🤣
https://t.me/mavidunyasi/9334
اسماعیل انقد با کوچاریا مچ شد که اصن بابا و مامان و اینا همش یادش رفت.
رسما اینطوری بود که : مهمت کیه؟ حالا یه بابا که این حرفارو نداره🥹 ما باید باهم دوست باشیم🎀
بعد یهو از خواب پاشه و کینه ی باباش یادش بیوفته؟
