𝖬𝖺𝗏𝗂𝖽𝗎𝗇𝗒𝖺𝗌𝗂’🌱
Відкрити в Telegram
361
Підписники
+124 години
+207 днів
+7330 днів
Архів дописів
آقا تو روبیکا یه رمان میخونم رمانش در مورد اورل ولی از پارت ۹۵ باریش بزرگ میشه و وارد داستان میشه و عاشق گونش دختر عموش میشه بعد بیشتر اخلاقاش مثل ایسو
https://t.me/mavidunyasi/9618
وایی الان گفتین افتاد یادم داشت توی شبکه ی رندوم تاشومیداد بعد قسمت۲۸بود اون سکانسی که فادیمه داشت میبوسید ایسو رو بابام گفت چرا اینجوری این ایسو سست شد بود کاری نمیکرد وایی یعنی جرخوردم از خنده دیگه بابامم میدونه این بشراینجوری🤣🤣🤣🤣
چنلت واقعا بوی خنده و همبستگی و گوگولی بوده و آرامش و همه ی چیزای خوب رو میده خیلییییی دوست دارممم و فقط به خاطر این میام تلگرام واقعاا 🎀😘
من یک تعریف دیگم جدای از چنل از خودت بکنم
که خیلی دختر با جنبه
هنرمند
و مهربونی هستی
مرسی بابت این حس صمیمیتی که بینمون ایجاد کردی❤️💋🥹
https://t.me/mavidunyasi/9622
میگم خوب شد واسه اردم وولد گرفتن این رقص رو رفت بچه وگر نه تو استیکر نداشتی بفرستی😂
والا کاریز تنها چنلی هستی که میشینم تمام حرف های ممبر هات رو با خودت می خونم بقیه چنل ها رو البته به جز زهرا رد میکنم
شاید موقعی که فادیمه توی کوه ها دنبال بز ها بود ی جایی افتاده و نمیتونه بچه دار بشه :)
