𝘔𝘢𝘷𝘪𝘥𝘶𝘯𝘺𝘢𝘴𝘪
Відкрити в Telegram
318
Підписники
-224 години
+147 днів
+3330 днів
Архів дописів
عزیزم توخودت توتوییتر اونروز ی توییت زدی کاملا الکی ک فادیمه تو خانه سلامت ست داشته پس حاملس این توییتریام مث ما کصخلن الکی یچیزی گفتن جدی نگیر🤣🤣🤣
ببینید توی قسمت 24 که رفتن ییلاق فادیمه یجورایی بهش اعتراف کرد
آخرشم میخواست ایسو رو ببوسه که بخاطر محدودیتای شبکه،زنگ خوردن گوشی فادیمه رو نشون دادن
صبحشم که رفتن کوچاری لباساشون فرق کرده بود
خلاصه که مثل اینکه تا تنور داغ بوده اسماعیل چسبونده؛🙂↔️
https://t.me/mavidunyasi/11224
اره الا منم شک شکردم یعنی از ییلاق تا کچاری ی شب تا صبح طول کشید ؟ که اینا صبح رسیدن کچاری
https://t.me/mavidunyasi/11222
لعنت بشی کاریززز🤣🤣🤣🤣
بابا این بیناموصا اصن کی رفتن تو کارر
بعدشم یادتون باشه شبکه دولتی دوستان تا اون عقدکوفتی رو انجام ندن اوشاک یوکک
امیدوارم اونی که این عکسو پخش کرده یه مریضی مثل من نباشه که توییتریا رو اسکل کرده باشه:)
https://t.me/tasacakbudeniz_fam/22020
اگه این درست باشه که یعنی اسماعیل ریده بهمون 😂
کاریز چقد به این بنده خدا گفتی عقیم 🤣🤣
تاوان تهمت هایی که به اسماعیل بنده خدا زدی رو چجوری میخوای پس بدی ؟؟ 😅
ولی من میگم قسمت 28 بعد بافتن موهای فادیمه اینا رفتن اوشاک ساختن.
هم اینکه مشکوک بود ایسو گفت امشب نریم کوچاری اینجا بمونیم
هم برخلاف بقیه شبا نشون نداد اتاقشونو
هم اینکه ظریفه قبلش ب ایسو گف نوه میخام و اینا
اگر ساخته باشن قطعا اونشب ساختن
شبای دیگه محیا نبود جریانش
اینبار فقط ترس از دست دادنش رو داشت که باعث شد خودخواهی کنه و برای اینکه از دستش نده،بهش دروغ گفت؛🫠
