IRN
Відкрити в Telegram
فرزند ایران و جان فدای میهن.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
292
Підписники
-124 години
-67 днів
-630 днів
Архів дописів
292
خون در زمین فرو نرفت.روی زمین پخش شد.
از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد.
هرکس آن را می دید
می فهمید جایی بی گناهیی را کشتهاند
292
«گاه حس میکنم ریشههای ایران، درون گدازههای آتش قرار دارد. میسوزد ولی ایستاده است و همین نوعی معجزه تلقی میشود.»
292
روزی در تاریخ مینویسند :
درد آنقدر گسترده بود ، که اشک ها نمیدانستند بر کدام شهر ، کدام زخمِ ایران فرو بریزد.
292
- عزیزِ خستهیِ من،
خیالت آسوده باشد
چرا که من یقین دارم
در پس این غروبِ تحمیلی
و این غبارِ اجباری
خورشیدی طلوع میکند
از جنس تو، از جنسِ ما،
از جنس آزادی.
292
در پی آن همه خون که بر این خاک چکید
ننگ مان باد این جان شرممان باد این نان
ما فقط نشستیم و تماشا کردیم
