raava legends
Відкрити в Telegram
19 -she/her - korra defender "perfection and power are overrated. i think you are very wise to choose happiness and love." —iroh anon: http://t.me/Chevalet_bot?start=wKaTME27MHnt
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
228
Підписники
Немає даних24 години
+147 днів
+1730 днів
Архів дописів
-after completing her makeup, kyoshi gets two kinds of reactions from her group members:
“I’m not thrilled you’re wearing daofei colors,” Rangi said, biting her lip as she smiled. “But you look beautiful.” “You look terrifying,” Lek added. A lifetime ago, Kyoshi had never thought she would be either of those things. “Then it’s perfect.”the rise of kyoshi🪭
+1
🪭the story behind kyoshi's iconic makeup
اول همه بدونیم که این آرایش اول مختص به کیوشی نبود، مختص به گروه flying opera company که یک گروه دائوفی (تبهکار) بود و توسط پدر و مادر کیوشی تاسیس شده بود. این گروه این آرایش رو به عنوان امضای کارشون داشتن و همینطور برای جلوگیری از تشخیص چهرشون استفاده میشد. جالب اینه کیوشی نه تنها بادبزن و سربندش رو از مادرش به ارث برده، بلکه سبک آرایشی که مادرش داشت رو انجام میده. ولی معنی سبک آرایش چیه؟ تو ناول وقتی کیوشی برای اولین ماموریتش با این گروه همراه میشه یکی از اعضا (وانگ) آرایش رو روی صورتش انجام میده توضیح میده: ”سفید نماد خیانت، ذات شوم، سو ظن و اعمال شیطانیه در حالی که قرمز نماد افتخار و وفاداری و قهرمانیه. نماد پیمان بین اعضای گروهه. درسته مقدار سفید توی آرایش خیلی بیشتر از رنگ قرمزه ولی رنگ قرمز هم هیچوقت از نگاه ها دور نمیمونه.“
امروز و فردا کامیک کان عه و آواتار هم غرفه مخصوص خودش رو داره
اگه از فیلم جدید و seven heavens خبری شد براتون میذارم
میخواستم بگم زوکو حاصل عشق روکو و سوزین عه. ولی یادم افتاد اوزای مامان زوکو رو رسما گروگان گرفت و عذابش داد پس نمیگم.
+1
soulmated so hard that they're not just best friends but aang is reincarnation of zuko's great grandfather.
بچه ها اینکه سوزِن رابطه هم جنس هارو ممنوع کرده یه فکته که توی کامیک کایا به کورا و آسامی میگه.
sozin couldn't have roku for himself so he banned same-sex relationships in fire nation.
🪭 kyoshi and rangi's love confession in 'the rise of kyoshi'
"میدونم" کیوشی گفت، درحالی که درد رو توی قلبش حس میکرد "یون خیلی بهتر می بود.." "یه لحظه یون رو فراموش کن! اواتار بودن رو فراموش کن!" رانگی نمیتونست جلوی خودشو بگیره. ضربه محکمی به سینه کیوشی زد "نباید برای تو همچین اتفاقی بیفته!" کیوشی ساکت شد. بیشتر به خاطر اینکه رَنگی محکم ضربه زده بود ولی بخاطر غافلگیری از رفتار رانگی هم بود. "تو فکر میکنی لایق آرامش و شادی و چیزهای خوب نیستی ولی لایقشونی " رانگی سرش داد زد "تو، کیوشی! نه آواتار، خودِ تو!" اون فاصله بین خودش و کیوشی رو با حلقه کردن دستاش دور کمر کیوشی بست. در آغوش گرفتن راه هوشمندانه ای برای قایم کردن صورتش بود. "هیچ ایده ای داری چقدر برام دردناکه که توی سفری همراهیت کنم که انقدر مصممی که توش خودتو تنبیه کنی؟" رانگی گفت. "دیدن اینکه برای گرفتن انتقام با خودت مثل یه ظرف خالی برخورد میکنی، درحالی که من تورو از وقتی که یه دختر خدمتکار بودی که نمیتونست حتی یه خرده سنگ رو بلند کنه میشناسم؟ آواتار میتونه دوباره متولد شه ولی تو نمیتونی، کیوشی. نمیخوام نسل بعدی رو بیخیال شم ولی نمیتونم تورو هم از دست بدم" کیوشی فهمید تمام مدت داشته اشتباه میکرده. رانگی واقعا بهش باور داشت. نه بخاطر قرار داد و وظیفه، بخاطر اینکه دوستش بود. رانگی رو به خودش نزدیک تر کرد. احساس کرد صدای نفس راحتی که دختر دیگه میکشه رو میشنوه. "ای کاش میتونستم چیزی که حقته رو بهت بدم" رنگی بعد یه مدت زمزمه کرد "دانا ترین استاد ها، ارتش هایی برای دفاع ازت، کاخی برای زندگی کرد" کیوشی ابروش رو بالا برد "آواتار یه کاخ گیرش میاد؟" "نه ولی تو لایقشی" "بهش نیازی ندارم" لب های خودش رو به صورت نوازش روی موهای نرم رنگی حرکت داد. " و نیازی به ارتش ندارم چون تورو دارم!" "چش" رانگی مسخرش کرد. "آره واقعا. اگه بلد بودم کارمو انجام بدم هیچوقت نمیترسیدی، فقط احساس دوست داشته شدن میکردی. احساس تحسین شدن توسط همه رو میفهمیدی." کیوشی به نرمی چانه رَنگی رو گرفت به سمت بالا حرکت داد. همون قدری که نمیتونست جلوی نفس کشیدنش رو بگیره، نمیتونست جلوی کاری که نزدیک بود انجام بده رو هم بگیره. "من حس دوست داشته شدن میکنم" کیوشی اعتراف کرد. چهره رانگی درخشید. کیوشی خم شد و لب هاشو بوسید.
دقیقا این مدل انگیزه دادن رانگی برای کیوشی موقع تمریناتشه. هروقت میخواد تشویقش کنه بوسی بوسیش میکنه. ولی وقتی کیوشی دیگه زیادی پررو میشه جاخالی میده.
kyoshi would probably risk the world for rangi
(videos from avatar fighting game)
من دوست دارم کمیک هارو بذارم ولی قطعا نمیتونم یک جا هر کامیک رو بذارم. میتونیم هر سری یک کامیک خاص رو انتخاب کنیم و من هر هفته یکی دو بار ۱۵ صفحه از اون رو ترجمه شده و آماده بذارم. البته واقعا دوست دارم حمایت کنید و بخونید اگه قراره اینکارو انجام بدم
katara: "i will never ever turn my back on people who need me"
she talks about the people she just met and they're from a nation that murdered her mother.
