𝘚𝘦𝘭𝘦𝘯𝘦. (𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸 𝘦𝘳𝘢🌑🪽)
Відкрити в Telegram
' 𝙎𝙚𝙡𝙚𝙣𝙚 ٬ ²⁰²⁶July¹⁶ ’ 𝖠 𝗊𝗎𝗂𝖾𝗍 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 𝗎𝗇𝖽𝖾𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝓜 𝗈𝗈n 🦢⁷⁴ ~ Unknown bots: @moonyeobot http://t.me/safeCht_bot?start=hid3ZP
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
424
Підписники
+624 години
+887 днів
+21230 днів
Архів дописів
جالب میشه اگر روز تولد و وفات یکی باشن
متاسفانه امکانش نیست، از این بابت ناراحتم.
Repost from 𝘚𝘦𝘭𝘦𝘯𝘦. (𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸 𝘦𝘳𝘢🌑🪽)
ریه و معده عزیزم
لطفا انقدر فضول نباشید و تو زندگیم دخالت نکنید
پول سرم و اسپری گرونه، ای کاش بفهمید
بعضی آدمها وارد زندگی آدم نمیشن که فقط دوستشون داشته باشی؛ میان تا چیزی رو درونت تغییر بدن. برای من، نامجون یکی از همون آدمهاست.
نمیدونم اولین باری که حرفهاش باعث شد مکث کنم و دوباره به چیزی فکر کنم کی بود، اما میدونم از یه جایی به بعد، کلماتش دیگه فقط کلمه نبودن. بعضیهاشون موندن، توی ذهنم چرخیدن و حتی باعث شدن چیزهایی رو درباره خودم بفهمم که قبل از اون نمیدیدم.
شاید زیباترین چیزی که در این مرد وجود داره همین باشه؛ اینکه هیچوقت سعی نکرد وانمود کنه همهچیز رو میدونه. از گم شدن گفت،از ترس،از رشد کردن و از اینکه چطور میشه با وجود تمام سردرگمیها باز هم قدم بعدی رو برداشت.
نامجون، شاید ندونی چند نفر با شنیدن حرفهات احساس کردن فهمیده شدن. شاید ندونی چند نفر به خاطر تو با کتاب، هنر، موسیقی یا حتی خودشون کمی بیشتر آشنا شدن. شاید هیچوقت نفهمی حضورت برای بعضیها فقط سرگرمی نبوده؛ بخشی از مسیر بزرگ شدنشون بوده.
امروز فقط میخوام برای خودت آرزو کنم. برای پسری که سالها یاد گرفته چطور برای دیگران تکیهگاه باشه، امیدوارم این بار دنیا کمی بیشتر برای خودش تکیهگاه باشه.
امیدوارم آرامش سهمت باشه، نه چیزی که همیشه مجبور باشی دنبالش بگردی.
امیدوارم هرجا که هستی، احساس کنی به اندازه کافی خوب هستی.و امیدوارم هیچوقت اون بخش کنجکاو، مهربون،تلاشگر و پاک وجودت رو از دست ندی.
تولدت مبارک، کیم نامجون.
ممنون که با کلماتت به خیلیهامون یاد دادی گم بودن همیشه به معنی بیراهه رفتن نیست؛ گاهی فقط بخشی از پیدا کردن خودته.
امیدوارم سال جدید زندگی نامجون، آرامترین فصل کتاب زندگیش باشه
HBD my dear koala🐨✨💕
Repost from lalisa la diva
ما رو نادیده گرفتن، مثل گروگان باهامون رفتار کردن، بار سختی روی دوشمون بود، گذشته رو با خودمون حمل کردیم، آیندمون از پیش نوشته شده بود اما اونا براي روزی که زن ها مقابلشون بایستن برنامه ریزی نکرده بودن. اونا این رو نمیخواستن اما ما مثل عدالت از دل تاریخ بیرون اومدیم و جلوشون ایستادیم — جنی کیم
🪽: 👆🏻
-----------------------------------------------
🌑: خدای من؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برای من 😭😭😭؟؟؟؟؟ واییییییییییی انونی واقعا مچکرم ازتت😭💋
خیلببییییبب قشنگههههه
moony😭😭😭
انقدر همشون خوشگلن که الان کلمو میکوبونم تو دیوار😭😭🤍🪽
Repost from ⏱🍓︙𝖡𝗍𝗌 𝖳𝗂𝗆𝖾
نامه نامجون ²² ساله برای نامجون ³² ساله🐨: نامجون 32 ساله عزیز، حالت چطوره؟ اوضاع خوبه؟ هنوز هم داری جوری زندگی میکنی که به خودت ثابت کنی ارزشمند هستی؟ الان خودتو بهتر درک میکنی؟ در موردش کنجکاوم... واست مبهم تر شده؟ من هنوزم روی موزیک کار میکنم. 20 سال پیش داشتی شعر مینوشتی، 10 سال پیش داشتی روی موسیقی کار میکردی. بهرحال هرکاری که الان داری انجام میدی امیدوارم همچنان خودت باشی! من به سرنوشت اعتقاد دارم اما یادت نره که خودت مسیرت رو انتخاب میکنی! 𝜗ৎ࣪ ִֶָ @only_btstime ༶⋆˙ #namjoon
+1
این روزها زندگی برایم چهرهای غریبه پیدا کرده؛ انگار چیزی در سکوتِ روزها تغییر کرده و من میان آن خودم را گم کردهام.هر صبح با سنگینیِ افکاری بیدار میشوم که تا شب، ذرهذره از آرامشم میکاهند؛و هر شب، با ذهنی خستهتر از روز قبل به خواب پناه میبرم.بیش از همیشه از آدمها فاصله گرفتهام.
سکوت، کمکم جای تمام حرفهایی را گرفته که دیگر توان گفتنشان را ندارم. درونم شبیه میدان جنگیست که هر روز دوباره آغاز میشود؛ من ماندهام و لشکری از غم، خاطرات، ترسها و فکرهایی که نمیدانم چگونه خاموششان کنم.با این حال، عجیبترین قسمت ماجرا این است که هنوز دارم زندگی را تا آخرین توانم زندگی میکنم؛ هنوز برای رؤیاهایم میجنگم، حتی وقتی خودم از شدت خستگی نمیدانم برای چه هنوز نفس می کشم. گاهی ذهنم آنقدر از این همه سنگینی خسته میشود که فقط آرزو میکند همهچیز برای همیشه خاموش شود؛ نه دیگر فکری، نه انتظاری، نه جنگی.
اما من هنوز اینجا هستم؛ میان تمام این آشوب، میان تمام سکوتها و شبهای طولانی.
و من باز هم مجبورم صبر کنم
شاید تمام کاری که از دستم برمیآید همین باشد؛ عبور از امشب، تا رسیدن به شبی که ماه، کمی روشنتر از همیشه بتابد.
