uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

〘ㅤ ㅤㅤ ㅤ ㅤᎬ̇𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾𝖺𝗅 Ȧ𝗎𝗋éㅤㅤ ㅤ ㅤ ㅤ〙

〘ㅤ ㅤㅤ ㅤ ㅤᎬ̇𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾𝖺𝗅 Ȧ𝗎𝗋éㅤㅤ ㅤ ㅤ ㅤ〙

Відкрити в Telegram

‌‌ 【 『 ⊹𝖫𝗂𝗌𝖺 / ⊹𝖵 ’𝗌 𝖢𝖧𝖭𝖫 』 】 𓂃 𝑴𝒆: • @Vspstz_bot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
362
Підписники
-1424 години
-147 днів
-1430 днів
Архів дописів
𝘔𝘢𝘵𝘪𝘭𝘥𝘢, 𝘺𝘰𝘶 𝘵𝘢𝘭𝘬 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘦 𝘱𝘢𝘪𝘯 𝘭𝘪𝘬𝘦 𝘪𝘵'𝘴 𝘢𝘭𝘭 𝘢𝘭𝘳𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘉𝘶𝘵 𝘐 𝘬𝘯𝘰𝘸 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘺𝘰𝘶 𝘧𝘦𝘦𝘭 𝘭𝘪𝘬𝘦 𝘢 𝘱𝘪𝘦𝘤𝘦 𝘰𝘧 𝘺𝘰𝘶'𝘴 𝘥𝘦𝘢𝘥 𝘪𝘯𝘴𝘪𝘥𝘦 𝘠𝘰𝘶 𝘴𝘩𝘰𝘸𝘦𝘥 𝘮𝘦 𝘢 𝘱𝘰𝘸𝘦𝘳 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘪𝘴 𝘴𝘵𝘳𝘰𝘯𝘨 𝘦𝘯𝘰𝘶𝘨𝘩 𝘵𝘰 𝘣𝘳𝘪𝘯𝘨 𝘴𝘶𝘯 𝘵𝘰 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘳𝘬𝘦𝘴𝘵 𝘥𝘢𝘺𝘴 𝘐𝘵'𝘴 𝘯𝘰𝘯𝘦 𝘰𝘧 𝘮𝘺 𝘣𝘶𝘴𝘪𝘯𝘦𝘴𝘴, 𝘣𝘶𝘵 𝘪𝘵'𝘴 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘣𝘦𝘦𝘯 𝘰𝘯 𝘮𝘺 𝘮𝘪𝘯𝘥 𝘠𝘰𝘶 𝘤𝘢𝘯 𝘭𝘦𝘵 𝘪𝘵 𝘨𝘰 𝘠𝘰𝘶 𝘤𝘢𝘯 𝘵𝘩𝘳𝘰𝘸 𝘢 𝘱𝘢𝘳𝘵𝘺 𝘧𝘶𝘭𝘭 𝘰𝘧 𝘦𝘷𝘦𝘳𝘺𝘰𝘯𝘦 𝘺𝘰𝘶 𝘬𝘯𝘰𝘸 𝘈𝘯𝘥 𝘯𝘰𝘵 𝘪𝘯𝘷𝘪𝘵𝘦 𝘺𝘰𝘶𝘳 𝘧𝘢𝘮𝘪𝘭𝘺, '𝘤𝘢𝘶𝘴𝘦 𝘵𝘩𝘦𝘺 𝘯𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘴𝘩𝘰𝘸𝘦𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘭𝘰𝘷𝘦 𝘠𝘰𝘶 𝘥𝘰𝘯'𝘵 𝘩𝘢𝘷𝘦 𝘵𝘰 𝘣𝘦 𝘴𝘰𝘳𝘳𝘺 𝘧𝘰𝘳 𝘭𝘦𝘢𝘷𝘪𝘯𝘨 𝘢𝘯𝘥 𝘨𝘳𝘰𝘸𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘱.. #𝘚𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸

Repost from N/a
 ‌ ‌‌‌ ﹟ 𝒱𝖠𝖱𝖦𝖴𝖲 💭 𝗇𝗈 𝗋𝗎𝗅𝖾𝗌, 𝗇𝗈 𝗇𝗈𝗂𝗌𝖾. #TKStrand

Repost from N/a
ROSÉ - new trick (OFFICIAL MUSIC VIDEO).m4a2.85 MB

Repost from N/a
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ⠀ ⠀୨ᰍ ׅ 𝐃oll ׁ .ᐟ 🗳 ‌ ⠀⠀ ‌‌ ‌ ‌
+4
‌   ‌  ‌  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌        ⠀   ⠀୨ᰍ     ׅ     𝐃oll    ׁ     .ᐟ    🗳  ‌ ⠀⠀ ‌‌     ‌  ‌

𝙀𝙮𝙚𝙨𝙝𝙖𝙙𝙤𝙬 𝙀𝙮𝙚𝙨𝙝𝙖𝙙𝙤𝙬 𝙞𝙨 𝙖 𝙘𝙤𝙨𝙢𝙚𝙩𝙞𝙘 𝙥𝙧𝙤𝙙𝙪𝙘𝙩 𝙩𝙝𝙖𝙩 𝙞𝙨 𝙖𝙥𝙥𝙡𝙞𝙚𝙙 𝙩𝙤 𝙩𝙝𝙚 𝙚𝙮𝙚
𝙀𝙮𝙚𝙨𝙝𝙖𝙙𝙤𝙬 𝙀𝙮𝙚𝙨𝙝𝙖𝙙𝙤𝙬 𝙞𝙨 𝙖 𝙘𝙤𝙨𝙢𝙚𝙩𝙞𝙘 𝙥𝙧𝙤𝙙𝙪𝙘𝙩 𝙩𝙝𝙖𝙩 𝙞𝙨 𝙖𝙥𝙥𝙡𝙞𝙚𝙙 𝙩𝙤 𝙩𝙝𝙚 𝙚𝙮𝙚𝙡𝙞𝙙𝙨 𝙩𝙤 𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣𝙘𝙚 𝙩𝙝𝙚 𝙗𝙚𝙖𝙪𝙩𝙮 𝙤𝙛 𝙩𝙝𝙚 𝙚𝙮𝙚𝙨. 𝙄𝙩 𝙘𝙤𝙢𝙚𝙨 𝙞𝙣 𝙢𝙖𝙣𝙮 𝙘𝙤𝙡𝙤𝙧𝙨 𝙖𝙣𝙙 𝙛𝙞𝙣𝙞𝙨𝙝𝙚𝙨, 𝙨𝙪𝙘𝙝 𝙖𝙨 𝙢𝙖𝙩𝙩𝙚, 𝙨𝙝𝙞𝙢𝙢𝙚𝙧, 𝙖𝙣𝙙 𝙜𝙡𝙞𝙩𝙩𝙚𝙧. 𝙋𝙚𝙤𝙥𝙡𝙚 𝙪𝙨𝙚 𝙚𝙮𝙚𝙨𝙝𝙖𝙙𝙤𝙬 𝙩𝙤 𝙘𝙧𝙚𝙖𝙩𝙚 𝙙𝙞𝙛𝙛𝙚𝙧𝙚𝙣𝙩 𝙢𝙖𝙠𝙚𝙪𝙥 𝙡𝙤𝙤𝙠𝙨 𝙛𝙤𝙧 𝙚𝙫𝙚𝙧𝙮𝙙𝙖𝙮 𝙬𝙚𝙖𝙧 𝙤𝙧 𝙨𝙥𝙚𝙘𝙞𝙖𝙡 𝙤𝙘𝙘𝙖𝙨𝙞𝙤𝙣𝙨. 𝙒𝙝𝙚𝙣 𝙖𝙥𝙥𝙡𝙞𝙚𝙙 𝙥𝙧𝙤𝙥𝙚𝙧𝙡𝙮, 𝙚𝙮𝙚𝙨𝙝𝙖𝙙𝙤𝙬 𝙘𝙖𝙣 𝙢𝙖𝙠𝙚 𝙩𝙝𝙚 𝙚𝙮𝙚𝙨 𝙡𝙤𝙤𝙠 𝙗𝙞𝙜𝙜𝙚𝙧, 𝙗𝙧𝙞𝙜𝙝𝙩𝙚𝙧, 𝙖𝙣𝙙 𝙢𝙤𝙧𝙚 𝙚𝙭𝙥𝙧𝙚𝙨𝙨𝙞𝙫𝙚.

Honey+vaselin+lipgloss+cinnamon= ★⋆. 𐙚 ˚𝜗𝜚˚𝐼𝑀 𝐽𝑈𝑆𝑇 𝐺𝐼𝑅𝐿 𝜗𝜚⋆.𐙚★
+1
Honey+vaselin+lipgloss+cinnamon= ★⋆. 𐙚 ˚𝜗𝜚˚𝐼𝑀 𝐽𝑈𝑆𝑇 𝐺𝐼𝑅𝐿 𝜗𝜚⋆.𐙚★

دۅسـتت داࢪم بآ تـما؎ آسـمانِ ۅجـۅدت، چـہ دࢪ ࢪۅشـنایـےِ لـبخـندت ۅ چـہ دࢪ تـاࢪیکےِ اندۅهت؛ چࢪا کـہ عـشـق، پذیࢪفـتنِ تـما؎ فـصل
+4
دۅسـتت داࢪم بآ تـما؎ آسـمانِ ۅجـۅدت، چـہ دࢪ ࢪۅشـنایـےِ لـبخـندت ۅ چـہ دࢪ تـاࢪیکےِ اندۅهت؛ چࢪا کـہ عـشـق، پذیࢪفـتنِ تـما؎ فـصل‌هـاٮے یڪ انـسـان اسـت.
آسمان، چه در تاریکی شب و چه در روشنایی روز، از آمدن هیچ پدیده‌ای در امان نیست؛ گاهی در دل شب برف می‌بارد و گاهی در روشنای روز، باران می‌گیرد و رنگین‌کمانی پدیدار می‌شود. آدم‌ها نیز چنین‌اند؛ گاهی در روشن‌ترین لبخندهایشان، غمی پنهان دارند و گاهی در تاریک‌ترین روزهایشان، امیدی کوچک زنده نگه می‌دارند. مگر می‌شود کسی را تنها به‌خاطر روزهای تاریکش دوست نداشت، وقتی می‌دانی همان آدم، روزی روشن‌ترین لحظه‌های زندگی‌ات را ساخته است؟ من تو را نه فقط در آرامش چشمانت، که در طوفان خشم و اندوهت نیز دوست دارم؛ چراکه برای من، دوست داشتن یعنی پذیرفتن تمام آسمانِ وجودت، حتی آن روزهایی که نه آفتابی در آن پیداست و نه رنگین‌کمانی.

تـۅ ࢪآ نمےتـۅآن بـہ ݫیـبآیـے تشبیـہ ڪࢪد، چࢪآ ڪـہ ݫیـبآیـے ڂـۅد دࢪ ٮڔآٮڔ تـۅ اݫ مـعنـآ تهے مےشۅد؛ ۅ مـن تآ ابـد، مـیآن ۅآژه‌هـ
+4
تـۅ ࢪآ نمےتـۅآن بـہ ݫیـبآیـے تشبیـہ ڪࢪد، چࢪآ ڪـہ ݫیـبآیـے ڂـۅد دࢪ ٮڔآٮڔ تـۅ اݫ مـعنـآ تهے مےشۅد؛ ۅ مـن تآ ابـد، مـیآن ۅآژه‌هـآیـے ڪـہ اݫ ۅصـف تـۅ عآجݫند، دࢪ حـسࢪت تعبیࢪٮے شآیـستـۂ حـضۅࢪت قڶم ڂۅآهـم ݫد.
واژهٔ زیبا در برابر تو، حقیر و بی‌ارزش است؛ گویی تمام قاموس جهان، در وصف حضورت به استیصال رسیده و هیچ تعبیری را یارای بیان آنچه در تو می‌بینم، نیست. چگونه می‌توان تو را به زیبایی تشبیه کرد، هنگامی که حتی زیباترین واژگان نیز در برابر تو، رنگی از بی‌اجرتی به خود می‌گیرند؟ شاید مرگ، اگر رنگی داشت، سرخ بود؛ همان سرخیِ اشتیاقی که در تمنای وصال، رگ به رگ وجود عاشق را به زوال می‌کشاند. اما اگر قرار باشد مرگ را به رنگی تشبیه کنم، برای من رنگِ چشمان توست؛ چراکه چه تفاوتی دارد جان در سیاهیِ نیستی نابود شود یا در تماشای تو، از خویشتن تهی بماند؟ و من، میان این همه واژهٔ ناتوان، هنوز در جست‌وجوی تعبیری هستم که شایستهٔ تو باشد؛ غافل از آنکه شاید هیچ واژه‌ای برای تو آفریده نشده است و من محکومم تا ابد، در حسرتِ توصیف آنچه در تو می‌بینم، قلم بزنم.

Repost from ㅤㅤ sılver boy
੭໒ ꪶᧉ ძéხut ძᧉ ᥒᦅtrᧉ histᦅırᧉ étɑıt l'ɑოᦅur ᧉᥒtrᧉ ᥒᦅus 🗝 ძᧉux 🥂 , ꪶɑ fiᥒ ıᥒévıtɑხlᧉ ᧉt étᧉrᥒᧉllᧉ .
+1
     ੭໒  ꪶᧉ ძéხut ძᧉ ᥒᦅtrᧉ histᦅırᧉ étɑıt l'ɑოᦅur ᧉᥒtrᧉ ᥒᦅus    🗝 ძᧉux      🥂     ,    ꪶɑ fiᥒ ıᥒévıtɑხlᧉ ᧉt étᧉrᥒᧉllᧉ     .

Repost from 私の禁止
لعنت‌به‌او،لعنت‌به‌گرمی‌وجودش،که‌نگاهش‌روی‌من‌جرقه‌ی‌آتش‌و‌کلمه‌های‌زبانش‌مذاب‌بود،هرزمان‌‌درکنارش‌بودن‌غمناک‌بود،می‌دانستم،می‌دانستم‌یک‌روز‌باید‌رهایش‌کنم،اما‌لعنت‌به‌این‌حس،لعنت‌به‌این‌کشش،از‌اسمش‌هم‌نفرت‌دارم،همان‌قدر‌که‌ازاونفرت‌دارم،همان‌قدر‌که‌دلم‌می‌خواهد‌وقتی‌نگاهم‌به‌نگاهش‌می‌افتد‌اشک‌هایم‌بر‌روی‌قلب‌او‌بوسه‌بگذارد،دلم‌می‌خواهد‌همان‌لحظه‌اشک‌هایم‌تبدیل‌به‌بنزین‌شود،و‌برروی‌قلب‌او‌شره‌کند‌و‌نگاه‌غمگینم‌ذره‌ذره‌او‌را‌بسوزاند،لعنت‌به‌آن‌حس،که‌آن‌قدر‌مرا‌درمانده‌کرد،او‌بدبود‌،‌قلب‌مگر‌گوش‌میسپرد؟بودنش‌کنار‌من‌ممکن‌نبود،افکار‌عذاب‌آور‌وی‌مگر‌رهایش‌میکرد؟اما‌که‌جز‌آن‌کشش‌لعنتی‌می‌فهمید‌که‌حتی‌گرمای‌نفس‌او‌هم‌در‌آغوش‌وی‌کافی‌بود؟!هرزمان‌که‌نگاهم‌به‌نگاهش‌گره‌میخورد،می‌خواستم‌تفنگ‌همیشگی‌کنار‌جیبش‌را‌به‌دست‌بگیرم،یک‌گلوله‌حروم‌خود‌کنم،و‌زمانی‌که‌گرمای‌گلوله‌ی‌شلیک‌شده‌درون‌مغزم‌را‌حس‌کردم،یک‌گلوله‌حروم‌او‌می‌کنم،نمی‌شود،منطقی‌ست‌مگر؟اما‌ذاتاً‌او‌بدون‌کشش‌‌وی‌هم‌زنده‌نیست،نفرت‌دارم،از‌او‌نفرت‌دارم،و‌با‌همین‌نفرت‌به‌‌سوی‌او‌کشیده‌می‌شوم،همانند‌فردی‌که‌هرزمان‌درمانده‌است،حس‌می‌کند‌با‌شکستن‌استخوان‌های‌بدنش‌آرام‌تر‌می‌شود.

Repost from N/a
ʸᵒᵘ ᵏⁿᵒʷ ʰᵒʷ, ʷʰᵉⁿ ʸᵒᵘ ᶜᵃᵗᶜʰ ᵃ ᶜᵒˡᵈ, ᵗᵃˢᵗᵉˢ ᵃⁿᵈ ˢᵐᵉˡˡˢ ᵇᵉᶜᵒᵐᵉ ˢᵒ ᵈᵘˡˡ ᵃⁿᵈ ᵐᵉᵃⁿⁱⁿᵍˡᵉˢˢ? ᴹᵒᵒⁿ ᴮᵃᵉᵏ’ˢ ᵇʳᵃⁱⁿ ʰᵃˢ ᶜᵃᵘᵍʰᵗ ᵃ ᶜᵒˡᵈ, ᵗ
+3
ʸᵒᵘ ᵏⁿᵒʷ ʰᵒʷ, ʷʰᵉⁿ ʸᵒᵘ ᶜᵃᵗᶜʰ ᵃ ᶜᵒˡᵈ, ᵗᵃˢᵗᵉˢ ᵃⁿᵈ ˢᵐᵉˡˡˢ ᵇᵉᶜᵒᵐᵉ ˢᵒ ᵈᵘˡˡ ᵃⁿᵈ ᵐᵉᵃⁿⁱⁿᵍˡᵉˢˢ? ᴹᵒᵒⁿ ᴮᵃᵉᵏ’ˢ ᵇʳᵃⁱⁿ ʰᵃˢ ᶜᵃᵘᵍʰᵗ ᵃ ᶜᵒˡᵈ, ᵗᵒᵒ.ᴬˡᵐᵒˢᵗ ᵉᵛᵉʳʸᵗʰⁱⁿᵍ ᶠᵉᵉˡˢ ᵐᵉᵃⁿⁱⁿᵍˡᵉˢˢ ᵗᵒ ʰⁱᵐ ⁿᵒʷ,ᵃⁿᵈ ⁱᵗ’ˢ ᵇᵉᶜᵒᵐᵉ ʰᵃʳᵈ ᶠᵒʳ ʰⁱᵐ ᵗᵒ ᵉⁿʲᵒʸ ᵃⁿʸᵗʰⁱⁿᵍ.ᴮᵘᵗ ᵗʰᵉ ˢᵗʳᵃⁿᵍᵉ ᵗʰⁱⁿᵍ ⁱˢ,ʰᵉ’ˢ ᵃᶠʳᵃⁱᵈ ᵗᵒ ᵗᵃˡᵏ ᵃᵇᵒᵘᵗ ⁱᵗ ᵒʳ ᵉᵛᵉⁿ ᵇʳⁱⁿᵍ ⁱᵗ ᵘᵖ,ᵇᵉᶜᵃᵘˢᵉ ⁱᵗ ᵗᵉʳʳⁱᶠⁱᵉˢ ʰⁱᵐ. ᴴᵉ’ˢ ᵃᶠʳᵃⁱᵈ ʰᵉ ʷᵒⁿ’ᵗ ᵇᵉ ᵃᵇˡᵉ ᵗᵒ ʰᵒˡᵈ ᵒⁿ. ᴴⁱˢ ᵇʳᵃⁱⁿ ⁱˢ ˢᵃʸⁱⁿᵍ ᵗʰⁱⁿᵍˢ ʰᵉ ᵈᵒᵉˢⁿ’ᵗ ᵗʰⁱⁿᵏ ʰⁱˢ ʰᵉᵃʳᵗ ᶜᵃⁿ ᵇᵉᵃʳ. ˢᵒ ʰᵉ ʲᵘˢᵗ ᵖᵘˢʰᵉˢ ᵃˡˡ ᵒᶠ ⁱᵗ ᵃʷᵃʸ,ⁿᵒᵗ ˡᵉᵗᵗⁱⁿᵍ ᵉⁱᵗʰᵉʳ ˢⁱᵈᵉ ʰᵃᵛᵉ ᵗʰᵉ ᶠⁱⁿᵃˡ ˢᵃʸ.ᴺᵉⁱᵗʰᵉʳ ᵒⁿᵉ ʷⁱⁿˢ; ʰᵉ’ˢ ˡᵉᶠᵗ ˢᵗᵃʳⁱⁿᵍ ᵃᵗ ˢᵒᵐᵉ ᵈⁱˢᵗᵃⁿᵗ,ⁱⁿᵈᵉᵗᵉʳᵐⁱⁿᵃᵗᵉ ᵖᵒⁱⁿᵗ, ᵇᵉᶜᵃᵘˢᵉ ʰᵉ’ˢ ᵉᵠᵘᵃˡˡʸ ᵃᶠʳᵃⁱᵈ ᵒᶠ ᵇᵒᵗʰ.

حتی اگه هیچ کس تو رو دوست نداشته باشه تا وقتی خودت معنای وجودت رو پیدا کنی میتونی ادامه بدی. - گارا، ناروتو -
+1
حتی اگه هیچ کس تو رو دوست نداشته باشه تا وقتی خودت معنای وجودت رو پیدا کنی میتونی ادامه بدی. - گارا، ناروتو -

هارلی برای عشقش توی جهنم پرید... و جوکر؟ اون فقط تماشا نکرد؛ دنبالش پرید.
+1
هارلی برای عشقش توی جهنم پرید... و جوکر؟ اون فقط تماشا نکرد؛ دنبالش پرید.