uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

جوادهاشمی"تربت"

جوادهاشمی"تربت"

Відкрити в Telegram

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
306
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
+4330 днів
Архів дописів
🏴🏴🏴 صد و هشتاد و هشتمین جلسه‌ی مهدوی_ادبی الغوث ❇️یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ ❇️ساعت ۲۰ الی ۲۲ قم. بلوار حضرت جعفر طیّار علیه‌السّل
🏴🏴🏴 صد و هشتاد و هشتمین جلسه‌ی مهدوی_ادبی الغوث ❇️یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ ❇️ساعت ۲۰ الی ۲۲ قم. بلوار حضرت جعفر طیّار علیه‌السّلام. کوچه ۱۵ _ شماره ۴۸ _ مهدیه‌ی قم. به زمان جلسه دقت کنید.

🏴🏴🏴🏴 محفل ادبی محمل [۱۲۶] به میزبانی #جواد_هاشمی_تربت چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵ دفتر انتشارات محمل ۱۸ تا ۲۰ #محفل_ادبی_محمل #ت
🏴🏴🏴🏴 محفل ادبی محمل [۱۲۶] به میزبانی #جواد_هاشمی_تربت چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵ دفتر انتشارات محمل ۱۸ تا ۲۰ #محفل_ادبی_محمل #تربت_محمل #جواد_هاشمی_تربت

🏴🏴🏴🏴 صد و هشتاد و هفتمین جلسه‌ی مهدوی_ادبی الغوث ❇️جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵. ❇️ساعت ۱۳ الی ۱۵ قم. بلوار حضرت جعفر طیّار علیه‌السّ
🏴🏴🏴🏴 صد و هشتاد و هفتمین جلسه‌ی مهدوی_ادبی الغوث ❇️جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵. ❇️ساعت ۱۳ الی ۱۵ قم. بلوار حضرت جعفر طیّار علیه‌السّلام. کوچه ۱۵ _ شماره ۴۸ _ مهدیه‌ی قم. به زمان جلسه دقت کنید. عکس برای دهه‌ی عاشورای امسال است. #الغوث #جواد_هاشمی_تربت

محفل ادبی محمل [۱۲۵] به میزبانی #جواد_هاشمی_تربت چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵ [روز صائب تبریزی] دفتر انتشارات محمل ۱۸ تا ۲۰ #محفل_ادب
محفل ادبی محمل [۱۲۵] به میزبانی #جواد_هاشمی_تربت چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵ [روز صائب تبریزی] دفتر انتشارات محمل ۱۸ تا ۲۰ #محفل_ادبی_محمل #تربت_محمل #جواد_هاشمی_تربت

🏴روضه‌ی عصر یازدهم محرّم😭 به افق عراق / شنبه ۶ تیر ساعت ۱۸:۳۰ تا ۱۹:۳۰ ◇حسینیه‌ی کنار بیت الرّباب سلام‌الله‌علیها ◇ کربلا. سوق النّجّارین

🏴روضه‌ی عصر یازدهم محرّم😭 به افق تهران/ جمعه ۵ تیر ساعت ۱۸ تا ۱۹ ◇دفتر محمل◇

#حضرت_علی‌اصغر_علیه‌السلام #بازنشر در آسمان کرببلا، کم ستاره نیست امّا به دل‌رباییِ این ماه‌پاره نیست گهواره‌اش به بحر گنه، دست‌گیر ماست این کشتی نجات بُوَد، گاهواره نیست "در یک شکوفه نیز شکوه بهار هست" نامش علی است، شیر بخوان، شیرخواره نیست قنداقه را به معرکه‌ی عشق می‌برند "در کار خیر، حاجت هیچ استخاره نیست" با یک نظر گرفت گلوی سه‌شعبه را نازم به تیغ طفل که جز یک نظاره نیست! با گریه‌اش ز مادر و با خنده از پدر اشکی گرفته است که آن را شماره نیست بر غربت حسین، گلوی علی گواست با هیچ کس چنین سند پاره پاره نیست دیشب صدای گریه‌‌اش از عرش هم گذشت امشب علی کجاست که در گاهواره نیست؟ باید کنار گریه، صبوری کند رباب جز اشک، غیر صبر، دگر راه چاره نیست با نی بگو که زخمیِ تیر سه شعبه است این حلق را که طاقت زخم دوباره نیست در آسمان که سرخ شود موقع غروب آیا به یاد حنجر او یادواره نیست؟ "تربت"! بس است شرح غم بی کرانه‌اش بحری است بس عمیق که آن را کناره نیست ✔غزلی عاشورایی در ۱۲ بیت از ۹ شاعر، به ترتیب آقایان: #مهدی_محب‌زاده #فصیح‌الزمان_شیرازی_رضوانی #فریدون_مشیری + #حمیدرضا_اسلام‌لو #مهدی_محب‌زاده + #حافظ_شیرازی #جواد_هاشمی_تربت #مهدی_حسین‌قلیان #احمد_گرجی #علی_کاملی_کرمانشاهی #جواد_هاشمی_تربت #محمدحسین_مهدی‌پناه #جواد_هاشمی_تربت #عباس_بردبار (ابیات ۵، ۹، ۱۱ از بنده است؛ پس بیت تخلّص را کسی دیگر برایم گفته و این نیز ابتکار جالبی است) #تضمین #شعر_گروهی #چندشاعری #مطروحه #جواد_هاشمی_تربت http://www.instagram.com/javadhashemi69/ @javadhashemi_torbat

#زمزمه #کربلا #ورودیه (مناسب شب دوم) چه صحرایی! _ چه غوغایی! _ چه خیمه‌گه چه قتلگاهی! چه مولایی! _ چه آقایی! _ عجب امام کم‌سپاهی! چه کربلای پر بلایی! عجب فضای باصفایی ¤حسین‌حسین‌حسین‌حسین‌جان🥀🥀 خدا داند _ خدا داند _ دلم برای تو چه تنگ است سلام ما _ سلام ما _ به پرچمت که سرخ‌رنگ است ز گُل، گِل تو دل رباید که از تو بوی سیب آید ¤حسین‌حسین‌حسین‌حسین‌جان🥀🥀 بگو با ما _ بگو با ما _ حدیث تیغ و تیر و خنجر زهیرت کو؟ بریرت کو؟ چه شد حبیب و عون و جعفر؟ سلام ما به خیمه‌هایت! به آن ضریح دل‌ربایت ¤حسین‌حسین‌حسین‌حسین‌جان🥀🥀 بگو با ما _ بگو با ما _ ز لاله و شقایق و یاس چه شد اکبر؟ چه شد اصغر؟ کجا فتاده دست عبّاس؟ بگو به ما ز آل هاشم کجاست حجله‌گاه قاسم؟ ¤حسین‌حسین‌حسین‌حسین‌جان🥀🥀 در این صحرا _ در این صحرا _ چگونه از فرات نوشم؟ هنوز آید _ هنوز آید _ صدای العطش بگوشم سلام ما به اشک سقّا به چشم و دست و مشک سقّا ¤حسین‌حسین‌حسین‌حسین‌جان🥀🥀 #جواد_هاشمی_تربت 📒چاپ شده در جزوه‌ی بهار حسینی (نوحه‌های سیّد محسن حسینی)؛ سال ۱۳۸۰. ◇عجّل لولیّک الفرج یا الله◇ مجالس و محافل را برای دعای فرج مغتنم بشماریم. #او_خواهد_آمد #خدا_کند_که_بخواهیم! @javadhashemi_torbat #تربت_محمل

#رباعی او روز شهود خویش را می‌دانست گودال فرود خویش را می‌دانست چون شاعر چیره‌ای از آغاز سخن پایان سرود خویش را می‌دانست #محم
#رباعی او روز شهود خویش را می‌دانست گودال فرود خویش را می‌دانست چون شاعر چیره‌ای از آغاز سخن پایان سرود خویش را می‌دانست #محمّدرضا_محمّدی‌نیکو هر کس ز تو دورتر ز حق، دورتر است وآن دل که غمت خرید، پر نورتر است بگذشت هزار و چارصد سال ولی هر سال محرّم تو پرشورتر است #سیّد_مصطفی_ظریف ✍️تاریخ این برگه به دو سه سالی قبل از انتشار جرس (۱۳۸۸) برمی‌گردد. #عکس_برگه #دست‌خط #جواد_هاشمی_تربت

🏴🏴🏴🏴 ای کاش غیر غصّه‌ی تو غم نداشتیم ماهی به غیر ماه محرّم نداشتیم هادی جان‌فدا نارسا هست اگر مرثیه‌ام می‌دانم پیش داغ تو معانیّ و بیان ریخت به هم #محمود_شریفی_کمیل یک ماه بود مثل همه ماه‌های سال لطفی نداشت ماه محرّم بدون تو #ایّوب_پرندآور #تک‌بیت #محرّم ۱۴۴۸ #جواد_هاشمی_تربت

#یادداشت_ادبی 👆عکس ✏✏✏ شیخ #عبدالکریم_سودایی_دستگردی معروف به ادیب الشّریعه، پیش از نقل قصیده‌ای عاشورایی که بیش از ۲۰ بیت د
#یادداشت_ادبی 👆عکس ✏✏✏ شیخ #عبدالکریم_سودایی_دستگردی معروف به ادیب الشّریعه، پیش از نقل قصیده‌ای عاشورایی که بیش از ۲۰ بیت دارد، چنین آورده: مطرحِ انجمن، ۲۶ ذی‌حجّه که بنا شد ادبا در این هفته به جهت عزای سیّدالشّهدا علیه‌السّلام بر وزن این مطرح، مرثیه بسازند: یارب! آن نوگل خندان که سپردی به منش [#حافظ] 📝 و سپس با مطلع ذیل آغاز می‌کند: شه دین دید چو صحرای بلا شد وطنش طرح بستان وفا ریخت به طرف دمنش در کتاب #جرس_فریاد_می‌دارد، ۵ غزل به این وزن و قافیه هست که تا امروز نمی‌دانستم، یک روز مطروحه‌ی انجمن ادبی بوده است و چه بسا استادانی چون #حسان و #غلام‌رضا_سازگار_میثم هم ندانسته به این مطروحه پاسخ داده‌اند. http://www.instagram.com/javadhashemi69/ @javadhashemi_torbat

💐💐💐 ذاکر اهل بیت علیهم‌السّلام آقا #سهیل_گیل از نوشهرِ مازندران، مهمان دیشب #محمل بودند. ان‌شاءالله دهه‌ی عاشورا در حسینیه
💐💐💐 ذاکر اهل بیت علیهم‌السّلام آقا #سهیل_گیل از نوشهرِ مازندران، مهمان دیشب #محمل بودند. ان‌شاءالله دهه‌ی عاشورا در حسینیه‌ی همدانی (خ اختیاریه) فیض می‌دهند. خدا حفظش کند! #عکس #مهمان #دفتر_انتشارات_محمل #تربت_محمل #جواد_هاشمی_تربت

امروز جمعه تمام این کتابِ رقعیِ نود و چهار صفحه‌ای را خواندم. گزیده شعر جوان است که توسّط دفتر شعر شهرستان ادب در سال ۱۳۹۳ جم
امروز جمعه تمام این کتابِ رقعیِ نود و چهار صفحه‌ای را خواندم. گزیده شعر جوان است که توسّط دفتر شعر شهرستان ادب در سال ۱۳۹۳ جمع آورده است و بنده ۸ آذر ۱۳۹۶ خریده‌امش. نزدیک راه آهن شهر است خانه‌ام روزی هزار بار دلم تنگ می‌شود #امیر_تیموری، ص۲۳. 💠💠💠💠 عشق اگر کفر است یا از کافران کافرترم یا خدایم فرق دارد با خدای دیگران #سجّاد_سامانی، ص۴۴ 💠💠💠💠 باد می‌زد شانه مویش را، تلافی می‌کنم گیسوان او فقط مال من است و شانه‌ام #محسن_عطایی.نژاد، ص۶۰ #مطالعه #تربت_محمل #جواد_هاشمی_تربت

تقدیم به محضر حضرت ثامن الحجج، امام الرّئوف، علیّ بن موسی الرّضا علیهماالسّلام: هر چند که در شهر تو بازار زیاد است باید برسم
تقدیم به محضر حضرت ثامن الحجج، امام الرّئوف، علیّ بن موسی الرّضا علیهماالسّلام: هر چند که در شهر تو بازار زیاد است باید برسم زود، خریدار زیاد است من دربه‌در پنجره‌ فولادم و دیری است بین من و آن پنجره، دیوار زیاد است آن‌قدر کریمی که بده‌کار تو کم نیست آن‌قدر کریمی که طلب‌کار زیاد است پاییز رسیدم به حرم، با همه گفتم: این جا چقدر چادر گل‌‌دار زیاد است! با بار گناه آمده‌ام مثل همیشه با بار گناه آمدم، این بار زیاد است گندم به کبوتر بدهم؟ شعر بگویم؟ آخر چه کنم در حرمت؟ کار زیاد است  نوروز به نوروز، محرّم به محرّم سرمست زیاد است، عزادار زیاد است هر گوشه‌ی ایران، حرم توست که با تو همسایه‌ی دیوار به دیوار زیاد است از دور سلامی، تو و از دور جوابی این فاصله انگار نه انگار زیاد است ▫️ آن شب که به رؤیای من افتاد مسیرت دیدم چقدر لذّت دیدار زیاد است در خواب، سر سفره‌ی اطعام، تو گفتی هر قدر که می‌خواهی بردار، زیاد است #علی‌رضا_قنبری این بار به نام عشق، ص۷۶ و ۷۷. #تربت_محمل #جواد_هاشمی_تربت

#حضرت_علی‌اکبر_علیه‌السّلام #مهرداد_قصری‌فر را نمی‌شناسم ولی به گمانم این غزل را قبلا" دیده‌ام. الآن در مطالعه‌ی کتاب این بار
#حضرت_علی‌اکبر_علیه‌السّلام #مهرداد_قصری‌فر را نمی‌شناسم ولی به گمانم این غزل را قبلا" دیده‌ام. الآن در مطالعه‌ی کتاب این بار به نام عشق که شامل اشعار آزاد است، با آن مواجه شدم (ص۷۴). در بین یک عبا😭... حاشا که باز مثل تو پیدا شود علی بعد از تو خاک بر سر دنیا شود علی از این درخت پرثمر اصلاً بعید نیست یا مصطفی شود ثمرش یا شود علی با چهره‌ی پیمبری آمد از خیمه‌گاه وقتش رسیده است که حالا شود علی یک عمر قدّ و قامت او را نگاه کرد یعنی که پیر شد پدرش تا شود علی بیش از همه، حسین دلش شور می‌زند وقتی میان معرکه تنها شود علی از بس که تیغ آمد و بر پیکرش نشست دیگر توان نداشت ز جا پا شود علی از بس که مختصر شده‌ای تو، گمان کنم در بین یک عبا بدنت جا شود علی #تربت_محمل #جواد_هاشمی_تربت

عصر جمعه بخوانید غزل مهدوی از #حسین_فروزنده: نبُرد راه به جایی دعای نومیدان نکرد غائله را ختم، ختم قرآن‌ها😓 چقدر دست خودم را
عصر جمعه بخوانید غزل مهدوی از #حسین_فروزنده: نبُرد راه به جایی دعای نومیدان نکرد غائله را ختم، ختم قرآن‌ها😓 چقدر دست خودم را کشیدم از دستت!😭 چقدر گم شده‌ام بی تو در خیابان‌ها! این بار به نام عشق، ص۷۱. #تربت_محمل #جواد_هاشمی_تربت

💐 غزلی خواندنی با موضوع #مادر از شاعر قمی که گمانم طلبه هم هستند #محمّدمهدی_خان‌محمّدی. بگذار مادر! ظرف‌ها را من بشویم شاید
💐 غزلی خواندنی با موضوع #مادر از شاعر قمی که گمانم طلبه هم هستند #محمّدمهدی_خان‌محمّدی. بگذار مادر! ظرف‌ها را من بشویم شاید زبانم لال، چاقویی به دستت گل‌های قالی جان بگیرد تا بگیری دستی به زانویی و جارویی به دستت نثار روح #مادرم صلوات این بار به نام عشق، ص۳۲. #تربت_محمل #جواد_هاشمی_تربت

امروز جمعه تمام این کتابِ رقعیِ نود و شش صفحه‌ای را خواندم. فقط دوبیتی از ۵۰ شاعر پارسی‌زبان که ظاهرا" بعضا" در آلمان، آمریکا
امروز جمعه تمام این کتابِ رقعیِ نود و شش صفحه‌ای را خواندم. فقط دوبیتی از ۵۰ شاعر پارسی‌زبان که ظاهرا" بعضا" در آلمان، آمریکا، انگلستان و افغانستان ساکنند. #محسن_چالاک گردآورنده‌ی آن است. چاپ این کتاب ۱۳۹۵ بوده و بنده ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ خریده‌امش. دو نمونه: به چشم باز دیدن را نمی‌خواست و پرواز و پریدن را نمی‌خواست کلاغ قصّه‌هایم سال‌ها بود دلش دیگر رسیدن را نمی‌خواست #محمّدجواد_آزادپیمان دوبیتی‌های بی‌مرز، ص۱۸ 🍂🍂🍂🍂🍂🍂 شگفتی این چنین زیبا که دیده؟ زمستانی پر از گرما که دیده؟ تنت برفی است آغوشت ولی داغ دو فصل مختلف یک جا که دیده؟ #شهراد_میدری دوبیتی‌های بی‌مرز، ص۲۰ #مطالعه #تربت_محمل #جواد_هاشمی_تربت

موهای پریشانم شانه می‌خواهد نزدیک‌تر بیا... این #سپید از #مژده_شکوری است که جمع‌آوری کننده‌ی این اثر است. یک اتّفاق شاعرانه،
موهای پریشانم شانه می‌خواهد نزدیک‌تر بیا... این #سپید از #مژده_شکوری است که جمع‌آوری کننده‌ی این اثر است. یک اتّفاق شاعرانه، ص۵۸ این کتاب مجموعه شعر زنان امروز است. #تربت_محمل #جواد_هاشمی_تربت

دید چو آن آفتاب برج کرامت خسرو دین کرده چون به پا قد و قامت گفت به پا شور حشر شد ز قیامت "ای شه خوبان! مه سپهر امامت جانب مید
دید چو آن آفتاب برج کرامت خسرو دین کرده چون به پا قد و قامت گفت به پا شور حشر شد ز قیامت "ای شه خوبان! مه سپهر امامت جانب میدان روی برو به سلامت" یوسف من! می‌روی به جانب گرگان گو چه کند خواهر تو با غم هجران؟ ناله‌ی اهل حرم گذشت ز کیوان "با تو‌ اگر آمدم ز روضه‌ی رضوان بی تو سوی شام می‌روم به غرامت" این سفری نیست، ای امید و معینم! تا سر راحت به انتظار نشینم مرهمی، ای هم‌سفر! به قلب حزینم "باش که دیدار آخرین تو ببینم وعده‌ی دیدار چون دهی به قیامت؟" بانگ عطش می‌رسد به گوش، دمادم داغ جوانان نموده پشت مرا خم می‌زند آتش به جانم عاقبت این غم "یک دل خونین بار این همه ماتم گر نه تحمّل کند، چه جای ملامت؟" موی‌کنان در حرم، زنان فکارند داد! که این قوم، قصد جان تو دارند از پی قتل تو از یمین و یسارند "آه! که چون پیکرت به خون فتد، آرند از تنت این پیراهن برون ز لئامت" بود امیدم شها! که موسم پیری زینب غم‌دیده را تو دست بگیری می‌روی و غیر صبر نیست گزیری "داغ تو و بار هجر و درد اسیری چون به ره امّت است، نیست ندامت" ادامه دارد