uk
Feedback
تیفانی در تجریش

تیفانی در تجریش

Відкрити в Telegram

حرفی نیست ولی من مهسام و اینجا هم تیفانی در تجریشه دفتر پستمون تو تیفانی در تجریش: @kimmoon_mbot تلگراف خونمون تو تیفانی در تجریش: @tifaniintajrishbot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
281
Підписники
-524 години
-277 днів
-2530 день
Архів дописів
وای درود بر تمام چنل‌های تازه،لطفا اگر هر چنلی دارید این پیام رو فوروارد کنید،پیداتون کنم و جوین شم و اگر پست زیبایی داشتید اینجا فور کنم!✨️🪴🍋

18روز مانده.. روز ششم|نامه ششم🕯📜 ???? ✨🎞

فایل کتاب آپلود شد🕯✨ با کلیک روی لینک میتونید فایل کتاب رو دریافت کنید📜

نمیدونم ولی ری اکشن میدید این حس و بهم میده که انگار دارید میگید انقدر پیامات قشنگن که نتونستم بی تفاوت ازشون رد بشم::)

با اینکه کمتر از صد صفحه است ولی بین هر صفحه اش یه حرفی هست که گفته نشده یه دوستت دارم هاییه که گفته نشده..

داستایوفسکی توی این کتاب به جای پرداختن به اتفاقای بزرگ سراغ جزئیات یه رابطه می‌ره حرف‌هایی که هیچ‌وقت گفته نمی‌شون و عشقی که وقتی زبون باز می‌کنه دیگه خیلی دیر شده..

ما تو این کتاب اسم دختر رو نمیدونیم ولی همسرش اون رو نازنین صدا می کرد.

راوی صاحب یه مغازه‌ی رهنیه یه مرد سرد،مغرور و منزوی که با یه دخترفقیر ازدواج می‌کنه او تصور می‌کنه با فراهم کردن امنیت و سرپناه وظیفه‌اش و انجام داده؛ اما هرچقدر بیشتر تلاش می‌کنه رابطه اشو با منطق، اقتدار و سکوت اداره کنه فاصله‌ی بینشون عمیق‌تر می‌شه. در مقابلش یه دختریه که بین نیازش به عشق و میل به حفظ عزت نفسش سرگردون مونده و کم‌کم زیر سنگینی این رابطه فرسوده می‌شه

داستایوفسکی بدون اینکه قضاوت کنه، ذهن انسانیو نشون می‌دهه که بین توجیه کردن خودش و پذیرفتن حقیقت سرگردونه

نازنین یکی از کوتاه‌ترین و در عین حال دردناک‌ترین آثار داستایوفسکیه رمانی که تموم اون در چند ساعت می‌گذره. مردی کنار پیکر بی‌جان همسر جوانش نشسته و سعی می‌کنه بفهمه که چی شد همه‌چیز به اینجا رسید. اون مدام گذشته رو مرور می‌کنه از اولین دیدارشون تا روزهایی که عشق جاشو به سکوت و غرور داد

نازنین اثر فیودور داستایوسکی|نشر چشمه
نازنین اثر فیودور داستایوسکی|نشر چشمه

خوراک صدف رو همین چند دقیقه پیش به پایان رسوندمش... فقط میتونم بگم گاهی اوقات توی زندگی افرادی هستن که با تو فشار گذاشتن ما و ایجاد خفقان و حس ترس مارو سال ها از زندگی دور میکنن و بهترین لحظات زندگیمون رو با خودخواهی و استبدادشون تباه میکنن. و تو بیشتر مواقع نمیتونید استبداد و افراد استبداد گر رو تشخیص بدید. چون به رفتارشون عادت کردید و فکر میکنید که این استبدادشون بخشی از روزمره و قواعد زندگیه و توی همه خانواده ها، دوستی ها و... وجود داره در صورتی که اینطور نیست. این نوع ستبداد میتونه توی هر جامعه ای وجود داشته باشه. استبدادی که خودشو در جامه ی دلسوزی و به فکر شما بودن نشون میده ولی کارایی دیگه ای داره شما و دوستتون یک جامعه رو تشکیل میدید و توی این جامعه کوچیک میتونه استبداد حاکم بشه.. توصیه من به شما اینه که هر زمان احساس کردید توی جامعه اتون استبداد حاکم شده هر تلاشی رو که میتونید برای جامعه اتون کنید.. حتی اگه اون مستبد دوستتون باشه.

کدوم کتاب و دوست دارید بشناسید؟
Anonymous voting

19روز مانده..روز پنجم|نامه پنجم🕯📜 ???? ✨🎞

20روز مانده... روز چهارم|نامه چهارم🕯📜 ??? ✨🎞

فایلشو پیدا نکردم ولی تو طاقچه تو قسمت بی نهایت میتونید بخونیدش::)

به کسایی که تلگراف خونه رو استارت کردن امشب یه تلگراف بهشون قراره بزنیم، منتظر باشیدد💖✨ @tifaniintajrishbot

تا اخر شب فایل کتاب و آپلود میکنم✨🕯

نمیدونم شاید نادیده گرفتم شم ولی چی شمارو تو چنلم موندگار کرد؟::)

فاندربکه با نثر ساده و دقیق نشون می‌ده استبداد همیشه با فریاد و خشونت آغاز نمی‌شه بعضی اوقات تو عادت‌های روزمره و توی سکوت‌های طولانی و تو ترس از یک نفر ریشه دوانده