uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

wlw

wlw

Відкрити в Telegram

I'm not interesting my words are.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
156
Підписники
Немає даних24 години
-107 днів
-5830 днів

Завантажуємо дані

Схожі канали
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Хмара тегів
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
жовт '26
жовтень '26
+1
в 1 каналах
вересень '26
+406
в 34 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
21 жовтня0
20 жовтня0
19 жовтня0
18 жовтня0
17 жовтня0
16 жовтня0
15 жовтня+1
14 жовтня0
13 жовтня0
12 жовтня0
11 жовтня0
10 жовтня0
09 жовтня0
08 жовтня0
07 жовтня0
06 жовтня0
05 жовтня0
04 жовтня0
03 жовтня0
02 жовтня0
01 жовтня0
Дописи каналу
Before Us.m4a4.11 MB

2
سرم داره منفجر میشه🤯
4
3
هنوزم دیدن تو برام مثل عمر دوباره ست
8
4
هنوزم چشمای تو مثل شبای پر ستاره ست
8
5
هنوزم چشمایِ تو مثل شبایِ پرستارس
1
6
آخرین روزِ عمرته. بیا باهم بریم برای آخرین بار غروب خورشید رو تماشا کنیم. روی همون تپهٔ همیشگی، لطفاً آهنگ مورد علاقتو پلی کن. حالا دراز بکش و سرتو بزار رو پاهام. چشماتو ببند و تو رویاهات غرق شو. شروع می‌کنم به نوازش کردن موهات؛ موهات هنوز بوی همون شامپوی همیشگی رو می‌ده و لای انگشتام آروم می‌لغزه. یک قطره اشک از گوشهٔ چشمم شروع به غلتیدن می‌کنه، سریع پاکش می‌کنم تا نبینی. برام از روز اول آشنایی‌مون می‌گی. لبخند می‌زنم. کم‌کم خورشید داره قایم می‌شه، انگار داره با ماه قایم‌موشک بازی می‌کنه. آهنگ برای هزارمین بار پلی می‌شه، دوباره و دوباره. دستمو لابه‌لای موهات حرکت می‌دم. بهت گفتم فکر کن خورشید تا چند ثانیهٔ دیگه کامل غروب می‌کنه و اون موقع‌ست که تو دیگه نفس نمی‌کشی. هیچی نگفتی؛ حتی صدای خش‌خش نفس‌هات هم کم‌کم گم می‌شد. ثانیه‌های پایانی آهنگ بود. خورشید کاملاً آسمونو ترک کرده بود، ماه مثل همیشه دیر کرده بود و بازم نتونست خورشیدو ببینه. از افکارم اومدم بیرون، اسم تو صدا زدم. جوابی نشنیدم؛ حتی دیگه صدای اون نفس‌های ضعیفت هم نمی‌اومد. حس عجیبی بود. دوباره اسم تو تکرار کردم و گفتم بسه دیگه رویاپردازی، باید بریم. ولی انگار واقعاً اینجا نبودی. تکرار می‌کنم: چشماتو باز کن. حرکتی نمی‌کنی. دستای سردتو تو دستم می‌گیرم و می‌گم هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم؛ با غروب خورشید، تو هم از پیشم رفتی. خورشید تورو ازم گرفت.
12
7
Toraj Shabankhani - Hanozam (320).mp3
11
8
برای مامانم تعریف میکنم کتاب کار اندازه شاهنامه زیر میز باز کردم میگه خاکتوسزتون
1
9
وای
1
10
تلپاتی که بین من و زینب همیشه هست...
1
11
داداش بخیر گذشت
1
12
گزارش لحظه ای از ساعت ۵ تا ۹ شب فارسی شیاف کردم و گوهم بلد نیستم و من موندمو دینی که ۲ درسه و هر درس دو جلسه است و تابه حال لاشو وا نکردم و زبانی که داره گوشه اتاقم بهم نگاه میکنه که دبیر زبان کونت میزاره اگه نخونی
5
13
تنِ زخم آلودش را در کنارِ سخره ای در ساحل به چشم دیدم بدن سفیدش را گویی عروس دریایی ها بوسه زده بودند،موهای موج دارش اطراف گردن و چهره اش پخش شده بود حتی دریاهم او را پس زده بود اما تمام آرزویِ او غرق شدن در آبی بی انتها بود غرق شدن در دریاها و اقیانوس ها و تبدیل شدن به ستاره ای درخشان در آسمان شب او هیچوقت آبی را تنها یک رنگ نمی‌دید آبی برای او گرم ترین رنگ بود، در تمام زندگی اش خود را در آبی غرق کرده بود او همیشه به دنبال نوری آبی در خواب هایش بود،زمانی خواب به سراغش می‌آمد که در خوابش کنار او باشد دست در دست او در دشت پروانه های آبی و پلی کردن آهنگ blue غرق شود تمام افکارش را امواجی آبی فراگرفته بود که او را آشفته تر از قبل میکرد و دگر او را در کنار خود نداشت دگر نمی‌توانست او را در آغوش بکشد در گوشه ای کز میکرد و زانو هایش رو بغل میکرد و ساعت به نقطه ای آبی خیره میماند و در رویا آبی اش غرق میشد او همیشه برای من آبی ترین آبی میماند.
15
14
لیل پیپ راست می‌گفت هربار که بهت فکر میکنم بیشتر عاشقت میشم
37
15
+1
Немає тексту...
38
16
کل سرماخوردگی یکطرف گلودردش یکطرف
29
17
امروز تو مدرسه تا دسته خیس شدم سرویسم منو سوار نمی‌کرد:)))
31
18
از دیشب همش داره بارون میاد)))
31
19
بعد همون اتو رو بردارم بزنم تو صورتش جیلیز بیلیز کنه احمق
8
20
بعد تازه بیاد نظر بده بگه فلان جاش چروکه هنوز
8