اتاقِ فکرهای نصفِ شب
Відкрити в Telegram
همون ایانم🕯 در حاشیهی روزها..🤍 https://t.me/Soul_ian : "ناشناس" @ian_yoona : "روبیکا"
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
439
Підписники
-924 години
-727 днів
-7230 днів
Архів дописів
عزیزترینم اگر روزی این نامه به دستت رسید، میتونی دوباره پیش من برگردی؟ این رو یادت باشه، من همیشه همینجا منتظر و دلتنگتم
-نوش جان اعلیحضرت
بیدار شو
الان چهارشنبه ۵ بعدازظهر ۱۳۹۲عه
تو از مدرسه اومدی و وقتی داشتی کارتون میدیدی جلو تلوزیون خوابت برد
اینا همش یه کابوس بود
وقتی رخساره غیرمستقیم گفت که خلیل کبابی رو نمیخواد
کبابی برگشت گفت؛
هیچوقت همه چیو باهم نداشتم، اینم روش :)
هر دفعه باید به خودم یادآوری کنم که نباید از دیگران انتظاری داشته باشم چون خیلی زود بهم ثابت میکنن که نباید ازشون انتظاری داشت و
طبیعیه که آدما مورد سلیقت نباشن
حتی به موقعش بهت ضربه میزنن و بد رفتاری هم میکنن
یعنی تا یه اتفاقی میوفته هرچیزی که بوده و فراموش میکنن.
بچه ها چطور کتاب خون نیستید؟
چطوری میتونید کتاب خون نباشید؟
چطوری دلتون میاد خودتونو تو دنیای کتابا غرق نکنید و این قضیه رو از خودتون دریغ کنید؟
یا حتی اصلا خود فیلم و سریالا
با این استدلال ، زندگی کابوسی دراز مدت است ، اما کابوسی که ما می توانیم با مرگ از آن رهایی یابیم و به این گونه از آن کابوس بیدار شویم . اما بیداری نسبت به چه چیز؟
تونل | ارنستو ساباتو
وقتی تکنسین بیهوشی تو اتاق عمل قبل از اینکه بیهوشم کنه و بهم بگه: به چیزای خوب فکر کن،
به جای اینکه به چیزای خوب فکر کنم، تو اون مدت کوتاه داشتم به این فکر میکردم که به چیزای خوب فکر کن اصلا یعنی چی؟
به ثانیه نکشید که.. خدافظ حدیث.
آغاز گر یه سری صحبت ها با بقیه ، خودمم.
و بعدش هزار بار لعنت میفرستم به خودم که کاش دهنمو میبستم چون دیگه طرف داره زیادی حرف میزنه و من دیگه حوصلشو ندارم
و از قضا خودمم یه سری چیزارو از خودم لو میدم که بازم کاش خفه شم🌹
اینکه نمیتونم با صورتم ری اکشن نشون بدم عذابم میده
مخصوصا موقع فیلم دیدن
خب الان من چجوری شبیه اون مرد یا زنِ تو سریال بشم ها ؟
