اینجادیوانهایمینویسد!
Відкрити в Telegram
من؟ شاید هیچکاره، شاید هم نیمچه نویسنده. @Thecrrazyhearbot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
6 562
Підписники
-9324 години
+3 0947 днів
+2 43330 днів
Архів дописів
درد حتی اگه درسش رو بده هم از بین نمیره. میمونه، تهنشین میشه، منتظر یه جرقهی دوبارهست برای یادآوری کردن خودش، برای بازکردن پروندههایی که توی بایگانیِ ذهن دارن خاک میخورن. دوباره پیداش میشه، و چه در رو باز کنی، چه نکنی، میآد و روزهات رو میبلعه. درد هیچوقت از بین نمیره. عادی هم نمیشه. فقط تو یاد میگیری باهاش کنار بیای. مثلِ یهبخشی از بدنت، تا آخر عمر باهات زندگی میکنه.
دنبال اعتمادبهنفسی؟ ارتباطهات رو محدود کن، موفقیتت رو جار نزن، حواست باشه کی رو وارد نقطهامنت میکنی، مراقب روحت باش.
دختر هم روز میخواد، هم گل میخواد، هم کادو میخواد، هم توجه میخواد.
از وقتی ارتباطهام رو بر اساسِ رفتارِ بقیه چیدم و تبدیل شدم به کسیکه بندهیِ ارتباطاتِ دوطرفهست، کیفیتِشون بیشتر و تعدادشون کمتر شده.
روز دختر مبارک؛ به دخترایی که توی سرزمینی به دنیا اومدن که گاهی خودِ دختر بودن، بهتنهایی دلیلِ هزار جور ممنوعیته. به دخترایی که موهاشون، صداشون، خندههاشون و حتی رویاهاشون، بارها شده موضوع قضاوت آدمایی که هیچوقت زندگی کردن به جای اونا رو بلد نبودن. به دخترایی که ازشون خواستن آرومتر بخندن، کمتر بخوان، بیشتر تحمل کنن و همیشه حواسشون باشه که مبادا بودنشون، چیزی رو به هم بریزه. به دخترایی که هنوز برای سادهترین حقهاشون باید توضیح بدن؛ برای انتخاب کردن، برای نه گفتن، برای دوست داشتن، برای نخواستن و برای اینکه فقط خودشون باشن. و به دخترایی که دیگه نیستن؛ به اونایی که باید میموندن، بزرگ میشدن، عاشق میشدن، دانشگاه میرفتن، برای آیندهشون نقشه میکشیدن و یه روز، وسط یه زندگی معمولی، به تمام روزای سختشون میخندیدن. دلم میخواست امروز فقط از قشنگیِ دختر بودن بنویسم؛ از رویاهاش، از لطافتش و از تمام جهانهایی که میتونه توی قلب یه دختر جا بشه. ولی چطوری میشه از رویا گفت، وقتی هنوز برای خیلیهامون، خودِ زندگی یه مطالبهست؟ من برای دخترا، نه صبوری بیشتر میخوام، نه تحمل بیشتر، نه حتی قدرتی که مجبور بشن باهاش تمام دنیا رو به دوش بکشن. من دلم یه زندگی معمولی میخواد؛ یه زندگی که توش هیچ دختری مجبور نباشه برای زنده موندن، آزاد بودن یا صاحب سرنوشت خودش بودن، قهرمان باشه. دلم میخواد دخترا یه روز، بدون ترس از فردا، از آینده حرف بزنن. بخندن، سفر برن، عاشق بشن، اشتباه کنن، از نو شروع کنن و حق داشته باشن زندگیشون رو، درست همونطوری که دلشون میخواد، زندگی کنن. روز دختر مبارک؛ به امید روزی که هیچ دختری مجبور نباشه برای داشتن یه زندگی آزاد، شجاعتر از چیزی باشه که دنیا ازش انتظار داره. به امید روزی که دختر بودن، دیگه قصهی ممنوعیتها و فقدانها نباشه؛ قصهی زندگی باشه، با تمام چیزایی که هنوز فرصت نکردیم تجربهشون کنیم. و کاش اون روز، برای هیچکدوممون دیر نشده باشه. 🤍
واقعا نیاز دارم راجعبه خودم با کسی که منو حتی یکدرصد هم نمیشناسه صحبت کنم.
