uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

🥣

🥣

Відкрити в Telegram

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
3 410
Підписники
+224 години
+257 днів
+7930 днів
Архів дописів
🥣
3 410
Голосове повідомлення00:16

🥣
3 410
تیپاکسم خیلیییی گرونه💔

🥣
3 410
روزهای من مقداری غریبانه داره سپری میشه؛ نه از این نظر که در شهر غریبی باشم یا از افراد نزدیک به خودم دور افتاده باشم، از بیان احساساتم به دیگران عاجزم و این به من حس غریبی میده، بماند که چقدر از ورژنی که برای این سن خودم درنظر گرفته بودم دور افتادم و برای خودم غریبه‌م. غریبانه زندگی می‌کنم.

🥣
3 410
امیدوارم بهت خوش بگذره ولی🫂

🥣
3 410
درست مثل روزهای دیگه.

🥣
3 410
منم روزم رو اینجوری شروع کردم که دوست دارم سرم رو محکم بکوبم به دیوار.

🥣
3 410
امروز کتاب خوندم، آشپزی کردم، و فیلم دیدم. می‌خوام سودوکو حل کنم و در بارون رشت برم پیاده روی...روز آروم و خوبیه با اینکه از درون منفیم اما حداقل بهتر از روزهای دیگه‌ست

🥣
3 410
@Itsnaranbot یکم از روزهاتون بهم بگید. یکم صحبت کنید. همین! هر صحبتی دوست داشتید بکنید. اینجا نمی‌ذارمشون احتمالا ولی دوست دارم صحبت‌هاتونو بشنوم.

🥣
3 410
اینا دوست‌داشتنی‌ترین کتاب‌ها بودن برام.

🥣
3 410
Repost from NBooks
اینا اولین نسخه‌هاش بودن! که نصیب خودمو یکی از بهترین دوست‌هام شدن=)
اینا اولین نسخه‌هاش بودن! که نصیب خودمو یکی از بهترین دوست‌هام شدن=)

🥣
3 410
این سه‌گانه برای آخرین بار در این ماه موجود شده، اگر خواستید الآن بهترین فرصت برای داشتنشه، چون نمی‌دونم با این قیمت‌ها اصلا بشه چیزی چاپ کرد یا نه.🫂

🥣
3 410
یاد آر اگر رگت را با مرگ می‌خراشی تو بازمانده ای تا او را گواه باشی! دیدی که بر مزارش، رقص پدر کدام است؟ این هلهله عزا نیست، آئین انتقام است

🥣
3 410
Ebi - Begoo Be Donya از او بگو به دنیا.mp32.84 MB

🥣
3 410
Repost from پریچهره
فکر می‌کنن لطف کردن و مهربونن؟ می‌گن قبل ازینکه بزنیم بچه رو بکشیم دامادش کنیم بعد راحت بمیره؟ یاد گوسفند قربونی‌ای می‌افتم که یک روبان بستن دور گردنش. واقعا دلم نمی‌خواد بگم ولی در همچین گوه و‌ کثافتی زندگی می‌کنیم که قبل ازینکه بزنن مارو بکشن روبان قرمز می‌بندن دور گردنمون.

🥣
3 410
فکر کن، شب قبلش داماد بشی، صبحش بری بالای دار. تا خرخره توی کثافتیم ما. ما تا خرخره توی گوه و لجن داریم غلت می‌زنیم.

🥣
3 410
حتی فرصت دیدن مهشاد رو هم به علیرضا ندادن.

🥣
3 410
کشتن، کشتن! کشتن.

🥣
3 410
انقدر این مدت اخبار اعدام و کشتار رو شنیدیم که احساس می‌کنم از یک جایی به بعد نتونستیم تفکیک کنیم این اتفاق داره جون آدم‌هارو می‌گیره. آدم‌ها. انسان. جون. یک. انسان. یعنی اون آدم دیگه بعدش نیست. میمیره. آرزو‌هاش ازش گرفته می‌شه، فرصت زندگیش ازش گرفته می‌شه. آدمی که پدر و مادرش برای بزرگ کردنش جون کندن، آدمی که مادرش شب‌ها‌ی زیادی رو بالای سرش بیدار مونده تا مریضیش خوب بشه، فرستادنش مدرسه، درس خونده، رفته دانشگاه، بزرگ شده، عاشق شده. اون یه آدمه. عین من. عین همه ماها. نفس می‌کشه، یه قلب داره توی سینه‌ش، دست داره، پا داره، جون داره. دارن جونشو ازش می‌گیرن. دستمون به جایی بند نیست. نمی‌دونم چجوری منظورم رو برسونم. این حجم از ظلم و سیاهی باعث شده نبینیم که پشت تمام این ظلم آدم‌ها ایستادن. بقدری ترسناکه که آدم‌ها تبدیل شدن به عدد. تقلیل پیدا کردن به یک جسد. «۴۰ هزار نفر». نفر. انسان. آرزو. فرصت زندگی. علیرضا سپاهی برای بار دوم داره می‌ره برای اجرای حکم اعدام، نذارید اسمش برای لحظه‌ای از یاد و خاطر شما بره. زنده‌هارو فراموش نکنید.

🥣
3 410
اگر دوست داشتید همین نسخه از خوشه‌های خشمی که من دارم رو داشته باشید، می‌تونید به کتاب‌فروشیم سر بزنید و یه نسخه تهیه کنید.🕯️ توی اینستاگرام‌ هم درموردش می‌خوام همین الآن صحبت کنم و ویدیو بذارم.

🥣
3 410
هیچ‌وقت توی زندگیم انقدر نااُمید و پژمرده نبودم. دیگه هیچ اعتراضی هم نمی‌کنم، فقط بیشتر و بیشتر از گذشته کمرم خم می‌شه.