یادداشت های رهایی ویراستاران ایان 🧚🏻♀
Відкрити в Telegram
شعبه تلگرام، شعبه ابدی، شعبه عشق اسم اصلی: لهو و لعب ویراستاران ایان چنل اصلی و ترجمه تیم: @ianteam
Показати більше1 164
Підписники
Немає даних24 години
+67 днів
+13130 днів
Архів дописів
یه سال مدرسه داخل حیاط بودیم زنگ تفریح بود و بارون خیلی شدیدی میومد
بعد یه ناودون خیلی پایین بود و بچه ها بطری برمیداشتن از این اب میکردن و میریختن روی هم
۲ نفر داشتن همو دنبال میکردن و دوستش تا اومد روش اب بریزه طرف جاخالی داد و پشتش ناظم بود همش ریخت روی ناظم
بچه ها روح از تنشون جدا شد ، همه سکوت کرده بودن منتظر واکنش بودن کسی جرعت نداشت بخنده 😂
دیشب از سوتی هاتون گفتین من نبودم
آخرین سوتی که دادم این بود که یه شب وقتی خانواده عمهم شب موندن خونهمون آخرشب داشتم قرص سرماخوردگی میخوردم تو آشپزخونه (لامپ آشپزخونه خاموش بود) عمه م از دور تو هال گفت این چیه میخوری منم اسم قرصو گفتم گفت ترکیباتش چیه با صدای بلند داشتم میخوندم براش (همه تو هال نشسته بودن از جمله شوهر عمه و پدر گرامی بنده) گفتم استامينوفن و.... آخرشم چون تاریک بود و متن ریز.کلرفنیرامین رو ک*یرفنیرامین تلفظ کردم و سرمو که بلند کردم همه سکوت کردن خودشونو زدن به اون راه منم برگشتم پی کار خودم دختر عمه م اومد به روم آورد خیلی آروم گفتم اره میدونم اشتباه تلفظی بود😭🤣
https://t.me/ianOppas/22830
باز خوبه کار خودت بوده
من بچه بودم، فک کنم کلاس اول بودم بعد چتری داشتم اون موقع
مامان من گفتش چرا انقد پول آرایشگاه بدیم واسه چتری؟
بیا خودم میزنم، چشمتون روز بد نبینه
چتریام بالا پایین، شلم شوربا اصلا به وضعیتی بود
از کلیپس زدن ام بدم میاد
همش سوژه خالم بودم😭😂😂😂
منم از وقتی آجوشی من رو دیدم خیلی میگذره🥲
ولی همون موقع هم خیلی دوستش داشتم ㅠㅠ
خیلی دوست دارم اجوشی من ریواچ کنم چون خیلی وقت پیش دیدمش و اون تایم زیاد رو مود این ژانر نبودم
حس میکنم اگه الان ببینمش خیلی دردناک تر از قبله برام چون دیگه حتی اجوشی هم نداریم :(
خیلی زیبان
همه چیزشون درسته
واقعا درود بر تمام عوامل و دستاندرکاران😭
سریالایی مثل تلاش اجوشی من و نارنگی از اون دسته سریالایی هستن که میتونم تا آخر عمرم باهاشون زندگی کنم😭
دوستش دارم ❌
"میخوام فقط مال خودم باشه بعد همه چیز رو دوباره بهش برگردونم
تا بفهمه واقعا چقدر میدرخشه" ✅
گریه میکنم🥹😭😭😭😭
"شما شبیه آدمی به نظر میاین که هزارتا درِ وجودش بازه"
این سریال در بدترین زمان زندگیمون اومد و مطمئنم تعداد زیادیمون رو نجات داد (:
"بعضی چیزها ارزش جنگیدن دارن، بعضی چیزها نه
بختک ارزش جنگیدن نداشت
با چیزی که برات اوقات سختی میسازه نجنگ، شبیه بختکه"
وای دلم ریواچ خواستㅠㅠ
"اگه طرف از من خوشش بیاد، خیالم راحت میشه
ولی اگه خوشش نیاد، نگران میشم
من تحت کنترل احساسات مردمم"
منم، منم (:
"اگه چیزی نگه
احساس میکنه اصلا وجود نداره
پس چطوری خفه شه؟"
