uk
Feedback
-نرگس بارون‌نخورده

-نرگس بارون‌نخورده

Відкрити в Telegram

خداوندگار عالم! نگذار که در ناملایمات زندگی، گمان کنم رهایم کرده ای. ‌https://t.me/SendHarfBot?start=5ac0575cf6ab به وقت تنهایی و دل آزردگی سری به اینجا بزن؛

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
257
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+2230 днів
Архів дописів
هعی.

‌ من با اینکه توی خانواده نسبتا مذهبی‌ای به دنیا اومدم ولی تنها دختر چادری بین دختر خاله‌ها و دخترداییم اینا هستم. از همون اول به اسم "این رو ولش کن پاستوریزه‌ست" و "تو برو پیش مامانت نگرانت نشه..." کنار گذاشته شدم تا الان که خودشون می‌دونن اگه بهم بگن هم باهاشون نمی‌رم (کلا یه‌بار باهاشون رفتم قهوه‌خونه و بعد خاطره‌ی کل اون ساعات رو بالا آوردم👌🏻) توی دبیرستان و راهنمایی سعی می‌کردم با قرتی‌ترین دخترهای کلاس طرح دوستی بریزم و براشون تصویر یه دختر چادری رو متعادل‌تر کنم... به نوعی این رو تذهیب خودم می‌دیدم. شاید تا حدودی هم موفق بودم، نمی‌دونم. بهترین دوست دبیرستانم یه دختر چادری بود که خانواده‌ی سختگیری داشت؛ از اینا که تنهایی حتی گلزار شهدا هم نمی‌رفت و باید داداش‌هاش می‌رسوندنش، یه‌بار واسه تولدش خوشگل‌ترین قاب عکس ممکن از آقای شهید رو کادو دادم. چند سال پیش (بعد از ززآ) زنگ زده بودم تولدش رو تبریک بگم که گفت داره می‌ره آمریکا و حالش از همه چی بهم می‌خوره و هرچی هم دهنش رسید گفت و قطع کرد.

درمورد دوستام اینا نمیخوام حرف بزنم حوصله ندارم

ولی زندگیم جوری پیش رفته که اینده رویاییمم تنها تصور میکنم ناخوداگاه

وای بچه ها من اصلا ادم منزوی ای نیستم درونگرا ام نیستم

دلم دوستایی شبیه خودم میخواد اینهمه تفاوت با بقیه روانمو ساییده

سطلی دیگه با واویلا بازی نمیتونه کارشو پیش ببره چسناله های عای جوونامون عای فلان دیگه قدیمی شده

اینستا دارین یه کامنت بذارین

والا دیگه منم از توضیح دادن خستم راهمو میرم اونام راهشونو برن اصلا به درک برن.

توی کلاس خودمون بچه ها باهم راجع به این قضایا حرف میزدن و منکه وارد میشدم جملاتی مثال بمال که نون تو مالیدنه به سمتم روانه میشد

کسایی که کم حجاب ترن دوستاشونم اکثرا همینجورین. اگه شروع کنن به حرف زدن دوستاشون سعی میکنن عادی به مسئله نگاه کنن. ما چون یه مقدار حجاب داریم تا شروع کنیم جبهه میگیرن

نمیدونم چرا ما بین احمقا گیر میوفتیم

منتها من دیگه اعصاب نداشتم و نهایت فحش کششون کردم

یکی از بچه ها شروع کرد که مگه خامنه ای حکم تیر دی ماه و نداد و چهل نفرم پشت سرش

بعد ۹ اسفند خیلی چیزا تغییر کرد.

با هر جمله دفاع کردن از ج.ا یه تعداد زیادی مغلطه میکردن حرف به تهش نمی‌رسید

منم خیلی بروز نمیدادم چون بخاطر حجابم اکثرا عقیده مو میدونستن و منم تقریبا تنها بودم

من به گذشته خودم نگا میکنم دوباره برام مرور میشه و دوباره میگم😂💔

من فک میکنم دسته دوم طرفدارای واقعی تری‌ان

هعب.