rest. شڪلـاتِ ٺـلخ
Відкрити в Telegram
تڪہـہاےخࢪدشدهےڦلبشٻشهای @sweetcndybot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
275
Підписники
-124 години
-97 днів
-2030 днів
Архів дописів
Repost from مـارسِــے؛
" لِوین فالکنبرگ "
– ژانر ڪتاب: بیوگرافی، برشی از زندگی، روانشناختی، فلسفی
– فـضا و تِـم داسـتان: داستانها و ماجراجوییها، بزرگ شدن و اتفاقات خانوادگی، نقاشی و هنر، رنگها و قلمموها، فراز و نشیبهای زندگی، جامعهی افراطگرا و محدود، موفقیت و تلاشهای مصرانه
– شـخصیت اصلـے: لِوین فالکنبرگِ آلمانی مردی مغرور، کاریزماتیک، واقعگرا و اصیل است که با وجود بزرگ شدن در یک خانوادهی کاملا سنتی و مذهبی، مغزی پر ایده و ایدئولوژیهای مخالف با سنتهای خانوادگی دارد؛ مردی خوشپوش و خوشچهره با قد و قامتی زیبا که برخلاف ظاهر آرام و گیرا و مرتبی که دارد، با روح و روانی آشفته و کثیف از افکار عجیب و مشوشِ تابوشکن زندگی میکند و خو گرفتهست.
– جـملهے آغازین: " علاقهای به صحبت کردن و بذلهگویی و اغراق ندارم؛ اما از اینکه کتاب و قصهی مرا برای خواندن برگزیدهاید، خوشنود و خوشحال هستم. قصههای زیادی از آدمهای مختلف با قصهای مشابه با من خواندهاید، میدانم؛ اما به من هم اجازهی صحبت کردن و رهانیدن خود از این بار سنگین بدهید. اجازه بدهید برای یکبار هم که شده این سکوت طاقتفرسا را بشکنم و خود را با تمام بدیها و خوبیها، نیکی و شری که در درونم ریشه کرده به شما نشان بدهم. "
– جـملهے پایانـے: " و اینگونه بود که آنان، آن مردم پست مرا چون هیولایی پست و دیوی زشت و کریه خطاب کرده و شناختند؛ آن کوتهفکران بذلهگویی که جز زنان و خوشیهای هوسآلودشان و الکل سوزانندهای که پوست گلویشان را میخراشید، چیزی در دست نداشتند و جز همین عیش و نوشهای بیفایده و بیهوده نیز کاری نمیکردند، مرا زشت خطاب کردند. شما هم میخواهید مرا پست و کثیف بدانید؟! لِوین فالکنبرگ دیگر به اینچنین افکار اهمیت نمیدهد؛ تنها راضیست. از صحبت کردن و بیان خودش و این هیولای درون و افکار آشفتهاش خوشنود است. دیگر میتوانم بهراحتی بخوابم. شببخیر، دوستان. "
– نـقلقـول ڪتاب: " من برای اینچنین چیزها ساخته نشده بودم، میدانید چه میگویم؟! نمیتوانستم زندگانیام را به چیزی جز بومها و رنگهای در دستم نسبت بدهم و راحت باشم؛ اما میدیدم که مردان و زنان چطور زندگانیشان را به خوشیهای زودگذر اطرافشان گره داده بودند. به نوشیدنیهای داغ و سوزان، همخوابگی با فاحشهها و دوستان خودشان و عیش و نوشهای اینچنینی. اوه، خیر! اینطور نیست که من پاک و سر به زیر بودهام. هنر را چیزی مقدس نمیدانستم و بهصِرف کنترل امیال خود به آن رو آورده و تا حدی شیفتهی آن شدم؛ اما اینطور نبود که من، فالکنبرگ زبردست، از همبستر شدنها و نوشیدن نوشیدنیهای خوشطعم لذت نمیبرم، تنها وابستهشان نبودم و با وجود این افکار و انجام دادنشان... بیهوده و مضحک میدانستمشان. در هر حال آدمیزاد است دیگر؟! جاهل و آغشته به گناهان. "
– شـخصِ آن در جـهان مـوازی: یانگ جونگین / لی فلیکس
