372
Підписники
+224 години
+27 днів
+730 днів
Архів дописів
372
داماد داریم شاااه نداره🤤
حلقهی توی انگشتش😭
حالا حداقل عقدو کنن بعد بهم بخوره خب ، عروسی توی فینال فصل میبینم اونم اگه شرکا نوشته باشن کهیر میزنم از ترس💆🏻♀️
372
- زن قسم میخورم تا دوباره تورو عقد نکنم نمیمیرم
- برای روزی که اسمه کوچاری بشی میمیرم
..
دیگه جدی جدی ترسیدم
این دیالوگا رو الکی ننوشتن شرکا
تنها جمعهای که اصلا منتظرش نیستم
لطفا نیا 🙏🏻
372
شروع فصل بعدم استارتش از همون رویا بخوره یعنی کنار دریا نشسته درحالی که مدت ها دنبال اسمه بوده و حسابی داغون شده
شریف اسمه رو میخاد اسمه رو میبره
و اسمه میمونه با توهم اینکه این همه مدت زجر کشید که عادل چیزیش نشه ولی خودش با دستای خودش عادلو کشته
چیز جذابیه فقط باید چشمای یه خانومیو باز خیس ببینیم👩🦯
• • •
اون اولشو انقدر دوست داشتمممم
صداشم تو مغزم پلی شد
Esme , nereyesun!?
😭🫵🏻
372
پیام یکی از بچه ها:
حالا این موازی ممکنه بشه
ولی این قسمت بعضیا سر خواب عادل که دید اسمه نیس و گف کجایی
میگن ممکنه اسمه رو بدزدن یا یه اتفاقی براش بیوفته
اینم احتمالش هس
چون چند قسمته به مرگ اسمه هم اشاره شده
• • •
این تئوریم دوست دارم کلا اینکه اسمه طوریش بشه رو بیشتر دوست دارم چون عادل دیوونه میشه و من لذت میبرم دست خودم نیست😭😂💔
372
دلم برای ادیت زدن اندازه باسن مورچه شدهه😭
۷ قسمت رو هنوز ندارم که باید دانلود کنم بعدش شروع میکنم🤝
اهنگ معرفی کنین لطفاا🫶🏻😭
372
چنین سناریویی قلم عایشه نهیر هست باتوجه به شناختم ازشون نوشتم اینو
ولیییی باتوجه به سابقهای که دارم مطمانم این نمیشه😭😂
اینم نشد یه چیز فاکی میشه شک ندارممم😭
372
|تئوریِ پایان فصل، پارت آخر|
النی رو میدزدن شریف اسلحه رو میزاره رو سر النی و همون زمینی که با عادل اشنا شدن و خانوادگی برای اولین بار کنار هم اومدن حالا قراره اخرین بار کنار هم بیان( این فصل فقط البته) ، از اسمه میخواد عادل رو با تیر بزنه ( خار موااازی)
اگه اسمه بخواد خودکشی کنه هم النی و عادل رو میکشه،اسمه ای که بین عشق و دخترش میمونه (بهترین انتقامی که شریف میتونست از اسمه بگیره)و در اخرم دخترشو انتخاب میکنه و مجبور میشه عادل رو با تیر بزنه یعنی خود اسمه مجبور میشه سرنوشتشون رو با خون پاک کنه (دیالوگ اسدیل که خیلی این چندقسمت بهش اشاره شد: +بهم گفتی سرنوشتمون ( نوشتهی روی پیشونیمون) رو با خون پاک نکن…
یکم پیاز داغشو زیاد کنیم حالا که بحث عروسی هم هست چون شرکا عاشق عروسیای خونین ،اینا توی روز عروسی اتفاق میفته اسمه لباس عروس و عادل لباس دامادی اخرین تصویری که عادل میبینه اسمهای هست که همیشه آرزوشو داشت، اسمه ای که برای اون، لباس عروس پوشیده
عادل میفته روی زمین و فلش بک اشناییشون و لحظات خوبشون وقتی میفهمه النی دخترشه و… ( همون ۷ ثانیه معروف قبل مرگ که طرف همه خاطراتش مرور میشه..
از اونورم صدای جیغ و زجه زدنایِ اسمه و النی و تمام
372
|تئوری پایان فصل، پارت سوم|
و اما سکانس اخر و مهمترین قسمت: قسمت اول مکانی که عشقشون جوونه زد اسمه عادل رو جلوی النی با تیر میزنه.. و اون دیالوگ معروف: یا من تورو میفرستم توی قبر ..
تیمور درموردشون تحقیق کرده حتی توی جت عادل که نشسته بودن متوجه عشقشون نسبت به هم شده بود گذشته رو خوب میدونه ازاونجایی که تیمور و شریف توی یک بازه زمانی دستگیر شدن مشخصه قراره همکاری این دوتام باهم ببینیم چون دشمن جفتشون یکیه “ عادل کوچاری”
تیمور تاالان بخاطر کاراش دستگیر نمیشد چون خوب بلد بود از خودش ردی به جا نزاره واسه همین پلیس با همکاری عادل با تلهای که براش گذاشتن تونستن دستگیرش کنن و الان پلیس میدونه که عادل تهدید به مرگ میشه توسط تیمور ، تیمور این کارو بدون اینکه دخالت مستقیمی توش داشته باشه انجام میده با کمک شریف، خودش نمیتونه از زندان فرار کنه چون پرونده خیلی سنگینی داره و چشم پلیس روشه ادم محتاطیه و خودشو به ریسک نمیندازه ولی کمک میکنه شریف فرار کنه چون شریف چیزی برای ازدست دادن نداره و براش ریسک کردن مهم نیست ..
372
|تئوریِ پایان فصل ، پارت دوم|
سکانس دوم: یکبار دیگه اصلا نمیر باشه؟؟
اسمه نمیخواست به اون زنی که چند دقیقه پیش تصورش کرد تبدیل شه چون نبودنِ عادل یعنی نبودنِ اسمه و اسمه واسه این حاضر نیست حتی بعد که پانسمانش کرد بهش گفت اول من بمیرم بعد تو بمیری عادلم گفت تو این موضوعم داری بامن لج میکنی؟..
سوم: تیمور شِمشِ شماره گذاری شده واسه عادل میفرسته و تا پنج تا شمش قراره بفرسته که پنجمی مرگ عادله ..
372
|تئوریِ پایان فصل، پارت یک|
اول از شریف شروع میکنم ، شریف الان بیشتر از عادل از اسمه متنفر شده و میخواد ازش انتقام بگیره وقتی فهمید ۲۰ سال اسمه اونو به حبس محکوم کرد عشقش( وسواس) به اسمه تموم شد و الان اسمه هم دیگه در امان نیست ولی ضرر شریف به اسمه جسمی نیست ، دیشب شریف به گذب گفت اول از همه از اسمه شروع میکنم تقاص ۲۰ سالی که ازم گرفتو پس میده همتون پس میدین، ازاونورم النی دیشب به شریف مژده ازدواج اسدیل رو داد یعنی یه پایان خوش برای زوج که کابوسه شریفه و این شریفو عصبی تر میکنه.
حالا به ترتیب سکانس اول: اسمه برای اولین بار توی رویایی که میدید رویای خانوادگی و خوبی نبود همیشه خانوادهای که ازش گرفته بودن رو تصور میکرد یعنی چیزی که میخواست رو..ولی اینبار با فکر اینکه عشقش مرده توی رویاش به زن تنهایی تبدیل شده بود که انگار همه چیزشو ازش گرفتن زنی که امیدی براش نمونده انگاری ارتباطش با دنیا قطع شده بود و یه جوری انگار داشت آینده خودشو میدید..
372
داشتم به فینال فصل فکر میکردم یه تئوری پشم ریزون به ذهنم رسید لرزیدمم
نیم درصد بشه جنازه منو باید اینجا بلند کنین😭
بگم!؟😔
