uk
Feedback
Survivor guilt

Survivor guilt

Відкрити в Telegram

زن، زندگی، آزادی. برای همیشه. ‌ @Survivorebot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
143
Підписники
Немає даних24 години
-177 днів
-8930 днів
Архів дописів
Who Knows.mp32.98 MB

Flying.mp33.55 MB

6_144459340247903828.mp33.49 MB

کاش بخوابم بیدار شم ببینم تهکوک کام اوت کرده.

dont let the distance cause to forget.

dont let these memories make our destiny bitter.

Smells Like Teen Spirit.mp35.28 MB

1|6 - If I Could - Lithe (320).mp37.76 MB

why havent u found me yet?

NF-Trauma-128.mp33.89 MB

دیگه دل نمیبندم، به چیزی که الان نفس میکشه و یکم بعد، نه. دیگه به هیچ‌کس امیدوار نمیشم، چون فهمیدم امید و نور، فقط درونِ خودت پیدا میشه. دوییدن و گشتن دنبال امید و نورِ روزهای تاریک درون آدم‌ها چیزی جز اتلاف وقت، احساسات و خودت نیست. همه پل‌های پشت سرمو خراب کردم، که دیگه هیچ راهی برای برگشت نمونه، برای تکرارِ چرخه‌ای که دلم نمیخواد حتی به اون روزای کذایی‌ش فکر کنم. اگه اون‌ور پل موندی، همون‌جا میمونی و دیگه هیچ‌وقت قدم‌هاتو کنارِ خودم حس نمی‌کنم، اگه این پایان ما بود، دیگه دنبال امید نگرد، دنبال دلیل نباش، قوی بمون و نشکن. منم دوباره شروع می‌کنم و این زندگیِ منه که ادامه داره بدون اینکه باهام راه بیاد، نباشی بازم هستم. وقتی نبودی هم بازم من بودم، بازم من کشیدم دردشو، من تحمل کردم، من این بارو روی دوشم حمل کردم و من بودم که سختی‌های این دنیا باعث شد پوست‌کلفت بشم و حالا، چه باشی چه نباشی، من هنوزم هستم. - ۲۰ اسفند ۱۴‌۰۴

دیگه حتی تلاشی نمی‌کنم کسی رو نگه دارم تا فقط موندنِ موقتشو برای مدتی تمدید کنه، دیگه من نیستم تا کیسه بوکس عقده‌های تخلیه نشده‌ی کسی باشم، دیگه وسیله‌ی کسی نمیشم تا کمبود محبتشو از طریق من برطرف کنه، دیگه به هرکسی بهایی نمیدم، دیگه با کسی دوست نمیشم، دیگه اجازه نمیدم کسی از حد و مرزها رد بشه. هر چیزی که ازم دیدین رو بذارید کنار و خدافظی کنید، چون فقط یه‌بار میتونستید ببینید و دیگه هیچ‌وقت، تاکید می‌کنم، هیچ‌وقت قرار نیست چیزی که دیدین رو دوباره از طرف من ببینید. میخوای نباشی؟ مشکلی نیست، من از صد هم برات بیشتر گذاشتم وسط، از همه چیزم، واقعا از "همه‌چیز" گذشتم، برای تو. چون فکر می‌کردم هنوزم میشه به آدم‌ها اعتماد کرد و براشون از همه‌چیز گذشت. اگه بپرسی پشیمونم که این‌همه تلاش کردم؟ میگم نه، اصلاً پشیمون نیستم. اگه این‌کار انجام شده، یعنی باید اتفاق میوفتاد تا الان اینجا باشم، باید با چشمم میدیدم چطور نمیشه اعتماد کرد، چطور نمیشه احساساتتو خرج هر کسی کنی، باید با تمام پوست و گوشت و استخونم، با تمام روح و وجودم درک می‌کردم و این درد، تا مغز استخونم نفوذ می‌کرد تا باورم بشه، تا ببینم، تا درک کنم و از همه مهم‌تر در یک زمان مناسب، دست بکشم.

اما این‌بار دقیق‌تر، آروم‌تر، با حواس جمع، بدون احساساتی که برام مثل یک تهدید میمونه، بدون هیچ پشتوانه‌ای، بدون هیچ‌کس و هیچ‌چیز. این‌بار تنها و فقط با خودم. خودم با خودم میمونم و دست خودمو رها نمی‌کنم، اگه همه چیز ازهم پاشید بازم درستش می‌کنم با خودم. پشت خودمو خالی نمی‌کنم و اجازه نمیدم کسی بهم آسیب بزنه، نه دیگران و نه خودم. با انتخابات و اشتباهاتم خودمو توی دردسر نمی‌ندازم و بها و ارزشمو با نگه داشتن آدم‌هایی که تکلیف مشخصی حتی با خودشون هم ندارن، پایین نمیارم.

این مدت اخیر، به‌قدری تغییر توی زندگیم داشتم که گاهی اوقات حس می‌کردم دیگه از خودم شناختی ندارم، همه چیز در بی‌هدفی و پوچی می‌گذره، دیگه خیلی وقت بود نمی‌نوشتم، شعر نمی‌خوندم، درست غذا نمی‌خوردم، خوب نمی‌خوابیدم، کتاب نمی‌خوندم، زبان جدید یاد نمی‌گرفتم، با ذوق و شوق قدیمی دنبال یادگیری نبودم، کمتر حرف میزدم، از هم‌صحبتی با هرکسی نفرت داشتم و روز‌ها و هفته‌ها خودمو توی اتاقم حبس می‌کردم و علناً با خودم و تمام موجودات روی زمین و ماوراء قهر بودم. هرگز نمیگم تمام این مسائل به‌طور کامل حل شده، اما پاشدم که تغییرش بدم، دوست دارم بازم آدم مفیدی باشم، برای خودم و آدمی که قراره در آینده باشم و منتظرمه. گذشتن رو یاد گرفتم، گذشتن از تمام گذشته با تمام آدم‌ها، خاطره‌هاش، اشتباهات، فرصت‌ها و چیزهایی که هیچوقت مال من نبود ولی من از همه‌چیزم گذشتم تا قسمت من باشه، از تمام قدم‌هایی که اشتباه برداشته شد به سمتی که بالاش بزرگ نوشته شده بود که "این یه اشتباهه". گذشتم از این گذشته‌ای که نمیتونم تغییرش بدم و با وجودش فقط میتونم نگاهی به جلو و به آینده و زندگی کردن در حال رو داشته باشم. از آدمی که قبلاً بودم هیچی به یاد ندارم و حتی نمیخوام دیگه اثری ازش باشه، ساختنِ دوباره‌ی همه چیز سخته، اما میخوام امتحانش کنم، چون اگه یک‌بار تونستم، بازم میتونم.

i know that its wron but baby, i still call u mine

13 - DIFFERENT - Chris Grey (320).mp35.98 MB

Blue.mp33.88 MB

The-Neighbourhood-Sweater-Weather-320.mp39.37 MB

Repost from ساقی
من از تمام آدمایی که باعث شدن از زندگیم حذفشون کنم ممنونم، من از تمام آدمایی که تو اوج دوست داشتنشون به من زخم زدن ممنونم، و از تمام کسایی که بهشون جایگاه خیلی مهمی دادم اما نشون دادن بهش تعلقی ندارن هم همینطور. آخه قلب من به قدری تو عشق ورزیدن بی‌باکه، که حاضر بودم برای رسوندنشون به بهترین‌عشق و بهترین‌ورژنشون، خودمو فدا کنم. و اونا با نشون دادن حقیقت، باعث شدن با پرداختن بهایی که باید، بفهمم لایق‌ترین آدم برای اون همه عشق و فداکاری و حمایت، خودمم. من بزرگ‌ترین درسی که باید از وجود این آدما یاد گرفتم. و اون این بود که: تمام وجودمو برای رسیدن خودم، به بهترین‌ها، فدا کنم. برای خودم زندگی کنم، و از هر کسی بیشتر، خودم رو دوست داشته باشم. -۴ خرداد ماه، بهار سال ۱۴۰۵