Survivor guilt
Відкрити в Telegram
143
Підписники
Немає даних24 години
-177 днів
-8930 днів
Архів дописів
مثل یه خونهی متروک که نور آفتابو یادش رفته، با نور چشمای تو جون میگیرم. مثل یه آسمونِ بیرنگ که فقط چشمای تو رو میشناسه همیشه شب میمونم. دستتو به موهام بکش، شاید موهام مثل بقیهی دخترا زیاد و بلند نباشه، اما بدون هر بار که دستت میره لای موهام، یه تیکه از دردایِ قلبم رو با خودت میبری.
Repost from le vent nous portera
یکی از بزرگترین بدهیهای این دنیا به من یک روز نامجونینگ با شخص خود آقای کیم نامجونه.
یکی از سختترین کارای ممکن استن کردن بنگتن و تلاش برای سکته قلبی نزدنه. به طور جدی هلپ می.
