🕊️
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
880
Підписники
Немає даних24 години
-597 днів
+37430 днів
Архів дописів
880
.
کسانی که شما را رها کردند
تا در آبهای آزاد غرق شوید
حق ندارند که بدانند
چگونه به ساحل برگشتید..
880
ميگن شيشهها حافظه دارن!
يعنی هر ضربهای که به شیشه بزنی،
تو خودش جمع ميكنه!
واسه همينه که بعضی وقتا
بی دليل و با یه ضربهی كوچيک ميشكنه..
"حكايت دل ما آدماست" ❤️🩹:)
880
تمامِ روز غمگین است. زود خسته میشود و خلقش تنگ میشود. دستش را روی گلویش میگذارد و میگوید:
- اینجاست. رد نمیشود.
880
آدم ضعیفی نبود؛
اما دیگه حوصلهی سختیها رو نداشت.
میل عجیبی به گریز پیدا کرد؛
به ندیدن، ندونستن و رفتن برای همیشه.
880
در زندگی، دیگر تقریبا هیچچیز را حس نمیکنم. نمیدانم چه سرم آمده. درد، اقتامگاه شده. درد روی درد. بی حسی به آنچه میگزد، میتوانی بفهمی؟
880
سازگاری دائمی آدم رو فرسوده میکنه، آدم باید بلد باشه وقتی از چیزی ناراضیه، سکوت نکنه، گاهی لازمه طغیان کنه، نه برای خراب کردن، بلکه برای نجات خودش.
880
رفتنای واقعی بدون خداحافظیان، بدون دعوا و درگیری، بدون غر زدن و بهونه گیری، بدون گفتنِ دارم میرم که در جوابش بشنوی نرو، دیگه نمیگی ببین من دارم اذیت میشم، دیگه دلت نمیخواد یقه شو بگیری و بهش بگی تورو خدا نذار برم، جیغ و داد نمیکنی، دیگه مهم نیست، شاید حتی گریه هم نکنی، آدمایی که میخوان برن چمدونو محکم از کمد در نمیارن که صداشو بشنوی، بی سروصدا لباساشونو جمع میکنن و وقتی حواست نیست میرن. نمیگن خداحافظ من دارم میرم، اصلا هیچ آدمی نمیگه خداحافظ که بسلامت بشنوه، اگه گفت یعنی میخواد نرو بشنوه، بمون بشنوه، نمیخوام بری بشنوه، میخواد بشنوه بمون درستش میکنیم، پشت هر خداحافظی یه «به امید دیدار» وجود داره، واسه همینه که رفتنای واقعی بی خداحافظیان عزیزم.
880
آن شب و شبهای بعدیِ بسیاری نخوابیدم، و فهمیدم اندوهی که آدم را نمیکشد به شکلهای دیگری درمیآید که از مرگ بدتر است.
880
در آخر، آن چه در درون آدم میماند
بسیار بیشتر از آن چیزیست که با کلمات بیرون میآید.
داستایفسکی
