uk
Feedback
کافه کتاب📚

کافه کتاب📚

Відкрити в Telegram

برای داشتن یک ذهن باز، مغز انسان نیاز به تغذیه شدن داره؛ کتاب ها بهترین تغذیه یک ذهنیت کامله📚 در اینجا، معرفی و خلاصه ای از کتاب ها در ژانرهای مختلف به همراه فایل PDF آنها موجود است.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 153
Підписники
-224 години
-177 днів
+36030 день

Триває завантаження даних...

Схожі канали
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Хмара тегів
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
серпень '26
серпень '26
+515
в 11 каналах
липень '26
+791
в 11 каналах
Get PRO
червень '260
в 4 каналах
Get PRO
травень '260
в 0 каналах
Get PRO
квітень '26
+78
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
31 серпня+3
30 серпня+2
29 серпня+1
28 серпня+11
27 серпня+1
26 серпня0
25 серпня+1
24 серпня0
23 серпня+3
22 серпня+51
21 серпня+2
20 серпня+6
19 серпня+43
18 серпня+50
17 серпня0
16 серпня0
15 серпня0
14 серпня0
13 серпня+56
12 серпня+1
11 серпня+1
10 серпня+1
09 серпня+2
08 серпня+51
07 серпня+38
06 серпня+43
05 серпня+11
04 серпня+65
03 серпня+33
02 серпня+38
01 серпня+1
Дописи каналу
مرا از مادرم بیرون کشیدند و عازم این عالم کردند؛ خونابه از تنم فرومی‌ریخت و من فقط ضجه میزدم... همین. 📚زمان مادر است 👤اوشن وونگ

2
📘#تماما مخصوص ✍️ عباس معروفی 📚کد کتاب: 103
74
3
📚 تماماً مخصوص ✍️ نویسنده: عباس معروفی 📖 ژانر: رمان، اجتماعی، مهاجرت 📝 خلاصه کتاب: «تماماً مخصوص» روایت زندگی عباس ایرانی،
📚 تماماً مخصوص ✍️ نویسنده: عباس معروفی 📖 ژانر: رمان، اجتماعی، مهاجرت 📝 خلاصه کتاب: «تماماً مخصوص» روایت زندگی عباس ایرانی، نویسنده و روزنامه‌نگاری است که پس از مهاجرت به آلمان، در غربت با تنهایی، خاطرات گذشته و عشق‌های از دست‌رفته‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کند. داستان میان گذشته و حال در رفت‌وآمد است و آرام‌آرام بخش‌هایی از زندگی عباس، روابط عاطفی و اتفاقاتی را که او را از وطن دور کرده‌اند، آشکار می‌کند. این رمان تصویری از غربت و مهاجرت است؛ روایت انسانی که از سرزمینش فاصله گرفته، اما نمی‌تواند گذشته، خاطرات و هویت خود را پشت سر بگذارد. 🎯 موضوعات اصلی: غربت • مهاجرت • تنهایی • عشق • خاطره • هویت • وطن ⭐ اگر به رمان‌های عمیق و شخصیت‌محور درباره‌ی مهاجرت و تنهایی علاقه دارید، «تماماً مخصوص» می‌تواند انتخاب خوبی باشد .
76
4
‌ گفت مرا یادت هست ؟ دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم. چرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟ و چرا آدم ها در یاد من زندگی می‌کنند؟ و من در یاد هیچ‌کس نیستم... - عباس معروفی / سال بلوا
100
5
سرنوشت من بی‌نهایت تنهاتر و منزوی‌تر از آن است که تاکنون تصور آن را کرده بودم. تونل، ارنستو ساباتو
117
6
که زخم هر شکست من، حضور یک جوانه شد. -ایرج جنتی.
135
7
‏«و عشق ‏خانه‌ای‌ست که آدم‌ها ‏از کنار هم گذاشتن زخم‌هایشان می‌سازند» ‏- بیرحان کِسکین؛ فارسیِ سیامک تقی‌زاده.
99
8
تو در من زنده‌ای، من در تو، ما هرگز نمی‌میریم - هوشنگ ابتهاج _
160
9
‏بيا و اعتراف كن؛ ‏آن‌جا كه دوستم داشتی تلاش می‌کردی چه کسی را فراموش کنی؟ قهرمان تازه اُوغلو _
265
10
📖 نام تمام مردگان یحیاست ✍🏻 عباس معروفی بعضی داستان‌ها درباره‌ی زندگی نیستند؛ درباره‌ی چیزی هستند که پس از هر فقدان، از زند
📖 نام تمام مردگان یحیاست ✍🏻 عباس معروفی بعضی داستان‌ها درباره‌ی زندگی نیستند؛ درباره‌ی چیزی هستند که پس از هر فقدان، از زندگی باقی می‌ماند. «نام تمام مردگان یحیاست» یکی از متفاوت‌ترین آثار عباس معروفی است؛ رمانی چندصدایی که در مرز میان واقعیت و افسانه، میان مرگ و زندگی، و میان ایمان و تردید حرکت می‌کند. داستان، روایتِ رنج، فقدان و انتظار است؛ روایتِ انسانی که در برابر مرگ و سرنوشت ایستاده و همچنان در جست‌وجوی معنایی برای ادامه دادن است. معروفی در این اثر، اسطوره و فرهنگ عامه را با زندگی روزمره درهم می‌آمیزد و جهانی می‌سازد که در آن، مرز میان خواب و بیداری، گذشته و حال، و واقعیت و خیال چندان روشن نیست. عنوان کتاب نیز برگرفته از شعری از محمدعلی سپانلو است؛ عنوانی که خود به‌تنهایی انگار سوگ‌نامه‌ای برای تمام کسانی‌ست که رفته‌اند و نامشان در حافظه‌ی آدمی باقی مانده است. «نام تمام مردگان یحیاست» را شاید نتوان فقط یک داستان خواند؛ باید آن را آرام خواند، در سکوت، و میان سطرهایش دنبال چیزی گشت که معروفی همیشه خوب می‌شناخت
196
11
📘#نام تمام مردگان یحیاست ✍️ عباس معروفی 📚کد کتاب: 102
192
12
در جواب ابلهان ، آن‌قدر خاموش ماندم كه گفتند حرف حساب جواب ندارد... محمود دولت آبادی
210
13
دلم از هر شکاف سینه آشوبی دگر دارد. نظیری نیشابوری _
201
14
لبخند تو بی‌نقص‌ ترین راز جهان است ای من به فدای تو و لبخند چو ماهت. -ابوالفضل برات زاده. _
210
15
‏فرويد معتقد بود: آنچه را آگاهانه از آن مى‌گريزيم، ناآگاهانه دوباره به سويش مى‌رويم. گويى روان، چيزى را كه نتوانسته بفهمد، مدام به صحنه‌ى زندگى باز مى‌گرداند تا شايد اين بار پايان ديگرى برايش بنويسد.
222
16
گاهی گریه‌ام می‌گیرد؛ از اینکه چقدر خوب بلدیم زندگی کنیم! اما همه‌ی راه‌های زندگی را بر ما بسته‌اند و مدام دلمان می‌خواهد بمیریم... _
226
17
‌ خوش آن صبحی که به لبخندِ تو آغاز شود... _
223
18
📖 فریدون سه پسر داشت | عباس معروفی بعضی خانواده‌ها فقط یک خانواده نیستند؛ تکه‌ای از تاریخ‌اند، با تمام زخم‌هایی که تاریخ بر
📖 فریدون سه پسر داشت | عباس معروفی بعضی خانواده‌ها فقط یک خانواده نیستند؛ تکه‌ای از تاریخ‌اند، با تمام زخم‌هایی که تاریخ بر تن آدم‌ها می‌گذارد. «فریدون سه پسر داشت» روایت خانواده‌ای‌ست که زندگی‌شان در میان آشوب‌های زمانه، عقیده، آرمان و ترس شکل می‌گیرد؛ جایی که آدم‌ها گاهی نه آن‌گونه که می‌خواهند، بلکه آن‌گونه که روزگار از آن‌ها می‌خواهد، زندگی می‌کنند. عباس معروفی در این رمان، به سراغ انسان‌هایی می‌رود که میان خانواده و آرمان، عشق و سیاست، ماندن و رفتن گرفتار شده‌اند. آدم‌هایی که هرکدام راهی را انتخاب می‌کنند و بهای انتخابشان را، دیر یا زود، می‌پردازند. این کتاب درباره‌ی فروپاشی یک خانواده نیست؛ درباره‌ی نسلی‌ست که در میان تغییرات بزرگ تاریخ، آرام‌آرام خودش را گم می‌کند. «فریدون سه پسر داشت» را باید خواند؛ نه فقط برای دانستن سرنوشت سه پسر، بلکه برای فهمیدن اینکه گاهی تاریخ، پیش از آنکه کشورها را تغییر دهد، آدم‌ها را تغییر داده است. ☕ کافه‌کتاب | فصل عباس معروفی
221
19
📘#فریدون سه پسر داشت ✍️ عباس معروفی 📚کد کتاب: 101
209
20
اینجا سرای سرد سکوت است. ما موجهای خامش‌ِ آرامشیم. با صخره‌های‌ِ تیره‌ترین کوری و کری. پوشانده‌اند سخت چشم و گوش روزنه‌ها را...
46