Faded Memories
Відкрити в Telegram
a place for the memories we were never ready to forget
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
905
Підписники
-724 години
-197 днів
+1930 днів
Архів дописів
- خودت میدونی دیگه چقد دوست دارم.
+ نه اتفاقا نمیدونم.
واسم بنویس ؛ زنگ بزن ؛ داد بزن، توی توجه و رفتارت بهم نشونش بده، یا خلاصه
نمیدونم یه کاری کن بفهمم چقدر دوسم داری.
فرض کن من هیچی نمیدونم یا اصلا آلزایمر گرفتم.
هر روز از نو عاشقم شو و بهم یادآوریش کن
اینجوری قول میدم رابطمون نفس میکشه.
بعضی وقتا مرورم کن.
یادت بیار که چقدر واست جنگیدم، چقدر واست دوییدم، چقدر واست ذوق داشتم، چقدر دوستت داشتم، چقدر واقعی بودم، و تو همشو نابود کردی.
دلم یه اتفاق هیجانانگیز، یه نوتیف هیجانانگیز یا هر چيزی که بتونه سکتم بده، میخواد.
کسی که دلخوری و گلایهاش رو مطرح میکنه
با شما نمیجنگه، برای شما میجنگه، و روزی که بیخیال حرف زدن بشه اون روز مصادف میشه
با روشن شدن روز شمار از دست دادنش.
بدترین قسمت قوی بودن
اینِ که هیچکس نمیفهمه جدی جدی داری درد میکشی،
جدی جدی خسته شدی بریدی،
جدی جدی کم اوردی و نمی دونی باید چیکار کنی..!
